حشمتاله آزادبخت: شب است و با راهنمایی میزبانها خیابانهای ناشناس مریوان را چرخ میخوریم… اینجا ساختمان کوچکِ کانو ن فرهنگی،هنری «وژین »به معنای زندگیست. که در محوطهی یک پارک بناشده است.چند نفر که گویا چشم به راه رسیدن ما بودهاند،دستهای استقبال را جلو میآورند: به خیر باین..به خیرباین.. یک سالن کوچک وچند اتاق کوچکتر تمام فضای کانون وژین را درآغوش گرفته اند.اینجا یک «ان جی اُست» که باهزینهی شخصی هنرمندان ومردم فعالیت میکند.ان جی اُ ها تشکیلات کاملاً خودگردان وخودجوشی هستند برای حمایت ازهرچیزخاص. حمایت از موجودی درحال انقراض یا یک هنرمند یا منابع طبیعی ادامه را بخوانید »
سنندج – خبرگزاری مهر: برترین های ششمین جشنواره مطبوعات و خبرگزاری های غرب کشور در سنندج معرفی شدند و از آنها تقدیر و تجلیل به عمل آمد.
صادق صیفی در بخش سرمقاله “گیر کار کجاست؟” نشریه سیمره استان لرستان نفر اول، تیتر ” آسیب شناسی انتخابات لرستان” از نشریه سیمره اثر “محمد طاهر کنعانی” طنز مکتوب “پرویز گراوند” با اثر “اهل دلفانم” از هفته نامه سیمره، “کریم رضا دریکوند” با اثر “شیخ را گفتند” از هفته نامه سیمره- “یاسر دلفان” بدون شرح هفته نامه سیمره لرستان
ششمین جشنواره مطبوعات و خبرگزاری های غرب کشور ظهر چهارشنبه با حضور معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و جمعی از مدیران و مسئولان استان کردستان در تالار مجتمع فرهنگی و هنری فجر شهر سنندج با معرفی برترین ها به کار خود پایان داد. ادامه را بخوانید »
مراد سپهوند: یکی از مسائل و قضایای مهم که معمولاً به دنبال شکلگیری مجلس جدید و تغییر نمایندگان در سطح کشور و استان به وقوع میپیوندد، تغییر مدیریتهای خرد و کلان ادارات و ارگانهای اجرایی مختلف است.در وهلهی نخست این اقدام عادی و طبیعی به نظر میآید.در سه دههی گدشته، این امر به تدریج نهادینه شده و رسمیتیافته است که نمایندگان در عزل و نصبهای استانی نقشی غیرقابل انکار داشته باشند. این موضوع البته برای نمایندگانی که دیدگاه کلاننگر ندارند و همچنین کسانی که میخواهند بدون توجه به سرنوشت کلی کشور و استان،یک شبه راه چندین ساله را طی نموده و به «پستی آب و ناندار» برسند، از جاذبهی خاصی برخوردار بوده است. البته این یک امر پذیرفته شده است که نماینده در عزل و نصبها نظر بدهد و در راستای بهینهسازی مدیریت تلاش نماید؛ زیرا عامل مدیریت نقش بیبدیل در توسعهی انسانی و برنامهریزی و به فعلیت رساندن پتانسیلها ایفا مینماید؛ اما چنین به نظر میرسد که این موضوع طی سه دههی گدشته، به «چاهویلی» بر سر راه نمایندگان تبدیل شده است! ادامه را بخوانید »
ک- بدرآبادی: ضرورت و اهمیت حیاتِ سالمِ مطبوعات در جامعهی امروزی، بر هیچ کس پوشیده نیست؛ آنچنان که بیراه نیست اگر بگوییم برای پی بردن به وضعیت زندگی در یک جامعه و نوع مناسبات حاکم بر آن-از حیث مطلوب یا نامطلوب بودن- بهترین و کوتاهترین مسیر، بررسی وضعیت مطبوعات آن جامعه است؛ از این حیث که آیا به راحتی و آزادانه قادر به انجام وظیفهی ذاتی خود، که متبلور در یک عبارت – آگاهیبخشی- است؛ هستند، یا نه! و اصلاً جایگاه اهالی این حوزه در جامعه چگونه جایگاهی است؛ رابطهی مطبوعات با قدرت، سیاست، جامعه، مذهب و به صورت کلی همهی حیطهها به گونهای است که اهمیت آن را صدچندان ساخته است و میتوان آن را حلقهی واسطی میان تمام حیطهها دانست. بر این اساس آنچه مسلم است؛ در صورت تضعیف این حلقه یا عدم کارایی لازم آن به هر دلیل، به نوعی در کارِ سایرِ حیطهها اخلال ایجاد میشود که البته در مواردی ممکن است تبعات این اخلال تا مدتها پوشیده بماند و زمانی هم که آشکار میشود به دلیل گذشت زمان، نقش مورد نظر دیده نشود. با این حال علاوه بر اهالی این حوزه، هستند کسانی که همواره این نقش و چرایی آن را پیوسته گوشزد کردهاند که البته در موارد بسیاری نه تنها باعث عبرت گرفتن نمیشود که حتی از اساس نفی میگردد تا درب، همچنان بر روی پاشنهی همیشگی بچرخد و به اصطلاح آب از آب تکان نخورد. ادامه را بخوانید »
لطیف آزادبخت: ” رقص بیجهت ” نخستین مجموعهی شعر ” میرسلیم خدایگان ” ( که من در این نوشتار او را با نام کوچکاش -سلیم ـ مینامم ) از چند جهت اثری در خور بحث است. نخست اینکه اولین مجموعهی شعر یکی از شاعران مطرح نسل دوم منطقهی ما است. دوم اینکه زبان آن با نُرم معمول شعر استان ما متفاوت است و بالاخره اینکه از جملهی معدود آثاری است که پژواک برخی از تأثیرات شعر موسوم به ” دههی هفتاد”، در آنها به گوش میرسد. برای ادبیات مدرن ما چنین انعکاساتی هم طبیعی و هم ضروری است. ادبیاتی که پژواک صدای زمانه در آن شنیده نشود ادبیاتی عقیم و غیر معاصر است زیرا هیچ عنصری از شعر یک عصر به اندازهی همین صدای خاموش و منتشر شونده که از متنی به متن دیگر و از شاعری به شاعر دیگر جریان مییابد واجد اهمیت نیست. این روح یک دوران است که زبانی مناسب روایت خود میخواهد. تحولات شعری هر زمانهای و در هر جغرافیایی احتمالا ً همیشه این گونه بیخبر و همچون ورود جریان ِ آب گرمی به یک رودخانه ، آرام اما محسوس رقم میخورند. این روی دیگری از تغییر است که بر خلاف جریان سازیهای ادبی ِ کاذب و” بیانیهای”، آرام، بیخبر و اثرگذار میآید و طنین خود را در رخدادها بر جای میگذارد و آثار آن در افق زبان ماندگار میشود. ادامه را بخوانید »
حشمتاله آزادبخت: کرمانشاه و کامیاران و سنندج را جاگذاشتهایم و در هفتاد کیلومتری مریوان پیچ میخوریم. بادیدن کوههای لخت و آسوهای بیدرخت دهان تعریف و توصیفمان از طبیعت منطقهی خودمان تندتند باز میشود….
باوجود محمدحسین آزادبخت – از بهترین ماکتسازان که تمام موزههای مردمشناسی لرستان به دست هنرش ساخته شدهاند و سفرهی هفت سین«بیستون»ش این روزها حرفها با خود دارد- و فرهاد ابدالی از منتقدان خوب این دیار و عضو تحریریهی مجلهی بایا، زبان جز در دایرهی بیمرز ادبیات نمیچرخد وگوشْ زوم بهرهگیری از موضوع دیگری نمیشود و درازای جااااااده را خسته نمیشوی. اسد آزادبخت درحالیکه فرمان ماشین را بین پیچها تقسیم میکند، گاهی به شیرینی، زنگ تفریح ِروایتی بومی میشود و رضا خجسته با اینکه مکانیک هواپیماست، اما آچار ذهنش در پیچ و مهرهی واژههای فارسی، خوب میچرخد و ریشهیابیشان میکند. میگوید: نماز بلندشدهی واژهی « نِمِز » لکیست. یعنی وقتی انسان به نماز برمیخیزد، فرو میافتد و فروتن میشود… ادامه را بخوانید »
محمدکاظم علیپور: جنگ هشت ساله تازه به میانه رسیده بود. من سرباز بودم. در پادگان ۰۷ خرمآباد دورهی آموزشی سهماهه، آخرین نفسهایش را میکشید. بار نخست که اسمم درآمد، نرفتم. دوست داشتم خدمت سربازیام را به پایان ببرم. اما چون تنها فرزند ذکور خانوادهای بودم که از هجوم آبله و سرخک، جان سالم به در برده بود، سرنوشتم را به معلمی سرشتند.
رخت سربازی را از تن درآوردم تا راهی دانشسرای تربیت معلم شهید پاکنژاد یزد شوم. یزد برایم رهآورد زیادی به همراه نداشت، فقط یکی از استادان تا هنوز بخشی از خاطراتم شده است. ادامه را بخوانید »
محمدحسین آزادبخت: از کنار گودال خرسها میگذریم. میرویم تا با عبور از پلی تاریخی و باشکوه، به قسمت قدیمی برن، برویم. برای مدتی بر روی پل میمانیم. رودخانهی پرآب و خروشان «آرن» در قعر درهای عمیق و صخرهای جاری است. ارتفاع پل تا سطح آب حدود صد متر است. لابد آرن آبهای خود را از یخچالهای عظیم آلپ برداشته است، با شتاب میرود تا در بستر دریاچهی «لوزان» در جنوب غربی سوئیس، و در نزدیکی مرز فرانسه آرام بگیرد. سر ریز دریاچهی لوزان با عبور از کنار شهر ژنو، وارد خاک فرانسه میشود تا رودخانهی «رن» آغاز شود. به همراه سیروس از روی پل عبور کردهایم از مقابل ساختمان باشکوه پارلمان سوئیس و کلیسایی که معماری بسیار زیبایی دارد میگذریم. به قدیمیترین محلهی شهر برن میرسیم. بر روی سنگ فرشهای صیقلیافته کوچه و بازار پرسه میزنیم. امروز یکشنبه است. همهجا تعطیل است. اما از پشت ویترین مغازهها به داخل آنها نگاه میکنیم. بیشتر فراوردههایی که در این فروشگاهها عرضه میشوند، کالاهای فرهنگی و صنایع دستی هستند. دستسازهها و دستبافتههایی از چین و ژاپن و هندوستان تا ترکیه و آفریقا و آمریکای لاتین به چشم میخورد. در چند فروشگاه، نمونههایی از قالیچهها و گلیمهای ایرانی را نیز می بینیم. سیروس میگوید صاحبان این فروشگاهها ایرانی هستند. آنها محصولات صنایع دستی ایران را در این فروشگاهها عرضه میکنند. ادامه را بخوانید »
صعود موفقیت آمیز تیم گهر دورود به لیگ دسته یک فوتبال کشور را به مردم شریف لرستان، به ویژه مردم عزیز و محترم دورود تبریک میگویم!
حاجیعلی شرفی: هر ساله بخشی از بودجهی کشور باید صرف طرحهای عمرانی و احداث زیرساختهایی گردد که مورد استفادهی هممیهنان قرار میگیرد؛ اما ابهام در جایگاه و موقعیت کارهای عمرانی و پیمانکاری در اقتصاد کشور، در نزد دولتمردان ما هر روز در این حوزه، مشکلاتی را به وجود میآورد و کارهای عمرانی و شرکتهای پیمانکاری به مانند مرغ که گوشت آن هم در عزا و هم در عروسی مورد استفاده قرار میگیرد، جا خوش کردهاند! زیرا هر جا که مشکل و مانعی برای منابع مالی و اعتباری پیش میآید بخشی از بودجهی کارهای عمرانی،«ذبح و قربانی» میشود تا مراسم شادی و یا عزا به راحتی از سر گذرانده شود! کارهای عمرانی و شرکتهای پیمانکاری مربوطه باید در زمرهی صنعت و تولید کشور طبقهبندی شوند؛ زیرا به عنوان یکی از ارکان مهم «صنعت ساختوساز» و عمران کشور محسوب میگردند؛ هر چند سایر بخشهای تولید و صنعت نیز در کشورمان وضعیت چندان مناسبی ندارند، ولی در همین سطح ضعیف هم در طرح هدفمندی یارانهها و دیگر زمینهها به این مسئله و مشکل، توجه نشده است. ف ادامه را بخوانید »
