شما اینجا هستید: خانهفرهنگ«حسین شیدایی دُردانه‌ی هنر لرستان»

«حسین شیدایی دُردانه‌ی هنر لرستان»

دوشنبه, 27 شهریور 1396 ساعت 18:33 شناسه خبر: 2893 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

سیمره/ سیامک موسوی‌اسدزاده- اشاره: روز شنبه هیجدهم شهریور ماه در آیین پایانی بیست‌ونهمین جشنواره‌ی تئاتر لرستان که در تالار دکتر زرین‌کوب شهرستان بروجرد برگزار شد، از سردیس زنده‌یاد استاد «حسین شیدایی» رونمایی گردید. متن زیر را آقای دکتر موسوی به همین مناسبت نوشته‌اند که تقدیم خوانندگان سیمره می‌شود.


همراه با نوروز سال 1328 در یکی از محله‌های شهر خُرّم‌آباد، کودکی چشم به‌جهان گشود که «حسین» نامیدندش. آن‌روزها کسی نمی‌دانست، که سرنوشت این کودک چه خواهد بود، چگونه و به‌کجا ختم خواهد شد و هیچ‌کس هم از بهره‌ی هوشی و استعدادهایش باخبر نبود.
کودکی حسین در محله‌های «گَردآو» و «فرهنگ» خرم‌آباد گذشت و تحصیلات ابتدایی‌اش را در دبستان‌های؛ «شرافت» و «نمونه» گذراند.
این سال‌ها در زندگی حسین نقش عمده‌ای را بازی کرد. حسین در این ایّام، برخلاف سایر هم‌سن و سالانش، پول‌های تو‌جیبی‌اش را جمع می‌کرد و روزها در انتظار آمدن «شهرفرنگی» می‌نشست، تا زمانی که گذرش به محله‌اشان می‌افتد، همه‌ی پول‌ها را به او دهد و چشم بر چشمی «شهرفرنگ» بگذارد و پای در دنیای وهم و خیال نهد و تمام داستان‌های آن را بشنود و ببیند.
حسین، رفته‌رفته که بزرگ‌تر شد، به نقالی و بازیگری علاقه‌مند گردید و آن‌چه را که در سالن سینما یا پایِ نقل استادِ نقال می‌دید و می‌شنید، در کلاس درس- پیش از آمدن آموزگار- برای هم‌شاگردیانش بازی می‌کرد. خودش می‌گفت: «روزی مشغول بازی بودم که معلم زودتر از معمول وارد کلاس شد و تمام بازی مرا دید و دست برقضا هنگامی که یکی از معلمین مدارس خرم‌آباد برای انتخاب بازیگری در سن‌و‌سال من به مدرسه‌امان مراجعه کرده بود، معلم من‌را، به‌وی معرفی کرد.» بدین ترتیب حسین با بازی در نمایش؛ «دُرّ یتیم» پا به عرصه‌ی بازیگری می‌نهد. حکایت بازی حسین در این نمایش که از زبان حسین ضبط شده، حکایتی زیبا و شیرین است که در این مقال نمی‌گنجد. حسین، از این پس هوایی می‌شود و تصمیمش را می‌گیرد و تئاتر را دنبال می‌کند.
وی تحصیلات مقدماتی را در دبیرستان‌های «حامدی» و «پهلوی» می‌گذراند و در این سال‌ها گروهِ «نمایشی» را تشکیل می‌دهد و به همراه اعضای گروه، به تأثیر از فیلم‌های سینمایی، نمایش‌نامه می‌نویسند و به اجرا در‌می‌آورند.
خودش می‌گفت: «سال 1345 برای اولین‌بار امکان حضور در جشنواره‌ی رامسر را پیدا کردیم. جشنواره‌ی رامسر محل تلاقی گروه‌های هنری و تئاتریِ دانش‌آموزی کشور بود و مجالی برای یادگیری.»
حسین در این سفر فرصتی می‌یابد تا از دانسته‌ها و تجربیات دیگران بهره‌برداری نماید. خودش چنین اظهار می‌داشت: «در این سفر به‌رغم انتظار و توهممان، موفقیتی از نظر کسب جایزه، حاصل نکردیم، امّا در عوض از نظر علمی و تجربی، اطلاعات زیادی را به‌دست آوردیم و همین هم باعث شد، در سال‌های بعد در آن جشنواره، بدرخشیم.»
سال 1347 سالِ خداحافظی حسین با نمایشِ دانش‌آموزی است. وی در این سال برای ایفای نقش در نمایش «پسر شمشیر» به کارگردانیِ زنده‌یاد استاد «محمد رایگان» دعوت به همکاری می‌شود.
«من سال‌ها بود که منتظر چنین فرصتی بودم تا در کنار استاد رایگان به همکاری بپردازم. به همین خاطر دعوت استاد را با کمال میل پذیرفتم.»
استاد رایگان در این خصوص اشاره داشت: «حسین، موقعی که پسر شمشیر را بازی کرد، سنش کم‌تر از سن نقش بود، با این حال این نقش را خیلی خوب از آب درآورد.»
با ایجاد دفتر نمایندگی «فرهنگ و هنر» لرستان، توسط زنده‌یاد استاد «حمید ایزدپناه»، حسین و گروهش دعوت به همکاری می‌شوند. آنان نمایشِ «افعی طلایی» (علی نصیریان) را آماده‌ی اجرا دارند و این نمایش را به عنوان نمونه‌کار، به این نمایندگی ارائه می‌کنند و استاد ایزدپناه همکاری آنان را مشروط به بازبینی این نمایش توسط استاد رایگان و تأیید آن، می‌کند. استاد رایگان کار را می‌بیند و آن را تأیید می‌کند و بدین ترتیب این گروه تحت حمایت فرهنگ و هنر لرستان قرار می‌گیرد و از آن پس با نام «آرش» رسماً آغاز به فعالیت‌های جدی می‌نماید.
    استاد شیدایی در سال 1348 به عنوان سرپرست مرکز فعالیت‌های تئاتری اداره‌ی فرهنگ‌و‌هنر استان لرستان، به استخدام این اداره در‌می‌آید و تا سال 1370 که به تهران منتقل شد، به عنوان کارشناس تئاتر، نه تنها در حوزه‌ی تئاتر، که در حوزه‌های دیگر هنری، منشأ خدمات فراوانی گردید.
حسین شیدایی هنرمندی بی‌بدیل در عرصه‌ی تئاتر بود. او اگرچه علاقه‌ی زیادی به نوشتن نمایش‌نامه نداشت، ولی تمامی کارهای اجرایی نمایش‌هایش، از جمله؛ طراحی صحنه، طراحی و اجرای دکور، طراحی لباس، طراحی و اجرای گریم، طراحی نور را خود به عهده می‌گرفت و آن را به نحو بسیار حرفه‌ای به انجام می‌رساند.
حسین در کار انتخاب بازیگر، بازی‌گیری و ایجاد میزانسن‌های زیبا و خلق لحظات ناب و ماندگار تئاتری، خبره و خود نیز بازیگری توانا بود.
وی هم‌چنین در ساخت انواع عروسک نمایشی مهارت فراوانی داشت و به کارِ ساخت مجسمه‌های گِلی نیز می‌پرداخت که متأسفانه به دلیل نداشتن کوره‌ی پخت، آثار گلی‌اش باقی نماند.
حسین اوایل دهه‌ی 70  به تهران منتقل شد ولی متأسفانه در همین ایام  دچار بیماری‌ای جان‌کاه گردید و روز به‌روز ضعیف‌تر شد و به همین خاطر مجال کار در تهران را پیدا نکرد.
با این حال در سال 1379 توسط  این‌جانب به استاد بهرام عظیم‌پور، برای بازی در سریال «خاک سرخ»، به کارگردانیِ ابراهیم حاتمی‌کیا معرفی گردید و در یک ظهر تابستان به دفتر پروژه آمد و توسط بهرام عظیم‌پور دعوت به کار شد. در اولین جلسه‌ی تمرین، استاد حاتمی‌کیا، با دیدن وضعیت جسمی حسین  اظهار داشت که گمان نمی‌کنم جسم ایشان یاری دهد که بازی کند. ولی وی در همان اولین جلسه‌ی تمرین، آن‌چنان درخشید که حاتمی‌کیا خطاب به من گفت: «این تا حالا کجا بوده است؟» و پس از موفقیت حسین در نقش اوّل، نقش دومّی برای وی در نظر گرفت.
 من که از پروژه‌ی «خاک سرخ» جدا شده بودم و در خرم‌آباد به سر می‌بردم، یک شب تصادفاً با استاد حاتمی‌کیا (که به همراه گروه در «اهر» به سر می‌برد) تماس تلفنی گرفتم. ایشان گفت که؛ حسین بازیش تمام شد و عازم تهران است و من که از جدا شدن او از گروه ناراحت هستم و شروع کردم نقشی را ساختم و از بچه‌ها‌ی تولید خواستم تا اتوبوس او را در یکی از پاسگاه‌هایِ پلیس‌راهِ مسیر، متوقف کنند و او را باز گردانند.
به این ترتیب حسین موفق به ایفای سه نقش متفاوت و بسیار زیبا در این سریال گردید. هم‌چنین حسین که پیش از این در فیلم کوتاه «تنها با زمین» ساخته‌ی وحید موساییان بازی کرده بود در دو فیلم بلند وی، یعنی؛ «آرزوهای زمین» و «خاموشی دریا» به ایفای نقش پرداخت و ديپلم افتخار بهترين بازيگر نقش دوّم مرد را از بیستمین جشنواره‌ی فیلم فجر، به خاطر بازی در فیلم «آرزوهای زمین» به خود اختصاص داد.
اگرچه برخی از نمایش‌های حسین نظیر«ترس و شادی عباس ماشین‌شور»، «بلبشو»، «انسان میوه‌ی نخل»، به همتِ زنده‌یاد «هبت‌اله صدری» ضبط ویدئویی گردید، امّا متأسفانه هیچ‌کدام از کاست‌های این اجراها در دست نیست و به همین منوال از آثار اجرایی حسین هیچ‌گونه اثری موجود نیست. و اگر چند فیلم و سریالی که وی از اواخر عمر خود اجرا کرد، در دست‌رس نبود، هیچ‌گواهی برای اثبات توانایی‌های این هنرمند بزرگ وجود نداشت. امّا خوش‌بختانه سریال خاک سرخ و فیلم‌های یاد شده از او باقی ماند تا دلیلی بر عظمت هنرِ او باشد.
استاد «حسین شیدایی» پس از سال‌ها دست و پنجه نرم کردن با بیماری‌اش، در خرداد ماه سال 1381 جان به‌جان آفرین تسلیم کرد.
 حسین در سال 1361 با زنده‌یاد استاد «معصومه ذباح» که خود از فعالان حوزه‌ی تئاتر بود و به اجرای کارهای عروسکی اهتمام داشت، ازدواج کرد و این زوج سه فرزند برومند دارند که به ترتیب جناب آقای مزدک شیدایی، جناب آقای میلاد شیدایی و سرکار خانم مروارید شیدایی می‌باشند. مزدک و میلاد هردو در حوزه‌ی تئاتر و تلویزیون مشغول فعالیت می‌باشند.

اثرشناسی استاد حسین شیدایی:
1- «درس عبرت» (1341‌، بازیگر)
2- «فداکار» (1342، بازیگر)
3- «دیروز و امروز» (1346، نویسنده، کارگردان و بازیگر)
4- «جانباز» (1346، بازیگر)
5- «وصیت‌نامه عمه» (1346، نویسنده، کارگردان و بازیگر)
6- «پسر شمشیر» (1346، بازیگر)
7- «دیکته» (1346، کارگردان)
8- «افعی طلایی» (1347، کارگردان و بازیگر)
9- «بینوایان»(1349، بازیگر)
10- «قوچ شایسته قربانی نیست» (1349، بازیگر)
11- «پهلوان اکبر می‌میرد» (1349، بازیگر)
12- «خانه روشنی» (1350، کارگردان و بازیگر)
13- «بدبده» (1350، کارگردان و بازیگر)
14- «عروس» (1350، کارگردان)
15- «بهترین بابای دنیا» (1351،کارگردان و بازیگر)
16- «بام‌ها و زیربام‌ها»(کارگردان)
17- «آن‌جا که ماهی‌ها سنگ می‌شوند»(کارگردان و بازیگر)
18- «سگی در خرمن‌جاه» (1352، کارگردان و بازیگر)
19- «مضرات دخانیات»(1354، کارگردان و بازیگر)
20- «چوب به‌دست‌های ورزیل»(13540، کارگردان)
21- «کرکس‌ها» (1354، کارگردان و بازیگر)
22- «خانه‌ی روشنی» (1354، کارگردان و بازیگر)
23- «یاغی‌ها» (1355، کارگردان و بازیگر)
24- «درگوش سالمم زمزمه کن» (1355، کارگردان و بازیگر)
25- «خیانت»(1356، بازیگر)
26- «چهارصندوق»(1355، کارگردان)
27- «معدنچیان»(1356، کارگردان و بازیگر)
28- «در پوست شیر»(1356، کارگردان)
29- «مقاومت»(1359، بازیگر)
30- «صدای پای آب»(1361کارگردان و بازیگر)
31- «دزدبازی»(1361 و 1364،کارگردان)
32- «شاه مار خان»(1361، کارگردان و بازیگر)
33- «انسان میوه‌ی نخل»(1362، کارگردان و بازیگر)
34- «ترس و شادی عباس ماشین شور»(1362‌، کارگردان و بازیگر)
35- «بالایی‌ها و پایینی‌ها» (1363، کارگردان و بازیگر)
36- «بازداشت موقت» (1364، کارگردان و بازیگر)
37- «بلبشو» (1364‌، کارگردان و بازیگر)
38- «بارگه داد» (1367،کارگردان و بازیگر)
39- «معدنچیان» (1368کارگردان و بازیگر)
40- «آی قصه قصه قصه» (1368، کارگردان و بازیگر)
41- «آن شب» (1369، بازیگر)
42- فیلم کوتاه «تنها بازمین» (بازیگر)
43- سریال «خاک سرخ» (1379، بازیگر)
44- فیلم سینمایی«آزروهای زمین» (بازیگر)
45- فیلم سینمایی«خاموشی دریا» (بازیگر)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004