شما اینجا هستید: خانهمقالهبررسی و نقد و نظر کتاب تاریخ ایلات و طوایف لرستان(8)

بررسی و نقد و نظر کتاب تاریخ ایلات و طوایف لرستان(8)

جمعه, 03 خرداد 1398 ساعت 23:29 شناسه خبر: 4419 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
اردشیر کشاور اردشیر کشاور سیمره

 اردشیر کشاورز/ سیمره: در نوبت‌های قبلی، مواردی از مطالب کتاب ارزشمند و گران‌سنگ ایلات و طوایف لرستان، تالیف زنده‌یاد، استاد بزرگوار، روان‌شاد محمدرضا والی‌زاده معجزی، مورد نقد و بررسی و بحث و فحص قرار گرفت، از حوصله‌ای که خوانندگان آگاه و فرهنگ‌مدار تا این بخش از ارائه‌ی نقد و نظریات به خرج داده بی‌ نهایت سپاس‌گزار و دلشادیم، ان‌شاالله تا سامان نهایی، این قلم را هم‌چنان مورد عنایت و مرحمت و بزرگواری خود قرار دهند، در هرحال وظیفه‌ي خویش می‌داند، ضمن بازنمایاندن لغزش‌های تاریخی که در عرضه و عرصه‌ی هر پدیده‌ی علمی ناگزیر و به جهت وسعت دامنه‌‌ی اطلاعات چهره خواهد نمود با رعایت بیان شیوه‌های علمی نقدونظر، منصفانه و باتوجه به نگارش قوت و ضعف مطالب کتاب، بدیهی است هرجا که ضرورت لازم را در جهت بازتاب و ارائه‌ي معلومات تاریخی مورد لزوم محسوس بداند، نسبت به تشریح و شکافتن قضایای مترتب و مرتبط با موضوعات تاریخی مبادرت ورزد که به نظر می‌رسد از دید عمیق صاحب‌نظران و آگاهان به مسایل تاریخی نیز جای ایراد و اشکال نخواهد داشت. در هر صورت هم‌چنان که پیگیر ادامه‌ی طرح پاره‌ای از مسایل تاریخی کتاب هستیم، پیرامون موضوع بهره‌برداری از مزایای املاک خالصه‌ی سیمره، صفحه‌ی 352، می‌خوانیم:« توضیحات لازم است گفته شود، املاک وسیع و زرخیز سیمره، در اصل خالصه‌ی دولت بوده و در زمان مظفرالدین‌شاه به والی پشتکوه واگذار گردیده، و والی آن‌ها را به عنوان اجاره به آقایان خوانین میر که وزیران او بودند، داده بود، والی تا زمانی حکومت پشتکوه را داشت، وجه اجاره‌ی سیمره را از خوانین میر می‌گرفت،

ولی این مبلغ نسبت به کل درآمد و محصول بلوک سیمره، خیلی ناچیز بود و ......» پیرامون بازگفتار عناوینی چون خالصجات دولتی و املاک خاصه‌ شاهی یا املاک سلطنتی و هرآن‌چه در تملک و یا تملیک دولت و یا نمایندگان دولتی از جمله حکام و والیان نقاط گوناگون بوده‌است، شرح مراتبی در آثار تاریخی ضبط است که با توجه به ابعاد وسیع دامنه‌های مربوطه‌ی آن مورد پیگیری نیست و اما پیرامون خالصجات دولتی ایالت لرستان پشتکوه از جمله محال سیمره به موجب آثار و مستندات تاریخی، دیوانی و هر آن‌چه در پرونده‌های راکد محاکم قضایی دادگستری مضبوط و دسترسی به محتوای اطلاعات مربوطه‌ی آن‌ها به واقع بسیار ذی‌قیمت و ارزشمند می‌نماید، این قلم بخشی از مدارک قضایی خالصجات دولتی نقاط تابعه‌ی لرستان پشتکوه، یعنی استان کنونی ایلام را مورد بررسی و ملاحظه قرارداده که از طریق وکیل دعاوی عقبه‌ی ابوالفتح میرزای سالارالدوله فرزند مظفرالدین‌شاه در اختیار قرار گرفته است و در حقیقت آن میزان از املاک خالصجات دولتی و از جمله سیمره و آبدانان و .... همان مرده ریگ و میراث والیان لرستان پشتکوه و از جمله آخرین آنان مرحوم غلامرضاخان امیرجنگ فرزند حسینقلی‌خان ابوغداره بوده است.

ماحصل کلام در پرونده‌ی مورد بحث که در نخست‌وزیری سال‌های بعد از پدیده‌ی اشغال ایران، توسط متفقین در شهریور 1320 خورشیدی و در زمان جنگ جهانی دوم از جمله‌ی اوراق آن که موجود می‌باشد، صورت‌مجلسی تهیه و تنظیم گردیده که به موجب مفاد آن چنین می‌خوانیم:«صورت‌مجلس تصفیه‌ی دعاوی ورثه مرحوم غلامرضاخان والی‌ سابق پشتکوه- در تاریخ 18/11/1323 -کمیسیون رسیدگی به دعاوی ایلات و عشایر، متشکله در وزارت دارایی به اظهارات و مدارک وراث مرحوم والی پشتکوه رسیدگی نموده از طرف دولت اظهارنظر می‌نماید....»

خلاصه جریان امر بنا بر محتویات پرونده‌ی سنگین و قطوری که در اختیار می‌باشد به این صورت هست که مرحوم غلامرضاخان والی پشتکوه تا اواخر سال 1307 شمسی دارای نفوذ قدرت فوق‌العاده در پشتکوه و پیشکوه بوده و قسمت اعظم املاک و مزارع آن صفحات در تصرف والی و کسان او بوده، ولی ا‌ز سال 1308 به بعد که والی به بین‌النهرین (عراق کنونی) مهاجرت و اولاد و احفاد او پراکنده می‌شوند کلیه املاک و اراضی متصرفی نامبرده که برخی از آ‌ن‌ها مظنون به خالصگی و بعضی هم جز و خالصجاتی بوده است که بنا بر فرمان پادشاهان قاجاریه به اجداد این خانواده انتقال یافته بوده است، کلا به تصرف دولت درآمده. مرحوم غلامرضاخان والی در زمان رحلت و در موقع اقتدار و سلطه‌ي خود قسمت بیش‌تر املاک ابتیاعی و احداثی خود را و آن‌چه که به موجب فرامین سلاطین ماضی در تصرف خود داشته به موجب لوح برنجی مورخ شهر ذی‌ قعده سال قوی‌ئیل 1329 قمری که فعلاً در فرمانداری ایلام موجود است و املاک و مزارع در آن لوح برنجی به طور تفضیل، شرح و بسط داده شده، بین سیزده نفر از فرزندان و کسان خود تقسیم کرده. در لوح برنجی و مفاد صورت‌جلسه تنظیمی شرح موجودیت املاک، مزارع، قلاع(قلعه‌ها)، طواحین(آسیاب‌ها، باغات و ... از جمله نقاط حسینبه و حسین‌آباد(ایلام) هجدان دشت، سیمره، آبدانان، چرداول، شیروان. رنجبره، امیرآباد، رضاآباد و ... آمده است که از ذکر تمامی املاک و مزارع به جهت پرهیز از تفصیل کلام خودداری و ان‌شاالله در صورت بقای عمر، در کتابی که پیرامون  عقبه‌ی سالارالدوله در دست نگارش خواهد بود، آورده می‌شود، اما در مورد سیمره، ردیف سوم، صفحه‌ی دوم صورت مجلس مربوطه می‌خوانیم:«3- سیمره به موجب فرمان مظفرالدین‌ِشاه که دفتری شده، می‌باشد، این ملک در سال 1321 قمری به مرحوم حسینقلی‌خان والی واگذار گردیده است و تا زمان ضبط کلیه املاک منتسب به مرحوم غلامرضاخان در تصرف نامبرده بوده است، این محل از نظر کمیسیون تقسیم اراضی بین رعایای محلی تقسیم شده‌است، این ملک در دفاتر  رقبه‌ی محمدشاهی و ناصری به نام خالصگی ثبت و به موجب فرمان به مرحوم حسینقلی‌خان پدر مرحوم غلامرضاخان منتقل شده بوده‌است.»

نکته‌ای که در این‌جا ضرورت تذکار آن محسوس می‌نماید، این که در تاریخ واگذاری ملک سیمره، توسط مظفرالدین‌شاه به حسینقلی‌خان ابوغداره، سال1321 قمری آمده، در حالی که حسینقلی‌خان، حسب سال‌های 1318 -1319 درگذشته است و لذا به نظر می‌رسد، چون واگذاری املاک خالصه دولتی و یا املاک خاصه شاهی در عصر قاجاریه، به والیان لرستان پشتکوه، با شروع سال 1220 هجری قمری به حسن‌خان فیلی والی پشت کوه بوده، و همه ساله بنا به مرسوم تجدید احکام سنواتی، توسط شاهان بعدی به بازماندگان والیان و ..... فرمان واگذاری مجدد صادر می‌شده است، چنان‌چه صورت اراضی ملک سیمره با عنوان رقبات شاهی در زمان محمدشاه قاجار را جانشین فتح‌علی‌شاه و ناصرالدین‌شاه پسر محمدشاه و مظفرالدین‌ِشاه صورت وضعیت ملکی سیمره به صورت خالصگی در دفاتر شاهی تجدید وضعیت یافته و از حسین‌قلی‌خان ابوغداره به غلامرضاخان والی، امر تفویض واگذاری انجام شده است در هرحال نوشته‌ی روان‌شاد معجزی در این راستا، درست بوده و فاقد اشکال است.

در صفحات 353،376،383،385 و  .... چنان که پیش‌تر هم گفته شده است، شاهد به کارگیری و استعمال واژه‌هایی در متن صفحات کتاب هستیم از جمله ابوالجمع، کماینبغی، خائفاٌیترقب. ماوف، حدساً و ... که خواننده امروزی با تمام فراست و آگاهی، انس چندانی با کاربرد این گونه کلمات ندارد.  در مبحث میرتیمورخان بعد از کشته شدن پدر صفحه‌ی 358 می‌خوانیم:« بعد از کشته شدن میرمحمدجعفر و برادران او، میرتیمورخان و پسرش در ماژین، محل موروثی خود به زندگانی عادی مشغول گردید. و زمام قدرت حوزه‌ی پشتکوه بلامعارض و مستقلاً به دست حسینقلی‌خان افتاد و احتیاج به یک وزیر دانا و کاردان داشت، این لباس را فقط به قامت میرتیمور برازنده می‌دانست، چه او میرتیمورخان را به خوبی شناخته و دها (زیرکی و هوشمندی) و دانایی او را تشخیص داده و بارها به سنگ محک زده و او را جهت پیش‌رفت کار خود موثر می‌دانست، بنابراین در مقام جلب و تحبیب او برآمد و هر روز او را به خود نزدیک‌تر ساخت و در کارها با وی مشورت می‌کرد و نظر صائب او را به کار مي‌بست، و برای این که هرچه بیش‌تر او را به خویش نزدیک‌تر سازد، نادختری خود را به نام آغانازار که از صلب برخوردار خان(امرایی) حاکم ترهان و فرمانده‌ی فوج امرایی و از بطن ملک زاده خانم داشت به میرتیمورخان تزویج کرد و نادختری دیگر خود را که از بطن همین بانو (ملک‌زاده خانم) و ایضاً از صلب(پشت) برخوردارخان بود، به پسر و جانشین خود (غلامرضاخان فتح‌السلطنه، امیرجنگ) داد و با این اقدام، میرتیمورخان را با خانواده‌ی خودش پیوند داد و از این تاریخ، میرتیمورخان، علاوه بر داشتن سمت وزارت در دستگاه حسینقلی‌خان، داماد او،  و باجناق پسرش بود.»

صفحات 359، 360،361 و .... مرحوم میرزامحمدخان تیمورپور، فرزند حاج میرتیمور خان درکوند، در یادداشت‌های خود پیرامون وضعیت بخشی از زندگانی پدرش نوشته است:« مادر پدرم (پدر، یعنی حاج میرتیمورخان درکوند) به ازدواج رحیم‌خان سگوند درمی‌آید و پدرم که خردسال بوده است با مادرش به خانه رحیم‌خان می‌رود و آن‌جا بزرگ می‌شود، صفحه 268. البته در جای دیگری از نگاشته‌های مرحوم میرزامحمدخان میر آمده است که دختر یکی از بزرگان سگوند را حاج میرتیمورخان درکوند به همسری خود در می‌آورد، مشخص نیست دختر مرحوم رحیم‌خان سگوند و یا دیگری است.

در صفحه‌ی 376 و377 سال مرگ شاهوردی‌ عباسی 1002 هجری قمری آمده است که در نوشته‌های پیشین  و دیگر روان‌شاد معجزی باز هم، همین سال مرگ 1002 آمده که درست آن سال 1006 هجری‌قمری است و البته ویراستار محترم توضیح لازم را در زیرنویس 1 –صفحه‌ی 377 به شرح مبسوط و دقیق آورده‌اند، جای تشکر دارد.

در صفحه‌ی 396 موضوع جریان مرگ شاه‌زاده‌ی شجاع، دلاور و خداترس شاهزاده محمدعلی میرزای دولتشاه فرزند ارشد فتح‌علیشاه و حاکم نواحی ثلث، سال 1338 هجری‌قمری آمده است که درست آن سال 1237 هجری‌قمری است که ویراستار محترم در پانوشت2- تصحیح و تاریخ درست سال مرگ را متذکر شده‌اند اما در قید مکان زمان دولتشاه، باز هم نویسنده و ویراستار هر دو تن دچار لغزش شده و محل مرگ را تاقبستان کرمانشاه نوشته‌اند که ناصحیح بوده و درست آن، (تاق‌گرا) حدفاصل مناطق گرمسیری و سردسیری غرب کشوراست.

ضرورت تذکر این مورد نیز محسوس است که مجلدات دو جلدی تاریخ لرستان در روزگار قاجار و پهلوی، به ویژه جلد اول تاریخ لرستان در روزگار قاجار که با ویراستاری حمیدرضا دالوند و به کوشش حسین و محمد والیزاده‌معجزی فرزندان بزرگوار زنده‌یاد روان‌شاد علامه معجزی از قوه به فعل درآمده، بیش از حد انتظار دچار آشفتگی و لغزش مراتب تاریخی است در صورت بقای عمر مقصود هست به آن نیز بپردازیم و از جمله پیرامون همین تاریخ سال مرگ دولتشاه و مکان مرگ با لغزش‌هایی غیرقابل انتظار مواجه هستیم که جای شگفتی دارد و به عنوان نمونه، مواردی عرضه می‌گردد: از جمله در صفحه 31، محل مرگ دولتشاه تاق‌بستان و اما سال مرگ 1237 هجری قمری درست است و هم‌چنین در صفحه‌ی 47 فصل دوم، تاریخ محاصره بغداد که می‌تواند آغاز بیماری و مرگ دولتشاه باشد 1337 و در آخرین سطر و ماقبل آن، پاراگراف اول، محل مرگ تاق‌بستان و سال 1337 و آخرین سطر نیز 1337 آمده‌است.

ادامه دارد...

 

 1- برای شناخت بیش‌تر از صفات نیکو و پسندیده‌ی شاهزاده دولتشاه، می‌توان به کتاب زندگی و زمانه‌‌ی محمدعلی میرزای دولتشاه به همین قلم رجوع کرد.

 

 

 

محتوای بیشتر در این بخش: « رقص کلمات شعر معاصر لری(1) »

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004