شما اینجا هستید: خانهگفت‌و‌گوناجی، نترس، پر غرور و استوار: زینب توانایی، دختر صخره‌نورد لُر

ناجی، نترس، پر غرور و استوار: زینب توانایی، دختر صخره‌نورد لُر

پنج شنبه, 26 ارديبهشت 1398 ساعت 19:08 شناسه خبر: 4382 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

رضا طولابی: به گواه تاریخ، لرستان مهد انسان‌های خودساخته، سخت‌کوش و با اراده بوده است. در میان قوم سرافراز لر، مردان و زنان دلیری بوده‌اند که با عملکرد مثبت‌شان در عرصه‌های علمی، ورزشی، اجتماعی، نگاه‌ها را به سمت خود جلب کرده‌اند. سیل ویران‌گر لرستان واسطه‌ای شد که با دختری شجاع و سخت‌کوش آشنا شوم؛ دختری بلندپرواز که حس نوع‌دوستی و عشق عمیق به امدادگر بودنش، او را به چالشی سخت کشاند. دختر لر فراتر از ترس در جامعه‌ای مردمحور، با کنار زدن تابوها برای کمک به انسان‌ها و کاری که عاشق‌اش بود، مسیر پر فراز و نشیبی را طی کرد. آن‌چه در پی خواهید خواند، حاصل گفت‌وگوی دو ساعته با زینب توانایی سرشکی است:

 

*خانم توانایی در ابتدا در خصوص کار در ارتفاع به روش دست‌رسی با طناب برای‌مان توضیح بدهید.

کار در ارتفاع به روش دست‌رسی با طناب از تکنیک‌های کوهنوردی و غارنوردی محسوب می‌شود. به طور خلاصه اگر بخواهم بگویم، مزایای تکنیک دست‌رسی با طناب در ارتفاع عبارتند از: کار در مکان‌هایی که به لحاظ نوع طراحی امکان استفاده از داربست، کلایمر و ... نباشد، فاقد هرگونه آلودگی صوتی به هنگام تجهیز کارگاه، داشتن حداقل سد معبر در محیط و پیش‌گیری از ترافیک، راندمان کاری بالا و مواردی دیگر... این صنعت مورد تایید و به ثبت رسیده در کمیسیون قوانین ایمنی و کار و نجات می‌باشد.

*از چگونگی انتخاب کار در ارتفاع با طناب و صخره‌نوردی برای یک خانم در یک جامعه سنتی توضیح بدهید.

از بچگی آتش نشان و امدادگر بودن را دوست داشتم، کمک به انسان‌ها در شرایط بحرانی یکی از دغدغه‌های همیشگی‌ام بوده است. سال ۸۲ به پیشنهاد یکی از دوستانم به عضویت جمعیت هلال‌احمر خرم‌آباد درآمدم. از سال ۸۶ به مدت ۵ سال در دزفول زندگی کردم، آن‌جا نیز به عنوان امدادگر داوطلب فعالیت داشتم. سال ۸۷ آتش‌نشانی دزفول فراخوان جذب همیار آتش‌نشان خانم را اعلام کرد، به دلیل علاقه‌ی وافری که به آتش‌نشانی داشتم ثبت نام کرده و دوره‌های مختلف تخصصی و آموزشی را با موفقیت پشت سر گذاشتم. ایده‌های مختلفی در خصوص ابزار و تجهیزات آتش‌نشانی داشتم، در همین راستا چند نمونه هم به صورت ابتکاری درست کردم، طرح بالابر انسان در حداقل حجم و زمان و طرح یک ربات برای نسب کارگاه(نسب طناب از یک سمت به سمت دیگر رودخانه برای خدمات نجات) متاسفانه به دلیل مشکلات مالی و کمبود اعتبارات این طرح‌ها به سرانجام نرسید!

*چند مورد از دوره‌های آموزشی که گذرانده‌اید، نام ببرید.

صخره‌نوردی و کار در ارتفاع با طناب، اطفای حریق، امداد و نجات، تکنیسین فوریت‌های پزشکی، نقشه‌خوانی و کار با قطب نما و چندین دوره‌ی دیگر.

*دوره‌ی اطفای حریق را در کدام شهر گذرانده‌اید؟

در تهران، روایت این دوره می‌تواند برای مخاطبان این مصاحبه جالب باشد. آن موقع هر هفته برای حضور در کلاس‌ها با قطار از اندیمشک عازم تهران می‌شدم، کلاس‌ها روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه برگزار می‌شد، چون من در تهران جایی برای اسکان و خواب نداشتم، تا صبح روی صندلی‌های سالن انتظار در راه‌آهن می‌نشستم، با سختی طاقت‌فرسا دوره آتش نشان داوطلب را با موفقیت گذراندم.

*چطور به سمت یادگیری عملیات راپل سوق پیدا کردید؟

وقتی دزفول زندگی می‌کردم، آتش‌نشانان از پل ۳۰متری مانور راپل را اجرا کردند، من در گروه اطفای حریق بودم، تمایل خودم را برای این عملیات نشان دادم، اما مربیانم اجازه‌ی این کار را به من ندادند. حس کنجکاوی و ماجراجو بودنم باعث شد، ابزارهای مورد نیاز عملیات راپل را بخرم، از طریق اینترنت و تحقیق با تکنیک‌های فرود آشنا شدم، بعد از خرید لوازم، برای اولین بار از دیوار حیاط منزل مان پایین آمدم. دومین مرتبه همراه دخترخاله‌ام روی همان پل ۳۰ متری که قبلاً بچه‌های آتش‌نشانی عملیات انجام دادند رفتیم، از روی پل با موفقیت عملیات فرود را انجام دادم.

*از مهم‌ترین شرایط سخت کار در ارتفاع بگویید.

در خصوص سوال شما فقط همین را بگویم که: بعد از ۵ یا ۶ سال کار در ارتفاع باید با آن خداحافظی کرد.

*آیا از طریق همین تخصص که دارید امرار معاش می‌کنید؟ 

بله، اما کار مستمر و همیشگی نیست. پدر من بازنشسته است و حقوق ناچیزی دریافت می‌کند، پدر و مادرم هر دو بیماری قلبی دارند، مادربزرگم که سال‌خورده و ناتوان است با ما زندگی می‌کند. خیلی جاها دنبال کار رفتم اما چون کسی را نداشتم، نتیجه‌ای نگرفتم. چندین مرتبه قول‌های مساعدی برای جذب به من دادند اما در آخرین لحظه افراد دیگری استخدام شدند.

*آیا تا به حال در حین عملیات فرود طناب شما پاره شده است؟

بله، البته در عملیات راپل همیشه دو طناب وصل می‌شود. در دزفول نمایشگاه شهرداری برپا بود، در پارک رعنا همراه بچه‌های آتش‌نشانی عملیات راپل اجرا کردیم، در حین فرود و در ارتفاع ۲۰ متری یکی از طناب‌هایم پاره شد، با حفظ خون‌سردی و آموزش‌هایی که دیده بودم، به سلامت عملیات را انجام دادم. شهردار وقت دزفول که از نزدیک نظاره‌گر این اتفاق بود، در مقابل همه گفت: «به پاس شجاعت و مهارت خانم توانایی، قول می‌دهم به عنوان اولین دختر، ایشان را در سازمان آتش‌نشانی استخدام کنم»، کلی دوندگی کردم، آخر سر دو نفر دیگر استخدام شدند.

*شنیده‌ایم در زلزله‌ي کرمانشاه نیز برای کمک‌رسانی حاضر شده‌ای؟ 

بله درست است، تنها دختری بودم که در اولین روزهای زلزله به صورت کاملا داوطلبانه برای امداد رسانی به سرپل ذهاب رفتم.

*حرف نگفته‌ای اگر باقی مانده است در خدمت شما هستیم.

از تمام افرادی که در این مسیر سخت مرا یاری رسانده‌اند، تشکر می‌کنم، به ویژه خانواده‌ام که برای انتخاب رشته‌ی مورد علاقه‌ام، با من همراهی کردند. از مسئولین محترم هم تقاضا دارم جهت استخدام بنده در هلال‌‌احمر یا آتش‌نشانی مرا کمک کنند. اشتغال یکی از بزرگ‌ترین دغدغه‌های زندگی‌ام است.

**

بی‌تردید زینب توانایی یک بانوی با استعداد و با اراده است که می‌تواند با استخدام در نهادهای امدادی نقش تاثیرگذار و مثبتی در حوادث و سوانح از خود بر جای بگذارد. دختری سرشار از شور و شوق و عشق به کمک‌‌رسانی، حیف است که دغدغه‌ی نان آزارش بدهد.

 

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004