شما اینجا هستید: خانهیادداشتچرایی یک مسئله: (ضعف وجدان یا بی‌وجدانی اجتماعی) در جامعه‌ی ما

چرایی یک مسئله: (ضعف وجدان یا بی‌وجدانی اجتماعی) در جامعه‌ی ما

سه شنبه, 25 تیر 1398 ساعت 09:37 شناسه خبر: 4512 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

بحث ایمان دگر و جوهر ایمان دگر است 

جامه پاکی دگر و پاکی دامان دگر است

کس ندیدیم که انکار کند وجدان را 

حرف وجدان دگر و گوهر وجدان دگر است 

«وقتی افراد بی‌نظم منظم شدند، فقر کم شد، دزدی کم شد، بی‌اخلاقی کم شد آن وقت می‌گوییم دین این جامعه درست است.» (امام موسی صدر)

درجوامع مدرن امروزی مفاهیم انضباط اجتماعی و محرک درونی انگیزه‌ی کاری (وجدان) به عنوان عوامل بسترساز توسعه، دارای جایگاه و اعتبار خاص هستند. تمام نظریه‌هایی که درصدد توصیف یک جامعه‌ی سالم و کارآ هستند، هویت‌سازی و جایگاه‌بخشی به این مفاهیم را یک اصل و ضرورت می‌دانند. دراین جوامع روبه پیش‌رفت و توسعه؛ کارآمدی افزایش بهره‌وری و تولید در جامعه نیازمند باور به فرهنگ کار، تلاش و قداست‌بخشی به این باور است. ابزار درونی کردن ارزش کار و یا ارزش نهادینه کردن فرهنگ جدیت درکار تنها چاره‌ی افزایش راندمان تولید و توانمندی در جامعه به شمار می‌آید. اگر در جامعه دینی ما (که معتقد به ارزش‌های الهی است و چنین ارزش‌هایی اولی‌تر؛ عامل و مشوق به وجدان کاری و انظباط اجتماعی می‌باشد) این موضوع کم‌رنگ و بی‌جان خود را نشان می‌دهد و در بیش‌تر حوزه‌های کاری  مواجه با پدیده عدم وجدان کاری و ضعف اخلاق اجتماعی هستیم باید این افول را در قالب نظریات جامعه‌شناسی (نظریه آنومی یا بی‌هنجاری و نظریه تقدس دورکیم، نظریه عدم تطابق ابزار و وسایل با اهداف مرتن و ..) 

و تاریخی تحلیل نمود. به نظر می‌رسد جامعه‌ي ما با یک شکاف اخلاقی در «نظر» و در «عمل» روبه‌روست، به این معنا که با وجود تریبون‌ها، سخن‌رانی‌های متعدد و اقرار به هنجارها و باورهای دینی در حوزه‌ي اخلاقیات و متظاهر شدن به این ارزش‌ها در آرایش کلامی اما میزان عمل و پایبندی به این گزاره‌ها نه تنها بالا نیست بلکه روند افول و نزول را طی می‌نماید. فاصله زیاد میان شعار و عمل و افزایش روزافزون ناهنجاری‌های اخلاقی (ضعف گرایش درونی به رعایت قانون و تضعیف محرک درونی انگیزه‌ي کار) ناشی از تعریف فردگرایانه، شخصی و منافع‌گرایی خودخواهانه از « ارزش‌های اخلاقی» است که از آن می‌توان به عنوان «تحدیدگرایی یا ویژه گرایی اخلاقی» ذکر نمود. این نوع نگاه قادر نیست «جامعه شمول» باشد، به عبارتی نمی‌تواند ارزش‌ها و خواسته‌هایی را که ویژگی عام دارند دربرگیرد لذا آن‌چه محصول این نگاه هست: ضعف ارزش‌ها و منتهی شدن به بی‌هنجاری و بلاتکلیفی اخلاقی (بی‌باوری اندرونی و سست شدن وجدان) و مواجه شدن جامعه با تراکم تمایل عمومی  به تعاریف سلیقه‌ای و منافعی از ارزش‌های اخلاقی می‌باشد که نتیجه‌ی آن پررنگ شدن شعارها و کاستی در عمل و  مرگ باورها (باور به قداست کار، قانومندی و....) خواهد بود. در علوم انسانی و به تبع علوم اجتماعی نظریه‌پردازانی چون دورکیم، جورج زیمل، ماکس وبر، پارسونز، پیاژه و کلبرگ و... مسئله‌ي درونی کردن ارزش‌ها و رابطه‌ی آن با نظم بیرونی(عمل) را در چارچوب نظریات شناختی/عقلانی و نظریات عاطفی/ارزشی مورد تحلیل قرار داده‌اند که بر مبنای کلیت تحلیل در این نظریات می‌توان علل عدم وجدان کاری ایرانیان را بیان نمود. بر اساس نظریات شناختی–عقلانی، اصول و قواعد اخلاقی ساختارهای هستند که از تجربه کنش متقابل اجتماعی ناشی می‌شوند که این کنش‌ها مستلزم پرهیز از خودخواهی و خودمداری و گرایش به جامعه‌خواهی (نوع گرایی و دگر دوستی) می‌باشد که روان‌شناسان اجتماعی چون پیاژه و کلبرگ از آن به ترتیب به عنوان «اخلاق تعاونی»، «اخلاق مابعد قراردادی» و هابرماس به عنوان «اخلاق ارتباطی» از آن یاد می‌کنند. 

از نظر بسیاری توجه صرف به نظریات شناختی (کنش‌های بیرونی یا زمینه‌ی اجتماعی) برای ایجاد احساس مسئولیت کاری و دگرخواهی، بدون فراهم نمودن زمینه‌های عاطفی (وجدان و ارزش‌های درونی شده) جای شک دارد چرا که این نظریات توجیه‌گر نظریه‌ی «کنترل اجتماعی» است که اعمال مجازات را چاره‌ي کار در جامعه‌پذیر نمودن افراد می‌داند و مستلزم نوعی زور همراه با ترس و نفع خواهد بود. در مقابل نظریه‌های عاطفی بر درونی کردن و تعهد عملی به ارزش‌ها بدون نیازمندی به کنترل بیرونی (قانون، جریمه شدن و..) تاکید دارد و آن را عامل دل‌سوزی، ایثار و برخورداری از‌ یک جامعه تلاشگر و پویا معرفی می‌کند .

طبق این نگاه، بدون  برانگیختگی درونی و نهادینه شدن ارزش‌ها  و صرفاً با تکیه بر اهرم اجبار و اعمال مجازات  برخورداری ازیک جامعه پویا، توسعه‌یافته و تلاشگر غیرممکن خواهد بود، اگر ساختار جامعه با پذیرش وجدانی و درونی ارزش‌ها عجین شود آنگاه انتظار می‌رود جامعه کنش‌گران، در چارچوب اصول و قواعد عرفی، قانونی و شرعی در محیط اجتماعی خود به کنش بپردازند با ترکیب این دو نظریه می‌توان بهتر علل عدم وجدان کاری را تحلیل نمود و از نظریه  دورکیم (نظریه‌ی تقدیس) در این زمینه بهره جست. دورکیم  هم زمینه‌های عاطفی و هم کنش‌ها و عقل اجتماعی حساب‌گر را در برخورداری از یک جامعه‌ي اخلاقی پویا و توسعه‌یافته مهم می‌داند. طبق این نظر، دورکیم مشخصات اخلاقی افرادی را که در چنین جامعه‌ای اقدام به کنش می‌کنند در سه خصلت تعریف کرده است:

1) افراد به خاطر وابستگی عاطفی به دیگران نیازهای فردیشان با تکالیف اجتماعی ترکیب می‌شود؛

2) خویشتن‌داری یا خودتنظیمی که بر اثر تمایل عاطفی شکل گرفته است موجب می‌شود فرد خودجوش و به‌طور درونی نیازهای خود را کنترل نماید؛

3)استقلال ارادی که ناشی از دو ویژگی قبلی است باعث نوعی تصمیم‌گیری سالم از سوی فرد می‌شود که از فشارهای بیرونی (مثلاً جماعت کج‌رو) و تمناهای درونی (فزون‌خواهی میلی) فارغ خواهد بود. طبق این دیدگاه ترکیبی عقل و دل از دورکیم ما نتوانسته‌ایم شهروندانی را تربیت کنیم که سه خصلت مذکور را در خود درونی کرده و در محیط اجتماعی در شکل‌دهی به اعمال خویش آن‌ها را نشان دهند. در جامعه‌ی ایرانی ما سوای علل تاریخی که به قول دکتر محمود سریع‌القلم: «اقتدارگرایی تاریخی باعث متفرق شدن مردم شده و زمینه‌ساز انشعابات اجتماعی بوده‌است. زمانی که بخش‌های مختلف جامعه اهداف و اولویت‌های گوناگون و بعضاً متضادی داشته باشند، نمی‌توان کارآمدی و پاسخ‌گویی از مجموعه فعالیت‌های آن جامعه انتظار داشت»، به خاطر ناقص بودن فرایند جامعه‌پذیری (از سوی خانواده، رسانه‌ها و..) و حسب یادگیری اجتماعی ( تولید و بازتولید کنش اجتماعی نفع‌گرایانه توسط ساختار و افراد جامعه) و ضعف نهادهای رسمی و غیررسمی در ایجاد و تقویت سرمایه‌ی اجتماعی (در مقابل تقویت و ترویج بی اعتمادی اجتماعی، ناهنجاری و ضعف مشارکت ....)، تولید و تقویت هویتی حساب‌گرانه که روحی جمعی پیدا کرده است (بر مبنای نظریه شناختی) که به خاطر آن اخلاق اجتماعی ایرانیان بر مبنای: حسادت، نگاه کوتاه‌مدت به زندگی، غلبه زرنگی‌های کوتاه مدت؛ محدود بودن دامنه‌ي لذات، فراموش کردن و بی‌میلی نسبت به اهداف جمعی، دنیا طلبی و تنزل مقام اندیشه کردن به دگرخواهی و نوع‌دوستی در جریان کنش‌های متقابل اجتماعی خود را نشان داده و می‌دهد. در جامعه‌ی ما حرکت به سمت «خاص‌گرای اخلاقی» ( خودخواهی، نفع‌طلبی شخصی و...) و تقویت این رفتار به خاطر ضعف سیستم رسمی (نهادهای کنترل کننده، عدم اجرای قوانین مصوب....) و ناکارامدی سیستم غیررسمی (محافل و گروه‌های دوستان) در تقویت رفتارهای توسعه‌گرا؛ عام‌گرایی اخلاقی، نوع‌دوستی و ایثاررا به کنج انزوا کشانده است که این امر هرچه بیش‌تر منجر به ضعف درون و نبود وجدان کاری و افزایش شکاف میان اخلاق در نظر و اخلاق در عمل شده است. ضعف ساختاری در کنترل اجتماعی «کنش‌ها» و ضعف قانون‌مداری منجر به نوعی «بی‌هنجاری» در جامعه شده است که در نتیجه‌ی آن افراد در وفاداری به ارزش‌ها و عمل به قوانین دچار یاس می‌شوند. براساس نظریه‌ی آنومیک یا بی‌هنجاری دورکیم، ترویج پارتی‌بازی و تعمیق احساس به نبود برابری و عدالت، خود فضایی را درجامعه خلق می‌کند که در آن افراد احساس می‌کنند، هنجار یا قانونی در جامعه وجود ندارد  پس آن‌ها هم باید به خیل هنجارشکنان بپیوندند و با رویگردانی از ارزش‌ها (انضباط و قانون‌گرایی) مانند دیگر هنجارشکنان به آسانی به اهداف مادی دسترسی پیدا بکنند. هم‌چنین در صورتی‌که افراد در جامعه حسب توانایی‌هایشان قدرت دست‌یابی به اهداف مشروع مورد نظر را نداشته باشند و ابزارهای ترقی، پیش‌رفت و ارتقای موقعیت فقط برای عده‌ای آن هم نه بر مبنای شایستگی، فراهم باشد در چنین وضعی یک «فشار محیطی» آن‌طور که مرتن گفته است و در نظریه «ناکامی منزلتی» بورس کوهن به‌گونه‌ای دیگر به آن اشاره شده است، این افراد را به سمت هنجار شکنی (بی‌تفاوتی، مسئولیت‌ناپذیری و درونی نکردن ارزش‌ها) سوق می‌دهد .

نتیجه و به طور خلاصه آن‌که:  علل عدم وجدان‌کاری در جامعه‌ي ایرانی را باید ناشی از عدم هم‌سویی تمایلات عاطفی  مورد نظر دورکیم با کنش‌های بیرونی در حال بازتولیدی دانست که فرایند جامعه‌پذیری ما در دوشکل «نهادینه کردن»، «درونی نمودن» و «کنترل اجتماعی» برای تحقق ارزش‌ها (وجدان کاری) یا ناقص بوده و هست، یا در شکلی متعارض و دوگانه چه رسمی و چه غیر رسمی به تولید و بازتولید کنش‌هایی منجر شده است که نتیجه‌ي آن به‌طور موردی عدم وجدان کاری است که مصادیق آن:  بی‌تفاوتی در انجام وظایف کاری (بی‌میلی کارگر، مهندس، معلم، مدیر، پزشک،.... در وفاداری و پای‌بندی به درست انجام دادن کار و وظیفه، بی‌نظمی در ساعات حضور در محل کار، وقت‌کشی، زیرمیزی گرفتن)... سمت و سو یافتن دانشگاه‌ها به پولی شدن و فاصله گرفتن از کارکردهای اصلی که نتیجه‌ي آن مدرک‌گرایی محض و نه تولید علم، خلاصه آن‌که این مصادیق در همه‌ی حوزه‌ها قابل رویت است.

 

*چاپ شده در شماره‌ی 499 سیمره(1398/04/20)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004