مهندس سپهوند: روز یکشنبه مورخ سی و یکم مردادماه، آقای رستمی تماس گرفت که ادارهکل ارشاد استان گل کاشته است! و طوری نشریه را ارزیابی کردهاست که نه تنها چیزی از یارانهها و کمکهای دولتی نصیبش نمیشود بلکه باید به دولت یارانه هم بدهد! تا جبران مافات شود. قرار گذاشتیم همراه چند نفر از نویسندگان سیمره با مدیرکل ارشاد ملاقات کنیم تا از نزدیک بحث را دنبال نماییم. چنین شد و دوشنبه یکم شهریور من و آقای رستمی و آقایان سعید سروش، پرویز گراوند، سیدمجید مبارکیان، کرمرضا تاجمهر و جانیپور(رئیس خانهی مطبوعات)، در دفتر کار جناب مدیرکل حاضر شدیم. دلیل این کار ما هم البته تقویت نشریه وزین سیمره به عنوان جدیترین نشریهی استانی مدافع حق و حقوق مردم لرستان بود و هم اینکه ببینیم جناب رئیس از سر فرهنگدوستی و احترام به اهالی مطبوعات!، چه گلی به سر ما که از نویسندگان دایمی و چندین و چند سالهی مطبوعات استان هستیم، خواهد زد؟ ادامه را بخوانید »
مهندس سپهوند: وضعیت لرستان از نظر اقتصادی و اجتماعی بحرانی است و حالت «فوق العاده» پیدا کردهاست. این ادعای من نیست، بلکه سخنان مقامات رسمی و دولتی در سطح استان، حاکی از این موقعیت است. اوضاع به حدی به هم ریخته است که حتا مقامات محافظهکار نیز وادار به واکنش شدهاند. کسانی که بنا به موقعیت شغلی و سیاسیشان و از سر مصلحت! همواره سعی دارند واقعیتهای تلخ، خیلی آشکار و عیان نشوند یا بیان نشوند نیز دیگر تحمل ندارند و نمیتوانند بیش از این شاهد و ناظر وخامت اوضاع باشند. بلی، اگر حداقل ارتباطی بین مسؤولان و متن مردم وجود داشته باشد، ادامه را بخوانید »
مهندس مراد سپه وند: ساعت ۱۱صبح روز چهارشنبه ششم مرداد ماه۱۳۸۹خورشیدی، مصاحبه مطبوعاتی آقای دهمرده استاندار جدید لرستان بود. من هم با کمی تأخیر به این نشست وارد شدم. تصور میکردم که لااقل دو سه ساعت پرسش و پاسخ رودررو بین خبرنگاران و استاندار، برگزار خواهد شد و خبرنگاران مهمترین معضلات استان را با ایشان در میان خواهند گذاشت تا در معرض قضاوت خوانندگان خود قرار دهند. فکر میکردم که من هم به عنوان مطبوعاتی و هم به عنوان کارشناس، بتوانم پرسشهای اساسی دربارهی مسایل مختلف استان داشته باشم که پاسخ استاندار به آنها میتوانست ادامه را بخوانید »
مراد سپهوند: در حالی که صابری(استاندار چند روز پیش لرستان) روزیکشنبه مورخ۲۰/۴/۸۹ مشغول بازدید از پروژههای شرق استان بود، خبر عزل خود را از طریق خبرگزاریها شنید! و از این خبر غیرمنتظره، کمی تعجب کرد. این هم از کرامات دولت فعلی است که کارگزار ارشدش در سطح استان، خبر برکناریاش را از رسانهها میشنود و در مورد چند و چون ماجرا اظهار بیاطلاعی میکند! بحث در مورد عملکرد صابری، فرصت و دقت بیشتری را میطلبد. اجمالاً آن که موفقیتهای ایشان در لرستان کم و آن هم مربوط به فعال کردن نیم بند یکی دو واحد صنعتی و احداث دو سه زیرگذر و روگذر در مرکز استان بودهاست. ایشان از نظر انجام پروژههای بزرگ اقتصادی و عمرانی در استان موفقیت آنچنانی به دست نیاورد. از آن گذشته جایگاه مقولهی مهم مدیریت را در اکثر موارد تنزل داد و بدنهی کارشناسی استان را به شدت تضعیف و تقریباً بلااستفاده گذاشت. ادامه را بخوانید »
مراد سپهوند: چهارم تیرماه سالروز تولد نشریهی سیمره است که امسال مصادف با این روز، وارد هفتمین سال فعالیت مطبوعاتی خود شد. موفقیت روزافزون این دوهفتهنامه را به مدیرمسؤول و دستاندرکاران و نویسندگان آن تبریک میگویم. پیگیری مطالبات بر زمین ماندهی مردم لرستان، یکی از محورهای مهم کار مطبوعاتی این نشریه است که به همت تنی چند از نویسندگان و روزنامهنگاران طی ۵ سال گذشته، پررنگ و برجسته بودهاست. ادامه را بخوانید »
مهندس سپهوند: قرار است سومین سفر هیئت دولت به لرستان در دههی اول تیرماه سال جاری، انجام شود. آقای استاندار گفتهاست:۷۶درصد طرحهای سفر دوم اجرایی شده و یا در حال اجرا هستند. همچنین اظهارداشتهاست: بیش از ۹۵درصد مصوبات سفر اول از نظر تعداد نیز اجرایی شده یا در حال اجرا هستند. عجب بلایی شدهاست این آمار لعنتی! بابا اصلاً خرمان از کرّگی دم نداشت! علم آمار به خاطر این به وجود آمد و مورد استفاده بشر قرارگرفت که اوضاع و احوال را روشن کند، نه این که خلق الله را گیجتر و منگتر نماید! خدا وکیلی خیلی روشن و به اصطلاح«لری»، گزارش بدهید که از مجموع ۳۱۴ مصوبهی سفر اول و دوم چند تا عملی شده و به بهرهبرداری رسیدهاند و مردم دارند از خیرات و برکات! آنها استفاده میکنند؟ ادامه را بخوانید »
بعد از ظهر روز جمعه هفتم خرداد ماه است. مسیر میدان کیو تا میدان شقایق را در مرکز استان با ماشین طی میکنم تا یکی از بیشمار جوانان این مملکت را به مقصد دبیرستان مشارکت مردمی واقع در خیرآباد برسانم. در اینجا خبر مهمی است! روزنه و کورسوی امیدی! برای جوانان مدرکدار باز شدهاست. کوچههای منتهی به این دبیرستان پر است از ماشینهای پیکان و پراید و پژو و… که قسط آنها بهعلاوه انبوه قسطهای دیگر صاحبانشان را کلافه کردهاست! رانندههای این ماشینها پدرانی هستند که ترجیح دادهاند دلبندهایشان را شخصاً به میعادگاه مبهم سرنوشت و صحنه تاریک کارزار اشتغال و زندگی بیاورند. ادامه را بخوانید »
مهندس سپهوند: در شماره گذشته نشریه و در همین ستون، پیشنهاد شده بود که به جای پروژهی آبرسانی به حدود ۲
هزارهکتار اراضی سرطرهان واقع درغرب دشت کوهنانی و طرهان، بهتر است آبرسانی به کل این دشت(به مساحت بیش از ۱۵هزار هکتار) به عنوان یک پروژهی بزرگ و مؤثر در توسعهی کشاورزی شهرستان کوهدشت و کل استان، مدنظر قرار بگیرد. این پیشنهاد مورد انتقاد یکی از خوانندگان محترم نشریه قرار گرفته است ادامه را بخوانید »
مهندس سپهوند: خبر میرسد: که۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۵۰۰ ریال از مطالبات بانکهای کشور تا کنون پرداخت نشدهاست و سرنوشت آن در هالهای از ابهام قرار دارد. از این رقم کلان حدود ۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۵ ریال مربوط به بانکهای استان است. چرا این سرمایه عظیم مالی به چرخهی اقتصاد کشور برنگشته است؟ چه کسانی و چه سیاستهایی مسؤول این بایکوت کلان اقتصادی هستند؟ این پرسشها را باید کارشناسان و متخصصان اقتصاد پاسخ بدهند. آنچه به ما مربوط است و در قالب ستون خبر و نظر میگنجد این است که مردم را مقصر اصلی دانسته و همهی آنها را به شدت محکوم نماییم و خلاص! بعد از تعیین تکلیف! این همه پول وصول نشده، برمیگردیم به بحث شیرین(شاید هم تلخ!) و همیشگی«کچل چی داری؟ کلووی!» خودمان در لرستان یعنی میلیاردها مترمکعب آب جاری و خبرهای حول و حوش آن. هنوز تکلیف سد مرووک در بخش شرقی دشت سیلاخور(در حوزهی شهرستان دورود) که از اواخر دههی۷۰ شروع شده و دارد دههی۸۰ را نیز به پایان میبرد! مشخص نشده و معلوم نیست ادامه را بخوانید »
مهندش سپهوند: «بنده شعار دو بچه کافی است را قبول ندارم. این سیاست غلطی بود که غربیها انتخاب کردند و امروز پشیمان هستند و سرمایهی سنگینی برای حفظ هویت و فرهنگ خود میپردازند. چرا باید در مسیری قرار بگیریم که نتیجه قطعی آن مشخص است.» این جملات بخشی از گفتوگوی آقای احمدینژاد بود که سهشنبه شب مورخه۲۴/۱/۱۳۸۹ از تلویزیون دولتی پخش شد. این اظهار نظر موجی از تعجب و حیرت را در بین اکثر کسانی که به صورت مستقیم و غیرمستقیم آن را شنیدهاند، برانگیخته است. ادامه را بخوانید »
