شهریور ۰۵

سیمره کرم‌رضا تاج‌مهر:  پسر آقای گَلمِش (پِنجِل) که تازه با هزار بدبختی توانسته بود با دختر مورد علاقه‌اش ازدواج کند نصیحت پدر به گوشش نرفت و اصرار داشت مستقل زندگی کند. به همین خاطر داوطلبانه راضی شد از تهران خارج شود… ببخشید! … قاطی شد… اصلاح می‌کنم… راضی شد دست زنش را بگیرد و به عنوان اولین خانواده‌، سختی‌ها و نبود امکانات را تحمل کنند و در یکی از واحدهای پروژه‌ی مسکن «آبان» خرم‌آباد که در آخر دنیا ساخته شده‌اند ساکن شوند و در ازای آن به هر نوزاد تازه متولد شده مبلغ یک میلیون تومان… اصلاح می‌کنم… و در ازای آن، تمام پولی را که بابت ودیعه‌ی ساخت داده‌اند پس بگیرند و به زخم دیگری بزنند. با این پول می‌توانستند تا یک سال، دو بار در ماه گوشت بخورند و این به هیچ عنوان مسئله‌ی کوچکی نبود… بگذریم… راستش همان روزی که اسباب‌کشی‌اش را در بوق و کرنا کردند و اخبار تلویزیون (بخش سی و چِل!) هم نشانش داد و کلی برایش سلام و صلوات فرستادند و اسپند دود کردند و هزار جور تبلیغات و تجملات دیگر، خودِ جناب گَلمش هم احساس کرد پسرش حق داشته و او بی‌خودی نگران بوده است؛ با این‌ حال ترجیح داد صبر کند تا در اولین دیدار با فشردن او در آغوشِ خودش این بداخلاقی را جبران و به وجودش افتخار کند. ادامه را بخوانید »

مرداد ۲۹

seymare پرویز گراوند: در آستانه‌ی سال‌روزِ کودتایِ «آمریکایی ـ انگلیسیِ» بیست و هشتمِ امردادِ سالِ ۱۳۳۲ شمسی که منجر به سقوط حاکمیت ملی در ایران گردید، قرار داریم. این کودتا با طراحیِ آمریکا و انگلیس، همراهیِ وابستگان به دیکتاتور(محمدرضاشاه)، خیانت حزب توده (که در جبر ایدئولوژیک گرفتار شده‌بود) و رضایت و خشنودیِ مخالفانِ داخلیِ مدرنیته، بر ضد دولتِ «ملی – مردمیِ» دکتر مصدق صورت گرفت. او جرمش این بود که مصالح خویش را فدای منافع مردم نمود و از کیسه‌ی خود خورد و برای پر کردنِ کیسه‌ی ملت تلاش فراوان کرد. به همین مناسبت، طنزِ سیاسیِ گزنده‌ای که دکتر مصدق هنگام ملی شدنِ نفت، در دادگاه لاهه، در مواجهه با هیئت انگلیسی نمایش داد، تقدیم شما می‌شود. این دادگاه برایِ رسیدگی به شکایت انگلستان از ایران در رابطه با ملی شدن نفت توسط مصدق و کوتاه شدن دست انگلستان تشکیل شده بود. ادامه را بخوانید »

مرداد ۰۹

کرم‌رضا تاج مهر: آن‌چه باعث شد این حقیر سر تا پا تقصیر دست به قلم برده و این مطلب را بنویسم، پرسشی بود که بچه‌ی کوچک جناب گَلمِش صبح یک روز وسط هفته بی‌مقدمه از او پرسید:‌«باباجون خاویار چیه؟ چه مزه‌ای داره؟» آقای گَلمِش گفت:«خاور یا خاویار؟» بچه گفت:«خاویار که تو دریای خزر فراوونه!» آقای گَلمِش بلافاصله خودش را جمع و جور کرد و به تندی گفت:«این حرف‌های زشتو کی یادت داده بچه؟!» گفت:‌«معلم علوم‌مون! حرف زشت کدومه! ادامه را بخوانید »

مرداد ۰۹

پرویز گراوند: باباطاهر می‌گوید: «خوشا آنان که هِر از بِر ندانند…» منظورِ باباطاهر این است که در «خریت» آرامشی هست که در آگاهی نیست. البته کسی می‌تواند این حقیقت را دریابد که آن آرامش را از دست داده باشد. عدمِ آرامش به قدری سخت است که ناآرام‌ها درصدد برمی‌آیند «عدمِ آرامشِ» خود را به دیگران قالب کرده یا حداقل با دیگران تقسیم کنند. ادامه را بخوانید »

تیر ۱۷

aryaii-mad.jpgپرویز گراوند: چهارمِ تیر ماهِ جاری پایانِ ششمین سال و آغازِ هفتمین سالِ انتشار و تولد هفته‌نامه‌ی سیمره بود. به همین مناسبت گروهی از نویسندگان و اعضای هیئت تحریریه و علاقه‌مندان به این نشریه به تنگه‌ی گاو‌شمار، جایی که قرار بود سد معشوره احداث شود، عزیمت کردند تا هم فال باشد هم تماشا، هم بزرگ‌داشت سیمره و هم بازدید از تنگه‌ی گاو شمار و سد معشوره. سیمره شش سالش را پشت سر گذاشته و پاییز امسال باید به مدرسه برود، … امیدوارم به دبیرستان و دانشگاه هم برود و قبل از رسیدن به کلاس پنجم با مردم‌سالاری ازدواج کند، ادامه را بخوانید »

تیر ۱۴

tajmehr.jpg کرم‌رضا تاج‌مهر: داستان:«فرود» «گاه» در خرم‌آباد!: یک روز که جناب آقای گَلمِش داشت به ترکیب واژگانی «فرودگاه» فکر می‌کرد خیلی زود فهمید که عجب ترکیب بامسمایی! چون واقعاً «فرود» گاه هست و البته گاه هم نیست که این «گاه» دوم معنی «بیش‌تر وقت‌ها» هم می‌دهد. از همین‌جا جناب گَلمِش که دستی در دستورزبان فارسی هم دارد، از همه‌ی متخصصان و اهل فنِ آشنا به قواعد می‌خواهد که اگر اطلاعی از سرنوشت بلانسبت شما ویرگولی(،) که در این میان مفقود گردیده دارند ادامه را بخوانید »

تیر ۰۷

 کرم‌رضا تاج‌مهر: استاندار «نَمَنِنی» است!چند وقت پیش استاندار محترم لرستان در نشست با روابط عمومی‌ها و اهالی رسانه گفت:«رکورد میانگین حضور استانداران را در این استان شکسته‌ام.» در همین جلسه ایشان هم‌چنین گفتند:«تاکنون از هیچ نشریه‌ای شاکی نشده‌ام» و این مسئله را نیز نوعی رکورد و افتخار برای خودشان به حساب آوردند. آقای گَلمِش ضمن تبریک به ایشان و آرزوی تداوم این بشکن‌شکن‌ها! دلایل این پدیده‌ها را به بررسی نشسته و فرضیات زیر را به دست آورده‌است: ادامه را بخوانید »

خرداد ۱۳

aryaii-mad.jpgپرویز گراوند(آریایی ماد): بررسی‌های کارشناسی نشان داده است که رشد «گرد و غبار» در هوای کشور عزیزمان، ۸۰۰ درصد از برنامه‌ی پنج ساله جلوتر است. اهمیت موضوع وقتی دوچندان می‌شود که این پیشرفت اغلب در استان‌های محروم در غرب و جنوب غربی کشور حاصل شده‌است که کاملاً در راستای شعارهای دولت در رسیدگی بیش‌تر به مناطق محروم و بحث عدالت‌محوری است. افزایش ضریب رشد گرد و غبار در دولت نهم و بعد از آن، نشان‌دهنده‌ی موفقیت در دیپلماسی و سیاست خارجیِ دولت خصوصاً در حوزه‌ی خلیج‌فارس و خاورمیانه است. ادامه را بخوانید »

خرداد ۱۲

tajmehr.jpg کرم‌رضا تاج‌مهر: توضیح: از آن‌جا که چند تن از مخاطبان گرامی به هر دلیل نسبت به نام «مَخو» و «روبخیر» اعتراض داشتند، از این شماره «مَخو» را با نام «گَلمش» و «روبخیر» را با نام «گلدونه» بشناسید! این داستان: شکایت آقای گَلمِش از دولت اصلاحات! قابل توجه زوج‌ها! شنگول و منگول کافی نیست، به فکر حبه‌های انگور باشید! حتم دارم شما هم با دیدن این تیتر کف کرده و حالی به حالی شده‌اید، اما به هر حال زندگی هزار بالا و پایین دارد، هر چند تا بوده بالا، بالا بوده و پایین، پایین! همین است که این بینوا پیشنهاد می‌دهم از این به بعد راویان تلخ مزاجِ قصه‌ها به جای آن عبارت کذایی که در دل خودش اختلاف طبقاتی ادامه را بخوانید »

خرداد ۰۴

garavand.JPG پرویز گراوند: *فقیر زدایی! یکی از مسؤولین خیلی بلند پایه‌ی کشور گفته است:«به فضل الهی با اجرای برنامه‌ی هدفمندسازی یارانه‌ها دیگر در کشور هیچ فقیری نخواهیم داشت.» البته من هم به این طرح بدبین هستم ولی نه به بدبینی این مقام بلندپایه! زیرا معتقدم درست است که این طرح باعث از بین رفتن فقرا می‌شود، ولی بالاخره تعدادی از آن‌ها می‌توانند جان سالم به در ببرند. یا حتا اگر هیچ‌کس از فقرا از این طرح جان به در نبرد؛ باز هم فقیر خواهیم داشت زیرا با اجرای این طرح، خانوارهای طبقه‌ی متوسط به فقرای بازمانده از طرح «هدفمندسازی یارانه‌ها» خواهند پیوست. ادامه را بخوانید »