مدیرمسؤول محترم هفتهنامهی سیمره جناب آقای رستمی سلام علیکم با احترام؛ در پی درج مطالبی در صفحه گفتوگو و گزارش ستون تلخند، در شمارهی ۱۲۴ آن هفتهنامه تحت عنوان نمایندگان مجلس صداقت را از رحیمینسب بیاموزند، مطالبی ارسال تا به لحاظ اهمیت موضوع و مستقیم بودن مطالب مندرج در آن هفتهنامه پیرامون گفتار یا مشی اینجانب در اولین شماره چاپ گردد. طی تاریخ رشد و نمو مطبوعات در رسانهها، در استان مسؤولان همواره در تیررس ملامت خبرنگاران و اهالی رسانه بودهاند و مردم نیز به این حملات جسته و گریخته دل خوش داشتهاند که صدای گرفته مردم گاهی اوقات از همین طریق به گوش کم شنوای مسؤولان اجرایی برسد. اما به سیاق همان گفتار طنزگونه و گزیده شما که بیشک دلسوزانه مشتاقانه نیز به نظر میآید، شما عزیزان هم سوراخ دعا را گم کردهاید. چرا که رسالت واقعی نمایندگان را از یاد بردهاید یا جای دستگاههای پر طمطراق اجرایی با هزاران کارشناس و کارمند و مدیر و رئیس را با یک نماینده، که بهجز قانونگذاری و نظارت و نقد استیضاح و سؤال وظیفه رسمی دیگری نداره و اجازه دیگری به او داده نشده، بیمحابا عوض کردهاید. آیا این روش از روی انصاف است؟ ادامه را بخوانید »
واپسین دیدار: یکشنبه؛ ۱۳/۱۲/۸۵، هتل پراینس استانبول:
کیانوش رستمی: از هتل محل اقامتم بیرون میآیم. میروم تا دمکی در کنار ساحل غربی مرمره بیاسایم و قدم بزنم. کشتیهای مسافربری در آمدوشد هستند. قطارهای شهری نیز به موازات ساحل، مسافران را جابهجا میکنند. آدمها در جنبوجوشند. گلهبهگلهی استانبول پر است از گردشگران خارجی. این را از حرفزدن آنها و دوربینهای عکاسیشان میتوان فهمید. در میدان سلطان احمد، مقابل یکی از صدها مسجد استانبول، زن و مرد کهنسالی که کارشان فروش دان کبوتران اطراف آن مسجد است، توجهم را به خودشان جلب کردهاند. آنها هرکدام روی یک صندلی نشسته بودند و تعدادی کاسهی پر از دان را روی یک میز گذاشته و به رهگذران میفروختند. کبوتران با رهگذران اخت بودند. رهگذران کاسههای پر از دان را جلوی کبوتران میریختند. کبوتران، بیخیال آدمها دانها را برمیچیدند و نوکشان را به نشانهی سپاس بر زمین میزدند و میپریدند. آنها دستهجمعی دور مسجد چرخی میزدند، آسمان آنجا را پر از سفیدی میکردند و دوباره مینشستند و…
ادامه را بخوانید »
مسجد ایاصوفیه:
پس از بازدید از موزهی توپکاپی، به مسجد ایاصوفیه رفتیم. این مسجد، اکنون به موزه تبدیل شدهاست. اگر ایاصوفیه به عنوان موزه شناخته شدهاست نه به خاطر اشیایی است که در درون آن جای گرفتهاند بلکه بیشتر به سبب خود ساختمان است که چون نگینی درخشان، جلا و زیبایی خاصی به شهر استانبول بخشیدهاست. بنای ایاصوفیه در میدان سلطان احمد استانبول قرار دارد. این بنا یکی از بزرگترین آثار تاریخی دوران بیزانس است که در زمان کنستانتینوس اول ساخته شدهاست. ادامه را بخوانید »
کیانوش رستمی
قصر توپکاپی شنبه: ۱۲/۱۲/۸۵
ساعت ۱۰ صبح برای بازدید از موزهی توپکاپی رفتیم. توپکاپی یکی از معروفترین، برجستهترین و پرآوازهترین موزههای خاورمیانه است. توپکاپی یعنی (درِ توپی)، چون بهترین توپخانهی اینجا بوده است.
این قصر از سمت شرق به مرمره مشرف است. این بنای افسونگر و جادویی، دل هر رهگذری را میرباید. استانبول آثار تاریخی، باستانی و دیدنی بسیاری دارد اما توپکاپی چیز دیگری است. ادامه را بخوانید »
مطبوعات و رسانههای گروهی ترکیه(۵) روزنامهی ینیشفق:
عکس، ک.ر/ سیمره
پس از بازدید از بخشهای مختلف روزنامهی زمان، به بخش دیگری از شهر استانبول که روزنامهی ینیشفق در آن قرار دارد، رفتیم. اکثر روزنامههای مطرح ترکیه در بخش اروپایی استانبول واقع هستند. مینیبوس حامل هیئت مطبوعاتی ایران، پس از عبور از چند خیابان و بزرگراه وارد یک کوچهی تنگ و باریک شد. در اینجا تابلوی روزنامهی ینیشفق بر سر در یک ساختمان آپارتمانی دیده میشود. ادامه را بخوانید »
کیانوش رستمی بخش سیزدهم
مطبوعات و رسانههای گروهی ترکیه(۴)
ساختمان تازهساز و مستطیلشکل روزنامهی «زمان» در غرب استانبول یعنی بخش اروپایی این شهر قرار دارد. این ساختمان۶ طبقهی مدرن، به سیستم هوشمند مجهز است. مینیبوس حامل هیئت مطبوعاتی ایران در مقابل در ورودی این ساختمان توقف کرد تا دربان اجازهی ورود بدهد. میلههای نوکتیز که چون نیزههای جنگاوران روم باستان از دل زمین سر برآورده بودند، پایین رفته یعنی اجازهی ورود داده شد. در مقابل در ورودی ساختمان، تابلوی مستطیلشکل بزرگی جلبنظر میکند که با خط درشت بر روی آن کلمهی«زمان» نوشته شدهاست. از داخل یک تونلمانند، وارد طبقهی همکف ساختمان شدیم. ویراستار بخش خارجی روزنامهی زمان میگفت:« “زمان” از داخل این تونل میگذرد تا به آینده برسد!» ساختمان روزنامهی زمان دارای چند سالن کنفرانس، سالن نمایشگاه، سالن سینما، نمازخانه، سالن ورزش( مخصوص خانمها و آقایان)، آرایشگاه مردانه و زنانه، درمانگاه و… است.

