کرم دوستی: رسالت هر شاعر، مورخ و نویسندهای آن است که در زمان حیات خود به بیان واقعیات بپردازد، تحرک و پویایی بیافریند و با شیوهای نقدگونه و استادانه کژیها و کاستیها را آنچنان بشناساند که مردم زمانهاش از گفتهها و نوشتههای او درس بیاموزند و بر آگاهی خود بیفزایند. آثار تاریخی و ادبی هر روزگار را نیز باید در زمان خود مورد قضاوت قرار دهیم نه قبل یا بعد از آن. در این مقال قصد داریم به موضوع، درونمایه و شیوهی بیان مجموعه اشعار هجوی استاد اسدالله امیرپورامرایی بپردازیم ادامه را بخوانید »
حسینعلی خداکرمی: به قول شادروان احمد بهمنیار، ادبیات بهترین و صادقترین نمایندهی زندگی اجتماعی اقوام و ملل است. با در نظر گرفتن این فایده، مَثَل را از سایر انواع ادبیات مفیدتر مییابیم؛ زیرا مثل نمایندهی مفهومی است که عامهی افراد یک ملت از هر طبقه و هر صنف بدان معتقد و معترفند و اگر جز این باشد مثل نیست. ادامه را بخوانید »
کیومرث امیری کلهجوبی: در آن سالهای سرد و سیاه و بیکسی و تنهایی و بیخورد و خوراکی که همهی آرزوی ما کودکان روستایی کف دستی نان داغ بود، نانی که پدر با هزار زور و زحمت از زیر چنگالهای ترسناک و ظالمانهی ارباب بهدر آورده بود و مادر با تمام وجودش روی ساج پخته بود. در آن سالهایی که سرپناههای ما را بیغولههای گلی و لرزانی تشکیل میداد که با آرامترین باران و بادی سقف و دیوارهایش بر سرمان آوار میشد. ادامه را بخوانید »
دکتر بهروز مهدیزاده: بی شک ابر قدرت شعر سپید – به عنوان یکی از سرشاخههای شعر امروز- احمد شاملوست. شاملو به اتفاق حافظ، خیام و … ظرفیت تمامقامت شعر فارسی به شمار میآیند؛ شاعرانی که زمان گریزاند و نه زمینگریز؛ شاعرانی که همچون مخاطبان خود کاملاً زمینیاند، بی هیچ پیچش و تعبیر فرازمینی. آینده نگرانی که بازیهای زبانی و پیامشان دست در آغوش اعقاب بشر و چشم در چشم افرادی به هیئت و قوارهی خود دارد. از این میان، شاملو برآمده از متن جامعهایست که بی برادری شاعران و روشنفکران در آن به وضوح دیده میشود. درک درست شعر شاملو بسته به داشتن حافظهی تاریخی تنومندی راجع به فرهنگ و سیاست چند دهه پیش از این است و این موضوع برخی مواقع – برای فهم دقیق ساختار آرکاییک شعر شاملو – به چندین و چنــــد ســــده پیشتر بر میگردد. از سویی، اگر لخت لخت گزارههای این هنرمند را بکاویم، ادامه را بخوانید »
مجید گودرزی: «کتاب» یکی از مهمترین دستاوردهای بشری است که در اهمیت و نقش مؤثر آن در زندگی انسان نمیتوان کوچکترین تردیدی روا داشت. به رغم حضور رسانهها و فناوریهای مدرن و پر طرفداری چون «اینترنت»، اما هیچ پدیدهای نمیتواند و قادر نخواهد بود جایِ بهجا و بهحق کتاب را بگیرد. نیاز انسان امروزی به کتاب نه تنها کمتر از دیروز نیست؛ بلکه بیشتر نیز شدهاست. ادامه را بخوانید »
همین صدا
صدا، همین صدا، همین صدا بود
درست ابتدای ماجرا بود
نفس شکست و در صدایمان ریخت ادامه را بخوانید »
کرمرضا تاجمهر: هیچکس زنده نمانده بود؛ به جز رئیسجمهور و زندانیان خطرناک؛ فقط دیوارهای کاخ ریاستجمهوری و زندان، توانسته بودند هشت ریشتر زلزله را تحمل کنند… ۱۸۵ روز مانده تا پاییز ۱۳۸۹
علی رومیپور: گفتوگوی خبرنگار سیمره با جناب آقای ماکنعلی مدیرکل آموزش و پرورش استان را که خواندم از یک طرف نسبت به گفتههای ایشان امیدوار شدم و از طرفی وضعیت آموزشی موجود در محیط تدریسم مرا آزرده ساخت که نکند جناب آقای ماکنعلی از اعمال سلیقههای پرسنل ادارهی آموزش و پرورش خبر نداشته باشد به همین جهت مناسب دیدم که در همین نشریه باب گفتوگو را بگشایم، امیدوارم نشریه سیمره به قولی که داده عمل نماید. ادامه را بخوانید »
شهرام شرفی: چکیده: شاهنامهی فردوسی تلاشی بود برای دفاع از ملیت ایرانی.داستانهایی که در شاهنامه وجود دارد همگی ماهیتی ایرانی دارند. اما ملیت چیست؟ ملیت نوعی خودآگاهی جمعی نسبت به تاریخ و هویت تاریخی خود در میان دیگران است. بدون وجود دیگری نمیتوان “خود” بود.شاهنامه با درک هجوم “دیگری” به دفاع از خودبودگی میپردازد. ادامه را بخوانید »
کرمرضا تاجمهر: پیدایش نبود. گفته بود ساعت پنج میآید. چند ثانیه مانده به ساعت پنج باطری ساعتاش را کشید و چشم بهراه ماند… ۳۱ روز پس از پاییز ۱۳۸۶
