فردین صحرایی: در پی درج گفتار دردناک و تأمل برانگیز جناب آقای اردشیر گراوند با عنوان “سی سال صبوری بر فقر تحمیلی” در شمارهی ۹۸ نشریه(دردنامه) وزین سیمره که بیشک هر ذهن و عقل آگاهی را به فکر فرو میبرد و منقلب میکند برخود لازم دانستم که بخشی از نظرات ایشان در مورد منابع آب و کشاورزی استان لرستان و شهرستان کوهدشت که بخش اعظم اقتصاد این استان به آن متکی است را از نگاهی دیگر بازگو کنم. شاید تلنگری باشد برای مسؤولان و تصمیمگیران بخش آب وکشاورزی. ادامه را بخوانید »
سعید اشیری:اشاره: در بخشهای قبلی این نوشته به دلایل عقبماندگی و رکود اقتصاد سیاسی کشور خاصه لرستان پرداخته شدهاست. نویسنده بر آن بوده که کلید حل معمای عقبماندگی و شناخت مدارهای توسعهنیافتگی را نشان دهد وی به معرفی انواع آسیبها و ناهنجاریهایی که سبب پراکنش نیروی انسانی میشود پرداخته و همچنین عوامل ضد توسعه را معرفی کردهاست، در این شماره بخش چهارم و پایانی این مطلب را از نظر میگذرانیم. -۴ -۴ ناهنجاری نظام توزیع منافع مسئلهی اساسی و بنیادین در این نظام، بحث عدالت و توزیع عادلانه فرصتها، امکانات و منابع است. ادامه را بخوانید »
مهندس سپهوند: خبـر: رحمانی نمایندهی الیگودرز: با وجود مشکل کمآبی در منطقه و خشکشدن قنوات و چشمههای اکثر روستاهای مسیر طرح قمرود و علیرغم اینکه اراضی کشاورزی الیگودرز با مشکل کمآبی مواجه هستند و سرمایهگذاری در راستای آبی کردن اراضی و استحصال آب در این منطقه صورت نگرفته، شاهد اجرای سریع پروژهی قمرود هستیم!. ادامه را بخوانید »
در حاشیه سخنان قالیباف مبنی بر این که حادثهی سعادتآباد را خبرنگاران بزرگ کردند: تو که باری ز دوشم برنداری میان بار سربارم چرایی؟! آیا در آینهی فراموشی، صورت آن حادثه چروک شدهاست؟ آیا موی آن زخم فراموش ناشدنی سپید شدهاست؟ آیا آنان که دودستی به دنیا چسبیدهاند، حاضرند جان خویش را طعمهی آوار کنند؟ ادامه را بخوانید »
سیمره-گروه اقتصاد: وجود ذخایر نفت و گاز در شهرستانهای پلدختر و کوهدشت فرصتی بینظیر برای ایجاد زیرساختهای توسعه در استان لرستان محسوب میشود؛ با توجه به این فرصت طلایی احداث پالایشگاه نفت در این استان ضروری به نظر میرسد. ادامه را بخوانید »
پرویز گراوند: بخش اول: در ماههای اخیر که به انتخابات ریاستجمهوری نزدیک میشویم، گروههای سیاسی و نیروهای اجتماعی برای تحقق ارادهی خود، فعالیت سیاسیشان را افزایش دادهاند. از جمله این تحرکات، دعوت از برخی رجال سیاسی برای کاندیدا شدن در انتخابات است. اولین دعوت را تعدادی از روشنفکران اجتماعی و فعالان اصلاحطلب به دست گرفتهاند. دعوت شدهی این گروهها، آقای خاتمی است. ادامه را بخوانید »
مهندس سپهوند: خبر: با اعلام دوستی بین موگابه (رئیس حزب حاکم و رئیسجمهور مادامالعمر زیمبابوه) و چانگیرای (رهبراپوزیسیون زیمبابوه) با حضور رهبران کشورهای همسایه یا نمایندگان آنها و در مقابل دوربین خبرنگاران، تقسیم قدرت در زیمبابوه رسماً آغاز شد. نظر: تجربهی تاریخی و ضرورتهای اجتماعی و سیاسی عصر حاضر به بسیاری از حاکمان دنیا (بهصورت فرد یا حزب) ثابت نمودهاست که زمان یکهتازی، نخبهکشی، سیاستهای حذفی، خودکامگی مطلقالعنان، یا من یا هیچ کس! و…. در حال سپری شدن است ادامه را بخوانید »
سیمره اینک به صد رسیدهاست، راهی که پیموده بیشک در برههی تاریخی امروز و شرایط کنونی و فضای پرفراز و نشیبی که بر مطبوعات حاکم است، و شایستهی تحسین و تقدیر است. انعکاس فرهنگ و آداب و رسوم فولکلوریک و بومی، ارج نهادن به زبان و ادبیات و هنر زاگرسنشینان، بیان آلام، دردها و مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، شجاعت و جسارت در امر اطلاعرسانی جهت تنویر افکار عمومی، ایجاد فضای نقد و انتقاد بیمحابا و روشنفکرانه از مسؤولین و نهادهای دولتی، احترام و ارزشگذاری برای مخاطبان، تنوع و تکثر در مطالب و مقالات و…تنها بخشی از ویژگیها و برتری نسبی سیمره نسبت به سایر جراید بومی و حتی سراسری است. در شرایطی که کمتر رسانهای چه وابسته به دولت و چه مستقل و غیر دولتی پیدا میشود که زبان گویای مردم باشد، سیمره به تنهایی در طی چند سال اخیر حداقل در گسترهی جغرافیایی غرب کشور بار این مسؤولیت را به دوش میکشد ادامه را بخوانید »
معمولاش این است که در اینچنین نوشتهای، با چنین مناسبتی، رود سیمره و هفتهنامهی سیمره را به موازات هم، از ذهن به قلم و از قلم به کاغذ به جریان درآوریم، تا افزون بر ادای دین نوستالوژیکی-ناسیونالیستی به رود ریشهدار رازدارمان، به متن تبریک۱۰۰ شمارگی سیمره، زیبایی بخشیده باشیم و پس از ساختن تصاویری تشبیهی و استعاری، رود نشریه را از درههای دوار مشکلات و آبشارهای جسور موانع بگذرانیم. بیبارشی را تاب بیاوریم و تیزی صخرهها و سنگهای درآمده از سینه را بخندیم. آخر متن هم با یک آرزوی شاعرانه، به امید ریختن به دریای دور ۱۰۰۰ شمارگی، یک کاسه لبخند خیس… منتهای مراتب، از«معمولاش» که بگذریم، میبینیم سیمره زبان شهر شده که دوست دارد دراز شود. (حالا میتوان گفت: اندازهی سیمره) دوست دارد بگوید و بگوید و بگوید و الکن نباشد و بگوید و تمام کارهایی که یک زبان میتواند بکند، بکند، ناخودآگاهاش پر از گفتنیست. یک عالمه «حرف» آمدهاند پشت در و داد میزنند:«ما را بزنید، ما را بزنید…» ما را اگر نزنید گره میشویم و در گلوهای شهر ورم میکنیم و کور میشود. ادامه را بخوانید »
