پشت دیوارهی سد
پشت دیوارهی سد ماند به رویا نرسید
ماهی کوچک این رود به دریا نرسید
باله را بال خودش کرد که شاید این طور
از سر سد بپرد، باز به بالا نرسید
مثل این است که حسرت به دلش میماند
چون که در تور من افتاد به دریا نرسید ادامه را بخوانید »
پشت دیوارهی سد
پشت دیوارهی سد ماند به رویا نرسید
ماهی کوچک این رود به دریا نرسید
باله را بال خودش کرد که شاید این طور
از سر سد بپرد، باز به بالا نرسید
مثل این است که حسرت به دلش میماند
چون که در تور من افتاد به دریا نرسید ادامه را بخوانید »
مو۱ زخمم زخمِ بالِ کس مبینا مو درمونم محال کس مبینا
زمین شوره زارم، بیدرختم مو چی باغ پاییزی زردِ رختم ادامه را بخوانید »
اشاره: حسنعلی مهدوی چشمهگچی در سال ۱۳۴۸ در منطقهی جلالوند کرمانشاه به دنیا آمد. وی فارغالتحصیل رشتهی کارشناسی علوم اجتماعی است. از سوابق کاری ایشان میتوان به کار در روزنامهی اطلاعات و عضویت در هیئت تحریریهی نشریات محلی استان کرمانشاه نام برد. او سالهای متمادی در سازمانهای فرهنگی همچون صدا و سیما، ارشاد اسلامی و خبرگزاری جمهوری اسلامی انجام وظیفه کردهاست. وی از مؤسسین گروه اصلاحطلبان کُرد نیز میباشد و مدیریت هفتهنامهی غرب را به عهده دارد. این متن خلاصه شده سخنرانی نامبرده در کنفرانس فرهنگی بررسی گویش کلهری در شهر اربیل عراق (اسفند ۸۴) همچنین مصاحبه با شبکهی ماهوارهای کردستان تیوی میباشد. قوم لک یکی از قدیمیترین اقوام ساکن در منطقهی غرب ایران بوده که با بررسیهای به عمل آمده قدمت فرهنگ و گویش آنان به هزاران سال قبل برمیگردد. ادامه را بخوانید »
یاسر لطفی:* این سؤالی است که بارها بدان اندیشیده و دربارهی چگونگی آن مدتهای مدید در گوشه گوشه ذهنم بهدنبال پاسخی بودهام و عجیبتر اینکه تنها پاسخ ذهنم و قلبم یکی بیش نبوده. دلم میگفت «اگر عاشقانه به این پرسش بنگری هرگز پاسخی نخواهی یافت».پرسیدم: چگونه؟ گفت:«مگر برای زیبایی گُـل دلیلی یافتهای؟ برای زیبایی ستاره چهطور؟» یادم آمد که تاکنون گلهای زیبای بسیاری را دیدهام، گلهای خوشبوی نرگس که هوش از سر آدم میبرد، دشتهای پر از لالههای واژگون«کبیر کوه»که چشمانت را محو خویش میکند و رودخانهی پر تلاطم «سیمره» که خروشان و مواج از دل سرزمینهای کوهستانی میگذرد ادامه را بخوانید »
شور و وجد آمد غزل را تار و پود/ هر که شورش بیش، او خوشتر سرود آتشی در دیگران میبایدش/ تا ز روزن، دود بیرون آیدش(مولوی)
ایرج کاظمی: در قلمرو ادب فاخر، شعر نمایندهی هویت هنر و فرهنگ مانای ماست که پس از «دو قرن سکوت»، آرام آرام از پشت ابرهای متراکم بیرون آمد و در قرنهای ۵، تا ۷ به اوج تعالی خود رسید. شعر یک پایگاه معتبر روحی و روانیِ سزاوار ستایش است مثلاً سالهاست شعر «حنظل» زندهیاد اخوانثالث تالی ضربالمثلهای فراگیر شده و شاید برخیها نیز ندانند از کیست. این قطعه به اعتقاد من در نوع خود شاهکاری است، ادامه را بخوانید »
عیسی قائد رحمتی: اشاره: در شمارهی ۱۱۰ نشریه سیمره مورخ ۱۵ اسفند ۸۷ نوشتاری به قلم «ظاهر سارایی» منتشر شده بود که علیرغم عنوانش هیچ ارتباطی با موضوع شعر کردی نداشت و ظاهراً دغدغهی اصلی ایشان پیدا کردن و پیشنهاد نام جدیدی برای گویشهای لرستان، ایلام و کرمانشاه بودهاست. گذشته از اینکه اصل موضوع به نظرم خیلی نابهجا و ناشایست است که یک ملت تاریخ خود را نشناسد و نام خود را گم کند، و چنین دنبال «جعل نام» باشد اما حال که این مطلب ابتدا در یک سایت اینترنتی و سپس در نشریه وزینی مثل سیمره منتشر شده ظاهراً لازم است نظر خود را در این باب بنگاریم. ادامه را بخوانید »
دکتر محمدرضا سنگری: گویشها، فرزندان خلف زبان ملیاند و هویتگاه تاریخ و تمدن و فرهنگ یک ملت. مطالعهی گویشها، مجالی است برای شناخت نگرشها، ارزشها، کنشها و منشهای یک جامعه و همین است که هر گویش آیینهی آیینها و باورهاست. در روزگار ما شتاب مرگ گویشها بیشتر شدهاست. به تدریج و آرام و بیبازتاب گویشها میمیرند و بی آنکه در مرگشان اشکی بریزیم، یا حتی اعلامیهای و مجلس ترحیمی باشد، ساده و آسان میگذریم و چه بسا حتی هیچکس خبر مرگ آنها را اعلام نکند! چرا این اتفاق میافتد و چه باید کرد تا لااقل در «موزهی فرهنگ»! نام و یاد و نشان گویشها بماند، سخن و سبب نگارش این نوشته است. ادامه را بخوانید »
گودرز گودرزی (مجید) – الیگودرز: هم در محل کارم (= اداره؛ ناندانی!) و هم در اینجا و آنجای شهر، صدای اعتراض و در واقع فغان برخی از همشهریان، مرا واداشت تا – هرچند به صورت گذرا و شتابناک- به مبحث «عوارض» بپردازم؛ یعنی مقولهای که هیچکس از پرداخت اجباری و تهدیدآمیز آن در امان نیست! گرچه اینجانب، در مقالهای جداگانه تحت عنوان «وقت خوش کارمند!»(۱) وعدهی پرداختن به موضوع عوارض را داده بودم(۲)؛ لیکن قصدم آن بود که به این زودی بدان نپردازم؛ برای مدتی نفسی چاق کنم تا بعد. اما گوشزدهای متعدد برخی مردم و درخواست آنان برای مطرح نمودن مسئلهی عوارض (و مشتقات آن!)، مرا واداشت تا زودتر از هنگام، اقدام کنم. «عوارض» واژهای است عربی؛ که در لغت به معنای حوادث و پیشآمدهای ناگوار و بیماریهاست. ادامه را بخوانید »
شهرام شرفی: «بشر موجودی است که باید بر خود غلبه کند.» نیچه
چکیده در این مقاله قصد داریم به توصیفی از کلیات اقتصاد ایران بپردازیم. منظورم رابطه بین اقتصاد و سیاست ایران با نفت میباشد. چارچوب نظری خود را نظریه دولت تحصیلدار قرار میدهم. در این مقاله استدلال میکنیم که هر چه قدر میزان وابستگی دولتها به نفت بیشتر باشد سیاست و اقتصاد، دولتیتر خواهد بود. دولتهایی که وابستگی شدیدی به درآمدهای نفتی دارند اساساً تمایل کمتری هم برای خصوصیسازی واقعی خواهند داشت. از طرفی معمولاً دولتهای نفتی کمتر مهیای نهادمندی باز سیاسی هستند. کلمات کلیدی نفت، توسعه اقتصادی، دولتهای نفتی، وابستگی، اقتصاد توسعه، نهادسازی سیاسی، خصوصی سازی، اقتصاد ایران. مقدمه: نفت همواره یکی از مواد مهم در دنیای امروز محسوب میشود. در اصطلاح، داشتن این ماده خام نوعی توانایی استراتژیک در محیط بینالملل محسوب میگردد. ادامه را بخوانید »
مهندس سپهوند: با آرزوی آنکه خوانندگان نشریه سال خوشی را آغاز کرده باشند، نویسندهی این ستون شدیداً به ضربالمثل لری “اسیو کار خوشن میکه، چق چقه سر خوشن میاره و درد”! معتقد است و علیرغم آنکه ما در عرصهی سیاسی-اجتماعی کشورمان مصداق خوبی برای”هوله هوو” یا “دوره هوو” یا همان “دور و تسلسل” باطل! هستیم، اما باز هم ما چه پوست کلفت هستیم که بیاعتنا به این همه سیگنال منفی و حتی سیگنال خنثی! ادامه را بخوانید »