شهریور ۳۰

sepahvand.jpgمهندس سپه‌وند: خبر پشت خبر می‌رسد که استان‌مان رتبه‌ی نخست بی‌کاری را در رقابتی تنگاتنگ! با ایلام و کهکیلویه و بویراحمد، به دست آورده‌است. بسیار عجیب به نظر می‌رسد و به احتمال قوی محاسبات مربوط به این موضوع را نفوذی‌های دشمن انجام داده‌اند! وگرنه در استانی که دولت نهم، سازندگی را از آن شروع کرد!، هزاران بنگاه زودبازده آن به بهره‌برداری رسیدند! و حتی ۳۱ طرح بزرگ صنعتی برایش تصویب شد، مسؤولان و نمایندگانش با مدیریت بی‌نظیر و تلاش شبانه‌روزی کار می‌کنند!، چه دلیلی دارد که قله‌های رفیع پیشرفت و توسعه به تصرف درنیایند!؟ ادامه را بخوانید »

شهریور ۳۰

goodarziyan.JPGعلی گودرزیان (ع-پایدار):مهرگان دانش و آگاهی از راه می‌رسد، بوی کتاب‌های نو و صدای شور و شوق کلاس اولی‌ها در زمین و زمان کشور عزیزمان ایران پیچیده‌است. از یک ماه پیش پدران و مادران پیگیر نام‌نویسی و تهیه‌ی نوشت‌افزار و پوشش ویژه‌ی سال جدید تحصیلی بچه‌های خود بوده‌اند. به گفته‌ی مدیرکل آموزش و پرورش پیش‌دبستانی و ابتدایی، حدود یک میلیون و دویست هزار نفر به جمعیت ۵ میلیونی دانش‌آموزان دوره‌ی ابتدایی در مهرماه افزوده می‌شود. ادامه را بخوانید »

شهریور ۳۰

 ۴۶۹۹۲۴_orig.jpgایلام – رمضان نوری، مهر: متخصصان بومی بی‌کار!: سد سیمره به عنوان یکی از بزرگ‌ترین پروژهای اشتغال‌زایی در شهرستان دره‌شهر از توابع استان ایلام در حال اجراست اما در حالی‌که توقع می‌رفت حداقل اشتغال منطقه برای مدتی تأمین شده‌باشد اکثر نیروهای فعال در ساخت این سد، غیربومی هستند. رودخانه‌ی سیمره، سر شاخه‌ی اصلی رود کرخه است که طرح سد و نیروگاه سیمره بر روی این رودخانه در حد فاصل استان‌های ایلام و لرستان و در ۴۰ کیلومتری شمال غربی شهرستان دره‌شهر در حال اجراست. ادامه را بخوانید »

شهریور ۲۹

با درود به خوانندگان وفادار سیمره! روز جمعه سیمره برای چاپ به تهران ارسال شد اما چون اینترنت مختل شده بود  چاپخانه نتوانست فایل‌های سیمره را دریافت کند. ان‌شاالله روز دوشنبه چاپ خواهد شد.

شهریور ۲۹

saberi.jpg ادمه از صفحه‌۲ هفته‌نامه سیمره: متن گفت‌و‌گوی زیر را روابط عموی استانداری لرستان برای سیمره ارسال کرده‌است. چون این متن ممکن است با دیدگاه‌های سیمره همسو نباشد بنابراین بدون ویرایش آورده‌شده‌است. عده‌ای می‌گویند شما کم‌کار و ناکارآمدید تا چه اندازه قبول دارید؟ اولاً این عده چند نفرند و چه کسانی هستند؟ قاعدتاً معدود افرادی که با حضور و جدیت و پیگیری ما منافع شخصی و باندیشان به خطر افتاده ناراضیند و بر طبل تو خالی می‌کوبند. ثانیاً کم‌کاری و ناکارآمدی را باید تعریف کرد. شما بروید از توده‌ی مردم بپرسید و از پروژه‌هایی که متأسفانه با مدیریت و پیگیری جدی ما در دست اجرا ست بازدید کنید قطعاً به این نتیجه می‌رسید که نه تنها کم‌کاری و ناکارآمدی در کار نیست بلکه لطف خدا شامل شده و با برکت دعای خیر مردم، عنایت ویژه دولت و همراهی بعضی از مجریان و مسؤولین استان لرستان در محورهای مختلف در حال تحول جدی است که نتیجه و ثمره‌ی آن آینده مشخص خواهد شد. به نظر شما تحقق خواسته‌های دیرینه مردم و شروع با سرعت مناسب زیرساخت‌ها کارآمدی و توفیق است ادامه را بخوانید »

شهریور ۲۹

 ادامه از صفحه‌ی ۳ هفته‌نامه‌ی سیمره:

خرم‌آباد- پرویز گراوند: سرهنگ رحیمی در ادامه افزود:«چشم‌انداز آینده‌‌ی شورا در این جلسه بایستی روشن‌تر گردد و مشخص شود که آینده اعتیاد در استان چیست؟ “اتاق فکر” باید با چارچوب مشخص راه‌اندازی شود و با صحبت‌هایی که با مرکز شده اعتبار و هزینه‌های لازم تأمین خواهد شد. ما باید از جزیره‌ای عمل کردن خودداری کنیم. ادامه را بخوانید »

شهریور ۲۱

طاهره حسینی مرادآبادی: صدای هیاهوی بچه‌های محل گوشش را پر کرده بود. ابروهای کم رنگ و دماغ کوچکش، توی هم رفته بود. گوشه‌ی ناخن را به دندان گرفت و با خودش گفت: -بازم صدای جیغ و هواره روشنکه. می‌خواد حرص منو در بیاره. ولی من که محلّش نمی‌ذارم. دختره‌ی چاقالوی بادکنک! صدای جیغ‌های پیاپی بچه‌ها قرارش را گرفت: -فکر کردن بازم می‌رم تو کوچه نیگاشون می‌کنم! دهن کجی کرد: -دیگه نمی‌رم نگاشون کنم. ادامه را بخوانید »

شهریور ۲۱

کی این صدای مرده است

که به گوش می‌آید اما

خیلی آن سوتر از خیال؟ ادامه را بخوانید »

شهریور ۲۱

گودرز گودرزی – الیگودرز :goodarz_g@yahoo.com بیش‌تر از دو سال است که حساب سپرده‌گذاری مسکن باز کرده‌ و چند میلیون تومان را به امید دریافت وام ساخت مسکن، واریز کرده‌ام. امروز که پس از مدت‌ها رفتم بانک تا از کم و کیف حسابم اطلاعاتی کسب کنم؛ اولش نزدیک بود سر و ته کنم؛ آخر گمان کردم اشتباه آمدم؛ ادامه را بخوانید »

شهریور ۲۱

amraii.jpgکریم امرایی: انگار همین دیروز بود. جزیی از من شده‌بود خدمت استاد رفتن و از هم‌صحبتی بی خستگی‌اش مست شدن. به راستی که شاعر بود و شاعر. شعر دغدغه‌ی حقیقی زندگی‌اش بود و مثل خون در رگ‌هایش سرخ می‌چرخید. هیچ یادم نمی‌رود یک روز که در خدمت حدوداً ۹۰ سالگی استاد بودم برای هواخوری به حیاط رفت ادامه را بخوانید »