مهندس سپهوند: در طول ۴سال گذشته که نگارش این ستون را به عهده داشتهام، همواره خبر و نظرهای داغ، گرم، سرد و گاه بیمزه! را با محوریت «انسان» به رشتهی تحریر درآوردهام که هیچکس و ناکسی! برای آنها تره هم خرد نکرد! اجازه میخواهم که خبر و نظر این شماره را تماماً به طبیعت و محیطزیست لرستان اختصاص دهم و آن را به زیور عکسهایی که همکارانم از صحنهی خبرگرفتهاند، بیارایم شاید لااقل اشک طرفداران محیطزیست و طبیعت را درآورم! منبع خبر خودم و سه نفر از همکارانم هستیم که هرکس و مقام مسؤولی آن را تکذیب یا لوث کند!، حاضرم با هزینهی شخصی و پذیرایی کامل! او را به محل حادثه ببرم. از مورخ ۱۳/۷/۸۸ تا ۱۷/۷/۸۸ به مدت ۵ شبانه روز دهها هکتار از رویشگاه جنگلی منحصر به فرد بلوط “دارمازو” واقع در روبهروی روستای قلایی(از توابع شهرستان سلسله) در آتش سوختهاست. ادامه را بخوانید »
بر اثر حادثهی رانندگی در محور کوهدشت- زانوگه ۵ نفر کشته و ۶ نفر زخمی شدند.
به گزارش خبرنگار سیمره و به نقل از روابط عمومی بیمارستان امام خمینی کوهدشت، این حادثه ساعت ۱۹ روز چهارشنبه بیست و نهم مهر ماه جاری در کیلومتر ۱۰ کوهدشت- زانوگه رخ داد. بنا بر همین گزارش دو خودرو پیکان و پژو ۴۰۵ با هم برخورد کردند که به همین دلیل ۴ نفر از هر دو خودرو کشته و ۷ نفر نیز زخمی شدند. ماستاسفانه یکی از زخمیها نیز به علت شدت جراحات وارده ساعت ۲۳ در بیمارستان امام خمینی درگذشت. ادامه را بخوانید »
جبار آزاد: در محلهی ما در کمتر از ۳۰ ساعت دو زن درگذشتند. بیماری لاعلاج سرطان، آن دو را از پای درآورد و به زندگیشان مُهر پایان زد. آنکه ۳۰ ساعت جلوتر رخت رفتن را به تن کرد تقریباً جوان بود؛ و دومی سنی ازش گذشته بود. اولی از طبقهی متوسط بود؛ دومی اما از پولدارها؛ همسر یک بازاری. صدای نوار قرآن که از خانهی اولی بلند شد، بیل هیچ کارگر شهرداری، گوشی را نوازش نکرد. اما به محض برخاستن نوای قرآن از بام منزل دومی، شهرداری دست به کار شد؛ ادامه را بخوانید »
کیانوش رستمی: اشاره: در شمارهی ۱۲۴ بخش نخست این نوشتار با یک مقدمه و موضوعات مختلفی در حوزهی ادبیات کامیونی جهت اطلاع خوانندگان محترم آوردهشد. برآنیم تا این ستون را به یاری خوانندگان وفادار سیمره ادامه دهیم. بر خود لازم میدانم از جناب دکتر قاسم صحرایی، استاد دانشگاه لرستان که یادآوری نمودند بیت: «در طواف شمع میگفت این سخن پروانهای سوختم زین آشنایان ای خوشا بیگانهای» سرودهی زندهیاد ملکالشعرای بهار است، سپاسگزاری نمایم.
توکل به خدا و امامان معصوم: *در طوفان زندگی با خدا باش! *یا مرتضی علی *بیمه سید ابوالوفا *عشق است ابوالفضل *در حقیقت مالک اصلی خداست این امانت بهر روزی نزد ماست *نومِ خدا(لکی)”ترجمه عربی ماشاالله” *بیایید همراه زینب آواره باشیم *یا گمشدهی بقیع *برو به امید خدا *خدایا پشت و پناهم تویی بی پناهم نکن *یا زینب خاتون طنز: *گشتم نبود؛ نگرد نیست؛ افسانه بود. *به گندهتر و … از خودت احترام بگذار! *ای جوان تا توانی زن مگیر طوق لعنتی است بر گردن مگیر *بخور به حساب من! (روی باک یک کامیون نوشته شدهبود) ساخت اشعار با استفاده از بخشهایی از خودرو: *مواظب باش ای دلاور نمالی به بنز خاور. *درِ قبر راننده همیشه باز است رفیقش ترمز و دشمنش گاز است. (ولوو) ادامه را بخوانید »
کرم تیموری: در خاورمیانه مردمانی را میشناسیم که دارای زبان، آداب و رسوم و شیوهی زندگی تقریباً یکسانی میباشند با اینکه از بد روزگار در بدترین نوع تقسیمبندی سیاسی قرار گرفتهاند و سرزمینشان در میان چند کشور مختلف تقسیم شده اما همچنان توانستهاند از پس سالها هویت مشترک خود را حفظ نمایند؛ هویتی که با سه نام کُرد، لُر و لک معروف است و در هر دورهای از تاریخ و از نظر هر پژوهشگری گاهی تمام آن و گاهی هر بخش آن با محدودههایی نامشخص به یکی از این نامها شناخته میشود. از ویژگیهای مهم و مشترک همهی آنها نژاد ایرانی داشتن و تکلم به زبان و گویشهایی است که از سرشاخههای زبان فارسی میباشد. اندوهبار است که تقسیم ناعادلانه سرزمین آنها در میان کشورهای ایران، عراق، ترکیه، سوریه، آذربایجان و ارمنستان که همواره با همدیگر در کشمکش هستند از آنها سپرهایی در مقابل هجوم کشور همسایه ساخته است که ناچارند هزینهی جنگها و سیاستهای سیاستمداران را پرداخت نمایند. ادامه را بخوانید »
گودرز گودرزی – الیگودرز :«بی بی» معمولاً هر ماه یکبار همه چیز را برای پختن نان آماده میکرد. در گوشهی حیاط، اتاقکی بود که تنور در آنجا قرار داشت. در سقف اتاق تنور، سوراخی بود که کار هواکش را انجام میداد. در روزهایی که باران یا برف میبارید، هواکش را با یک چیزی«کِپُّ رِپّ»(۱) میکردند تا تنور آسیب نبیند؛ هر چند روی دهانهی تنور را زمانهایی که کار نداشتند «طَوَق» (۲) میگذاشتند. در روزهای آفتابی، نور خورشید مانند یک لولهی سفید در اتاقک نیمه تاریک تنور راه مییافت. وقتی به باریکهی نور خورشید – که از سقف تا به کف اتاقک، خودش را رها میکرد – نگاه میکردی، چیزهای معلق و شناور بسیار ریزی توجهات را جلب میکرد که در روشنایی نور جلوهگری میکردند ادامه را بخوانید »
عاشق و لیوهتِم۱، چِنی مِنِن تو دَروِدَر نکو
سیقه۲ چَشِت گِری۳ بشی وِ نازْ دِم۴ قهر۵ نکو ادامه را بخوانید »
استاد شکارچی: گرچه بررسی همهجانبهی ویژگیهای موسیقی لرستان نیازمند مطالعهی مستقلی است، با این وجود، اجمالاً در این پژوهش به دو ویژگی اصلی آن پرداخته میشود: ویژگیهای عام هنری -۱موسیقی اقوام مختلف ایران، از جمله لرستان دارای خصلتی کارکردی است. هر ترانه با نام و هدفی ویژه، برای وضعیت و مراسمی خاص سروده شدهاست که مردم نسبت بدان آگاهی دارند. برای مثال: به هنگام خرمنکوبی میخوانند تا از بار سنگین مشقت آنها کاسته شود. در عزا میخوانند تا جان خود را از بار اندوه رهایی بخشند. ادامه را بخوانید »
اشاره: این فیلمنامه واقعیت دارد. تمام شخصیتهای آن نیز واقعی هستند. داستان در سال ۷۱ اتفاق افتادهاست. در آن زمان که هنرجوی فیلمسازی انجمن سینمای جوان بودم، نوشه – ر: تصمیم گرفتم تا این داستان واقعی را به صورت فیلمنامه دربیاورم. بنابراین با همان سبک و سیاق و نگارش سال ۷۱ آورده میشود، هرچند موضوع این نوشته تکراری است و برخی از فیمسازان کشورمان از جمله مجید مجیدی در فیلمنامهی “بچههای آسمان” این موضوع را به خوبی پرداخت نمودهاست، اما باگذشت ۱۸ سال از زمان اتفاق این ماجرا هنوز هستند بچههایی که با مشکلاتی از این دست مواجهاند؛ بدین روی شاید به دلیل واقعی بودن، خواندن این داستان خالی از لطف نباشد. ادامه را بخوانید »
شهرام شرفی: به این بایدهای روزمره دقت کنید: «زنان نباید ورزش کنند»،«زنان نباید در حوزهی عمومی خیلی فعال باشند»،«زنان باید فقط به خانهداری بپردازند» و غیره. اینها انگارههایی اجتماعی- فرهنگی هستند که با آنها بهصورت روزمره سر و کار داریم. این حصرهای اجتماعی فرا تاریخی هستند، یعنی متعلق به جامعهای خاص نیستند و کمابیش در همهی جوامع با شدت و ضعف مشاهده میشوند. از منظر فمینیستی بین جنس و جنسیت تفاوت وجود دارد. اولی مقولهای زیستی و دومی نقشی برساخته به وسیله فرهنگی مردسالارانه قلمداد میگردد. ادامه را بخوانید »
