آذر ۲۶

(۱)

انگشت بسته بودم

انگشت بسته بودم

هراسه‌های خوشه به مشت را ادامه را بخوانید »

آذر ۲۶

علی اِ اُرِ وارونِ بِرایی  

 تو نِیری اَژ خدا ذرهِ جیایی ادامه را بخوانید »

آذر ۲۶

shekarchi.jpgاستاد شکارچی: خسرو و شیرین در موسیقی مناطق مختلف ایران، علاوه بر اشعار با گویش محلی، از اشعار اغلب شعرای فارسی زبان مانند نظامی، فردوسی، باباطاهر و … استفاده شده‌است. منظومه‌ی خسرو و شیرین نمونه‌ای از این اشعار است که در لرستان برای آن یک آهنگ ساخته‌اند. این آهنگ که به نام خسرو و شیرین معروف است، دارای ریتمی است آزاد که معمولاً به عنوان مقدمه ترانه‌هایی که ریتم مشخص دارند، خوانده می‌شود. ابیات آن با گویش فارسی همراه با ته‌لهجه‌ی لری است. ادامه را بخوانید »

آذر ۲۶

 صندلی شهرداری کوهدشت مدت‌هاست متحمل بار سنگین کارآموزی کسانی بوده که چشم بسته آمدند و عصا به دست، رفتند. معلمان محترمی که حتی خویشاوندی دوری با کار شهرداری نداشته و جدا از پوشیدن کت و شلوار ریاست و کلیشه‌ی رنگ‌آمیزی بلوارها و شکستن شیشه‌های ریخت شهر و … گره‌ای از پای بسته‌ی ترقی‌اش نگشودند. ادامه را بخوانید »

آذر ۲۱

godarzi.jpg* گودرز گودرزی(مجید) goodarz_g@yahoo.com به مناسبت فرا رسیدن روزهای شهادت امام حسین «علیه‌السلام» و یارانش «-ای پسر! من بر تو در کار خلافت از چهار کس می‌ترسم از قریش؛ از پسر ابی‌بکر: عبدالرحمان؛ از پسر عمربن خطاب: عبدالله؛ از پسر زبیر: عبدالله؛ و از پسر علی‌بن ابی‌طالب:حسین. امّا حسین‌بن علی. آه! آه ای یزید! چه گویم در حق او؟ زینهار او را نرنجانی؛ و بگذاری که هر جا دل او می‌خواهد برود. او را مرنجان لکن گاه‌گاه تهدیدی می‌کن. زینهار در روی او شمشیر نکشی و به طعن و ضرب البته با او دیدار نیابی. چندان که توانی او را حرمت دار … زینهار ای پسر! چنان مباش که به حضرت ربانی رسی و خون حسین در گردن داشته باشی که هلاک از تو برآید. زینهار و الف [هزار] زینهار که حسین را نرنجانی و به هیچ نوع اعتراض و اذیت او نکنی … والله که تو دیده‌ای و شنیده‌ای که من هر سخن حسین در روی من گفتی، چگونه تحمل کردمی …»(۱) آن چه که در بالا آمد چکیده‌ی وصیت و سفارش کسی بود که پس از عمری سراسر آلوده به مکر و دغل و خدعه و فریب، اینک آخرین ساعت‌ها و لحظه‌های زندگی‌اش را سپری می‌کرد. ادامه را بخوانید »

آذر ۲۱

niyazi.jpgفاطمه نیازی: آفتاب بود و سرما از جاده‌ی دهان‌باز بالا می‌رفت. چشمم را دختری دزدید. روبه‌رویم نشسته بود. حراف نبود! سنش به پانزده نمی‌زد. دست‌هایش سیاه بود و زبر، شبیه چشم‌هایش که وقتی پلک می‌زد مرا زیر می‌گرفت و من هی نگاهم چال می‌شد در زمین. خجالت کشیدم نه از او و نه از خودم. از خشونتی که دزدانه بر او رفته‌بود، که خشونت تنها در زدن نیست. همین‌که حق آفتابگردان مرا بخورند به خشونت‌های فیزیکی، دهانی، کلامی و بعد حجیم شوند و تو خالی مرا زده‌اند. حالا اگر من اعتراضم بلند شود فوری برچسبم می‌زنند که فمنیست! جنبشت را رام کن. حالا کسی نیست که بگوید: آقا جان! دردهایی که مرا زخمه بزند زخمی و بعد سرم را پر کند از تبعیضات طبقاتی، جنسیتی، نابرابری‌ها همه و همه مرا شخم می‌زند که گیسوی من هرچند دراز قرص ندارد و من از ماه می‌افتم و از تخت. ادامه را بخوانید »

آذر ۲۱

شهردار محترم شهرستان الیگودرز؛ جناب آقای ملک محمودی! با سلام دل ما الیگودرزی‌های اصیل به این خوش بود که لااقل بخش اصلی قبرستان و گلزار شهدای اکبرعلی، از تجاوز و زیاده‌خواهی زمین‌خواران مصون مانده‌است؛ اما این دل‌خوش کنکی بیش نبود! زیرا … باری؛ زیرا دیروز(جمعه ۲۹/۸/۱۳۸۸) به قصد زیارت اهل قبور راهی گلزار شدیم که از دور سیاهی بارگاهی (!!) جدید و آن هم در ابتدای بخش اصلی گلزار، در نگاه چشمانمان هم‌چون میهمانی مزاحم نشست! ادامه را بخوانید »

آذر ۲۰

 اشاره: نوشته‌ی زیر حاوی درد دل‌های جوانی است که با باری از اندوه بر شانه‌های کز کرده‌اش به دفتر هفته‌نامه‌ آمد و اظهار داشت: چند بار در آزمون‌های جور واجور استخدامی قبول شده‌است اما هر بار عذرش را به گونه‌ای خواسته‌اند. این نوشته شاید بغض نترکیده‌‌ی صدها جوان لرستانی باشد که دادشان را کسی نشنیده است: ای کاش! سال‌های سال بازار کار خوندم؛ آزمون‌های استخدام دیدم؛ مدادهای سیاه خریدم؛ به یاد کنکورها افتادم؛ اما کاری ندیدم. پدرم دو کلاس سپاه دانش خوند و شاغل شد، من نخوندم هنوز هم لای کتابه!!! ادامه را بخوانید »

آذر ۲۰

shoreshe-lorestan.jpgکریم امرایی: تازگی‌ها شاهد چاپ کتابی تحت عنوان «شورش لرستان» به قلم سیدیدالله ستوده بوده‌ایم. با سپاس از پژوهشگر ارجمند به خاطر تلاش در جمع‌آوری مطالب کتاب و عشق به سرزمین کهنش لرستان. لازم است گفته‌شود تاریخ لرستان فراز و فرودهای فراوانی را با خود داشته که پژوهش‌های بسیاری را می‌طلبد. نویسنده‌ی این مطالب نیز با توجه به داشتن عشق به این دیار و داشتن اطلاعاتی اندک در مورد تاریخ معاصر کوهدشت، پس از خواندن کتاب شورش لرستان متوجه نکاتی در باب بخش‌های مربوط به آن شدم که قصد دارم آن‌ها را با نویسنده‌ی محترمش در میان گذارم. از طرفی ایشان را به گفت‌وگوی دوستانه‌ی رو در‌ رو دعوت می‌کنم زیرا بیش‌تر مطالب نقد را نمی‌توانم به صورت روشن و صریح بیان کنم و به خاطر معذور ماندن از ذکر نام افراد و صفحات مورد نقد، ناچارم کنایه‌وار و کلی به نقد بپردازم. کما این‌که پژوهش‌های امروز ما حتماً به صورت سندی برای آیندگان در خواهد آمد پس چه بهتر در ارایه‌ی آن وسواس دقیق و مستندتری به خرج دهیم: ادامه را بخوانید »

آذر ۲۰

جبار آزاد: شنبه-۳۰/۸/۱۳۸۸ *آفتاب یزد: -احمدی‌نژاد در تبریز: ملت، هویت و یک‌پارچگی ایران،‌ میراث صفویه است.[!] -کاتوزیان[نماینده‌ی مجلس]: در تحقیق و تفحص از نیروگاه بوشهر جدی هستیم. -اوباما: به ایران نشان خواهیم داد که جدی هستیم. *ابرار اقتصادی: -باهنر: سهام عدالت تجربه‌ای ناموفق در خصوصی‌سازی است. -با تصویب مجلس؛ قیمت آب و برق از سال آینده افزایش می‌یابد. *خراسان: -دادستان کل کشور: از این پس با اغتشاشگران قاطعانه برخورد می‌شود. -عقب‌ماندگی ۷۰ درصدی از برنامه‌ی توسعه‌ی شبکه‌ی ریلی. ادامه را بخوانید »