آرش طولابی: با استناد به منابع، پیدایش تعزیه به عنوان شیوهی بیانی سوگواری حسین(ع) چهار سال پس از واقعهی کربلا اتفاق افتاد و آن زمانی بود که شماری از یاران حسین(ع) که پیشتر از یاری او سر بر تافته بودند، اظهار پشیمانی کردند و دور هم گرد آمدند تا به حمایت و تجلیل از حسین(ع) و یاران شهید او برآیند. اینان در تاریخ به توابین (توبهگران) شهرت یافتند. در صدر آنان سلیمان بن صرد خزاعی قرار داشت، توابین اعتقاد داشتند که تنها با گرفتن انتقام خون حسین(ع) میتوانند، توبهی واقعی کنند. سلیمان بن صرد و یارانش، که بیش از شش هزار تن بودند، در سال ۶۵ ق از نخیله عازم زیارت قبر حسین(ع) شدند و یک شب و روز در آنجا ماندند. در حالی که یکباره بانگ برآوردند و گریستند که تا آن تاریخ بیسابقه بود. ادامه را بخوانید »
کیانوش رستمی: اشاره: نصرتالله مسعودی را سالهاست که از نزدیک میشناسم. نخستینبار او را با زندهیاد شیدایی دیدم که برای داوری یک نمایش به کوهدشت آمدهبود. من آن موقع رئیس انجمن نمایش کوهدشت بودم. همچنین در سال ۷۱ وقتی هنرجوی فیلمسازی در انجمن سینمای جوانان ایران شعبهی خرمآباد بودم، افتخار شاگردی ایشان نصیبم شد. این بود که ارتباطم را به واسطهی کار نمایش با ایشان بیشتر کردم. مرد بزرگی که سالهاست خاک صحنه خورده، موی سپید کرده و تجربه اندوخته و شاگردان زیادی را در عرصهی هنر نمایش تحویل جامعه دادهاست. مسعودی با بزرگان هنر نمایش از جمله نصیریان، انتظامی، ایرج راد، کشنفلاح، داریوش مؤدبیان، محمد چرمشیر خسرو حکیم رابط و همایون علیآبادی و … ادامه را بخوانید »
فرهنگ عامه لرستان/۵ ضربالمثلها و تکبیتهای سور و سوگ زبان لکی تألیف: علیمردان عسکریعالم. انتشارات: شاپورخواست، خرمآباد. چاپ: اول ۱۳۸۸٫ شمارگان: ۲۰۰۰ نسخه. بها: ۷۵ هزار ریال. تردیدی نیست که فرهنگ کشور ما -ایران- قائم به خردهفرهنگهایی است که اینجا و آنجای میهن در جریاناند. برخوردها و آمد و شدهای همین خردهفرهنگهاست که فرهنگ ایرانزمین را پایدار و متکامل میسازد؛ از اینروی حفظ و شکوفایی تک تک این فرهنگهاست که به تقویت روح و فرهنگ ملی میانجامد. ادامه را بخوانید »
گودرز گودرزی: و ما هم صاحب تلویزیون شدیم؛ آخر پدرم کارمند بانک بود و نمیشد در خانهاش این جعبهی جادویی نباشد! و حالا در محلهی ما بر روی پشت بام یکی از خانههاش یک آنتن دیگر اضافه شد؛ و جمع آنتنها به عدد ۳ رسید! از آن به بعد در و همسایههایی که به ما نزدیکتر بودند برای تماشای تلویزیون میآمدند خانهی ما؛ دست کم هفتهای ۲ شب. برنامههای آن وقت تلویزیون فقط روی شاخ یک شبکه- که آن موقع میگفتیم کانال- میچرخید؛ از ۴ بعد از ظهر شروع میشد و دست بالا تا ۱۰ شب ادامه داشت؛ سیاه و سفید و ناصاف؛ یعنی پر از برفک؛ بعضی اوقات به زور میتوانستی تصاویر صفحه را ببینی و تشخیص بدهی؛ اما همان هم برای ما ندید/بدیدها نعمتی بود! ادامه را بخوانید »
کرم دوستی: مِ خیالی تازه دیرم، جُم و ساغر نشکنن/ گل هَت ای در، توبه اشکیا، دلِ کافر نشکنن
دو چراغِ نارِک اژ پیمانه چوی دُنِ انار/ آگرین رنگ ای دلِ انارِ گَرگَر نشکنن
مَشکِنی لوخنِ پیاله، یخِ گیونم چوی وِهار/ شیشه عمرم ای دسِ ساقیِ دلبر نشکنن ادامه را بخوانید »
چکیده با سؤالی فراتاریخی مواجه هستیم. بازار یا دولت؟ مسئلهی ما تولید ثروت، توزیع ثروت و اشتغال پایدار است. هدف رسیدن به بهترینها در حوزهی عمل است. اجرای عملی سیاستهای اصل ۴۴ رسیدن به رقابت در عمل میباشد.میزان مداخلهی دولتها در اقتصاد چهقدر باید باشد؟ در این مقاله مداخلهی دولت مبتنی بر بازار عمومی مدنظر قرار میگیرد. وقوع بحران از نوع رکود در اقتصاد جهانی نظریهپردازی را پیچیدهتر نمودهاست. مقایسهی تطبیقی کشورها، کارآیی نوع اقتصادها را به ما نشان میدهد؛ نه سیطرهی کامل و نه کنارهگیری کامل دولتها نمیتواند رونق اقتصادی را بهدنبال آورد. ادامه را بخوانید »
فاطمه نیازی: از داغهای مکرر آویز شدهبود. مثل همیشه میخواست با دستهای کوچکش نان را بچسباند بر آتش که “سیاوش” شد. دود از گیسوانش بالا رفت. نفت حمله کردهبود بر پرچین دامنش. اول ترسید و بر زخمهای بد لعنت فرستاد. کبریت را به گوشهای انداخت. دوباره اما وسوسهی سوختن رهایش نکرد که خود را در حصار انداخته بود تا هیچ روزنی بر او نگذرد. جز پنجرهی کوچکی که دلش راضی نبود از آوار شدنش. بعد از فوت مادر تنها او بود که برادر و خواهرهایش را در بادها بزرگ کرد بی آنکه تکانی بخورند. بیچاره او مگر چند دست داشت؟ آخر دو تا از خواهرهایش بعد از تمام بر باد رفتنها همین که از آب و گِل درآمدند، بیمار شدند و بار زحمت او دوچندان. اما او در خم شدنها راست ایستاد و “تا” نشد. ادامه را بخوانید »
پرویز گراوند: هر انسانی نسبتی با تاریخ دارد و نقش و جایگاهی در تاریخ، خواه یک نقش مثبت یا منفی یا بیخاصیت! در این نوشتار برخی الگوها و تیپهای مختلف انسان در ارتباط با تاریخ به ملتهای همیشه در صحنهی جهان! معرفی شوند: ۱ـ سازندگان تاریخ: کسانی که با آرمانهای بزرگ و تلاشهای توانفرسا توانستهاند قطار تاریخ را به جلو ببرنند. مثل پیامبران، قهرمانان، پیامآوران علم و دانش، مردان و زنان بزرگ همچون کورشکبیر، بودا، لینکن، ژاندارک، گاندی، ماندلا، ادیسون، بیل گیتس و… که بر قلب تاریخ و به قول لکها بر «جوشِ جارون» تکیه کردهاند. ادامه را بخوانید »
شاهپور لطفی: شب، سر، بالین، بینانی. اگر خطابت کنم یارو، خصمِ ادبم. هی فلانی!: در سیاه چال وجدانم جنبندهای زندانی است که مدام صدای سنگین جرینگ جرینگ زنجیرهای پر و پایش به گوش جان میرسد اما نمیتوانم آزادش کنم چون مرا یارایِ خیانت کردن به وجدانم نیست!!! مخاطب نازنین و اندک وفای من!: پس از سکوتی سربی و نفسگیر، تلنبارم از گلایه، سرشارم از ناگفتهها چرا که برکهی یاد و مذاق هیچیک از شما نازنینان در قفای منِ ستون سیاه کن به ریگی چین برنداشت. ادامه را بخوانید »
