بهمن ۱۵

در این شماره بدون آن‌که خبر و نظری برای ارایه داشته باشم، یک‌راست به سراغ طرح مسایلی در مورد مطبوعات استان می‌روم تا بخشی از درد دل‌ها و بغض‌های چندین و چند ساله‌ام را با شما در میان بگذارم. مطبوعات استان ما اساساً از قافله و کاروان اخبار و حوادث کشور بسیار عقب هستند. این روزها که صفحات اکثر روزنامه‌ها و نشریات کشور و هم‌چنین سایت‌های اینترنتی پر است از خبر و تحلیل در مورد وضعیت فعلی مملکت، اکثر مطبوعات استان به سهو یا عمد! «ماستشان را در کیسه انداخته‌اند!» و خود را به«کوچه علی چپ» زده‌اند! در حالی که صف‌‌آرایی آشکار و واضح بر سر نحوه‌ی اداره‌ی کشور در مسیر عقلانی در جریان است و هر روز اخبار و حوادث ریز و درشتی را در سطح ملی و جهانی به خود اختصاص می‌دهد؛ اکثر مطبوعات استان تیتر اولشان را به مسایلی از قبیل اختلاف‌های شورای شهر، دیر انتخاب شدن شهردار، آمارطلاق، تیم‌های محلی فوتبال و…اختصاص می‌دهند. شبه مقالات و شبه تحلیل‌ها نیز عمدتاً حول و حوش مسایل روبنایی و دست چندم هستند و مسایل اساسی و مهم کشور که هیچ، حتا بیان کننده‌ی معضلات زیربنایی استان نیز نیستند. در بیان وضعیت اسفبار مطبوعات استان همین بس که محتوای اکثر آن‌ها در حدی نیست که حتا نیم ساعت از وقت خواننده‌ی پی‌گیر مسایل کشوری و استانی را به خود اختصاص دهد. این موضوع لااقل برای من که اکثر نشریات استانی را خریداری و جهت استفاده‌ی اهل و عیال به خانه می‌برم، به خوبی اثبات شده‌است. کسب خبر و اطلاع‌رسانی شفاف که از جمله مبرم‌ترین وظایف مطبوعات است نیز وضعیت نابه‌هنجاری دارد. اکثر نشریات استانی شده‌اند محل چپاندن اخبار سوخته و کلیشه‌ای ایسنا، ایرنا، مهر و…!! درحالی که اخبار ریز و درشت کشور و استان دهن به دهن و سینه به سینه در بین اقشار مختلف مردم در جریان است، اکثر مطبوعات استان به انعکاس اخبار به دردنخور خبرگزاری‌های رسمی دولتی که این روزها کسی وقعی به آن‌ها نمی‌نهد، می‌پردازند. گویی که مطبوعات استان ما به اصطلاح «در گوش گاو» به سر می‌برند! این یک واقعیت است که اگر امروز بنده آن را بیان نکنم، حتماً فردا کس دیگری آن را بیان خواهد کرد. داستان اکثر مطبوعات استانی شده‌است همان حکایت لری خودمان یعنی«خشه بو به‌رم=خش خش بیا مرا بخور!». یک سری شبه مقاله تکراری و بی‌نتیجه(که در واقع به همان عریضه‌نویسی قدیم شبیه‌ترند تا مقاله!)، تلنباری از اخبار سوخته و کلیشه‌ای، افاضات مسؤولان و البته تعدادی آگهی تبلیغاتی که خدا می‌داند بعضی از مدیران مطبوعات به چه روش‌های ناصواب و دون‌شان مطبوعاتی جماعت، به دست می‌آورند! من از مدیران اکثر مطبوعات استان می‌پرسم: وجداناً این است کار فرهنگی که مقدس است و به عنوان شالوده‌ی توسعه و ترقی همه جانبه جوامع مطرح است!؟ آیا این است آن فعالیت مطبوعاتی که نسل‌های آینده‌ی این استان به آن ببالند و سر خود را در مقابل اهالی این کشور بالا بگیرند!؟ شما لااقل در ده سال گذشته چه اقدام مؤثری در راستای ارتقا و اعتلای مطبوعات این استان انجام داده‌اید!؟ چند روزنامه نگار زبردست و مسلط تحویل جامعه مطبوعاتی مملکت داده‌اید!؟ طی ده سال گذشته شما حتا نتوانستید چهار تا آدم فرهیخته و روزنامه‌نویس را زیر یک سقف گرد هم بیاورید تا لااقل یک روز، آری فقط یک روز! با هم به تبادل نظر در مورد مطبوعات استان و شیوه‌های توسعه‌ی کار روزنامه‌نگاری و مطبوعاتی بپردازند! با عرض پوزش، هرکدام از شما دفتر و دستکی جزیره مانند برای خود به پا کرده‌اید و بی توجه به حادترین مسایل کشوری و استانی، حتا بدون توجه به خود اهالی مطبوعات استان و مشکلاتی که برای مطبوعات و روزنامه‌نگاران و نویسندگان پیش آمده و می‌آید، به راه مبهم و ناروشن خود می‌روید!! به هر حال مسایل زیادی هست که شما بزرگواران و پیشکسوتان مطبوعات استان روزی باید جواب بدهید و این موضوع البته جدای از وظیفه‌ی دولت در قبال مطبوعات است که مملو از اهمال و کارشکنی است و ما هم به‌جز این انتظاری نداشته‌ایم! اما موضوع بسیار مهم‌تر نویسندگان و اندک قلم به دستان استان هستند که فعلاً در عرصه‌ی همین مطبوعات، قلم می‌زنند. دوستان، به خاطر خدا، به خاطر وجدان، به خاطر انسانیت، به خاطر هر آن چه برایمان ارزش دارد و مقدس است، سطح نوشته‌ها را از مسایل پیش پا افتاده و بی اهمیت، از زنده کردن مرده ریگ‌های قبیله‌ای و سنتی و فرهنگی، از فلان مسئله دست چندم فرهنگی و اجتماعی، از چاله و چوله خیابان‌ها، از حتا این پتروشیمی و کشت و صنعت لعنتی، از پلکیدن در اطراف مقامات، از پیله کردن به بعضی مدیران بی‌اهمیت در قاعده‌ی هرم قدرت، از علاف کردن قلم- این ودیعه بزرگ الهی- از دواندن قلم در حاشیه‌های عمدتاً ساختگی و… برهانیم و ارتقا ببخشیم. ما اندک قلم به دستان مطبوعات استان اگر چنین نکنیم، نباید مثل بعضی‌ها به این دل خوش باشیم که مثلاً داریم کار فرهنگی و مطبوعاتی می‌کنیم! دوستان عزیز مطمئن باشیم که کار ما مهم است اگر با نیش قلم به بیان دردهای واقعی جامعه و در صورت امکان ارایه راه علاج آن‌ها بپردازیم و به پشیزی نمی‌ارزد اگر به عنوان یک مشغولیت معمولی و بی‌تأثیر به سیاه کردن چهره‌ی روزنامه‌ها و مطبوعات بپردازد. ن والقلم و مایسطرون

نظر دهید