اردیبهشت ۰۴

شهرام شرفی: چکیده: یکم اردیبهشت به عنوان روز بزرگ‌داشت سعدی نام‌گذاری شده‌است. نوشتارهای سعدی در زمان حمله‌ی دیگری به خود ایرانی نگاشته شده‌است. دوران سعدی عصر تاراج مغولان در سرزمین ایران بود. بنابراین سعدی تلاش می‌کرد تعدیل‌کننده‌ای برای خشونت سیاسی مغول باشد. این تلاش از نوع فرهنگی بود که در عصر مدرنیته متأخر به آن سیاست فرهنگی گفته می‌شود. شناخت فاعل شناسنده که در این‌جا سعدی می‌باشد و شناخت موضوع شناسنده که در این‌جا متون نگارشی سعدی هست می‌تواند با توجه به روندی صورت گیرد که “دور هرمنوتیکی” نامیده می‌گردد. با این طرح مفهومی باید گفت که نوشتارهای سعدی در واقع‌گرایی عملی که از عناصر اصلی مدرنیته می‌باشد تأثیر پذیرفته و از تمامیت خواهی نگرشی ضد کثرت گرایی به‌دور است. جوهر مدرنیته تکاملی و چند جانبه است مدرنیته یا همان تجدد دارای فرایندی تکاملی و چند بخشی بوده‌است. در اروپا، مدرنیته خود ذاتاً تاریخی کثرت‌گرایانه از نظر “علیت” دارد. ظهور شهرهای جدید در قرن سیزدهم میلادی در ایتالیا علیتی اقتصادی برای تولد مدرنیته بوده‌است. با گذشت زمان، عللی دیگر، مدرن شدن را تشدید کرده‌اند مانند تولد اصلاحات مذهبی(رفورم) در کلیسای کاتولیک با پیشتازی مارتین لوتر و ژان کالون.بخش علی دیگر مدرنیته، علم‌گرایی و عقلانیت ابزاری می‌باشد که با شالوده شکنی افرادی مانند گالیله و کوپرنیک و کپلر همراه بوده‌است. اکتشافات جغرافیایی نیز بخش فیزیکال مدرنیته را تشکیل می‌دهد. این فرایندهای مادی و ماتریالیستی باعث اندیشه‌زایی جدید شد. تفکر کلیسایی و آن جهانی به تفکر انسان محور و این جهانی تبدیل شد. این همان اومانیسم بود که انسان را در مرکز کنش‌گری قرار می‌داد. بعدها اندیشمندی مانند دکارت اندیشگی و اندیشیدن را جوهر مدرنیته دانست. یعنی توجه به سوژه و ذهن شناسا. اما کانت و دیوید هیوم توجه خود را بر عقل‌گرایی عملی و ابژه بیرونی و تجربه قرار دادند. با گذشت زمان همواره مدرنیته در حال بازسازی اندیشه‌ای و نوسازی فیزیکالی بوده‌است. در واقع، مدرنیته ماهیتی سیال و انعطافی و باز دارد به‌طوری که دوام خود را در عمل‌گرایی و توجه به محیط روزمره می‌بیند. یعنی ذاتاً عرفی‌گرا می‌باشد. در مقابل این روند باز، تمامیت‌گرایی آرمانی قرار دارد که برساختن مهندسی جامعه را هدف خود قرار می‌دهد و با استناد به برخی ناکامی‌های مدرنیته، ضد روشنگری و ضد مدرنیته می‌باشد. مهم‌ترین پیشگام این روش، مارتین هایدگر بوده‌است که در ایران افرادی مانند احمد فردید، جلال آل احمد، داریوش شایگان و علی شریعتی خواسته یا ناخواسته تحت تأثیر این اندیشه بوده‌اند که در آن به ضدیت با عمل‌گرایی متکثرانه مدرنیته پرداخته می‌شود و به‌دیلی آرمان‌گرایانه و غیر متکثرانه برای نیل به سعادت بشری ترسیم می‌گردد. تفکرات بنیادگرایانه نیز همین‌گونه هستند. آن‌ها نیز با کثرت‌گرایی مفهومی به شدت مقابله‌ می‌‌کنند. با شناخت این خصوصیات، اعتدال و میانه روی سعدی در عصر تمامیت خواهی مغول مشخص می گردد. دور هرمنوتیکی برای تحلیل انگیزش سعدی از بنیان‌گذاران هرمنوتیک، می‌توان به افرادی مانند نیچه، فوکو، شلایر، ماخر، هایدگر و گادامر اشاره کرد.اینان بر شناخت زمینه‌های متن و تحولات پیش و پس از متن برای تحلیل ذهنیت نویسنده تمرکز داشتند. امروزه در علم هرمنوتیک شناخت زمینه‌های متن و شناخت زندگی نویسنده و محیط نویسنده و نیز شناخت شخصیت تفسیر کننده بسیار مهم می‌باشد. بنابراین در هرمنوتیک هم تفسیر مهم است و هم مفسر و هم زمینه‌ی محیطی متن و نویسنده‌ی متن. در دورهرمنوتیکی، شناخت جز از طریق شناخت کل میسر می‌شود و متقابلاً شناخت کل نیز از طریق شناخت اجزا تشکیل دهنده‌ی آن مقدور می‌گردد. از این منظر محیط سیاسی سعدی دچار بی‌ثباتی سیاسی بود و در زمان خشونت مغولان، ترویج فرهنگ‌گرایی ایرانی مورد توجه سعدی بود. در این فرهنگ‌گرایی، انسان‌گرایی زمینی نیز جایگاهی مهم دارد. در صورتی که سعدی مدتی در مدارس مذهبی بغداد پرورش یافته بود. این مدارس به تبلیغ مذهب شافعی می‌پرداختند. اما سعدی، بنیادگرا و تمامیت‌خواه نشد و به واقع‌گرایی روزمره ایرانی توجهی خاص نشان می‌داد. او نیز همانند خواجه نظام الملک‌، به سیاست به عنوان هم‌زیستی متفاوت‌ها می‌نگریست. گرچه خواجه نظام‌الملک نسبت به شیعیان نگاهی منفی‌تر داشت. بنابراین سعدی از نظر هم‌پذیری دیگری با تأکید بر هویت خود، میانه‌روتر می‌باشد. توجه به عشق زمینی، خود بخشی از مدرنیته در قالب مفهوم انسان‌گرایی(اومانیسم) است. هرچند این عشق در گرایشات افراطی عرفانی مذموم تلقی می‌گردد. اما سعدی، هم نهادی(سنتزی) از عرفان و انسان زمینی عرضه می‌کند. همان چیزی که ضد تمامیت‌گرایی آرمان‌خواهانه‌ی احساسی است. خشونت رکن سیاست نیست و کنش خشن، کنشی غیر سیاسی می‌باشد. شعر و زبان فارسی در محیطی پرتنش و خشن می‌تواند دفاع از سیاست در مقابل خشونت باشد. بنابراین در زمان حمله‌ی قلدرمآبانه‌ی مغولان به ایران، سعدی از سیاست ورزی دفاع می‌کند و با پند و اندرز و نصیحت به خشونت‌زدایی از فرهنگ سیاسی ایران اهتمام می‌ورزد. برای تقویت مدرنیته ایرانی باید به بازشناسی اندیشه‌های مثبت ایرانیان پرداخت تا عناصر کثرت‌گرایی مفهومی در جامعه تقویت گردد. در این راستا رسانه‌ها نقشی اساسی دارند. تحلیل بر اساس دورهرمنوتیکی می‌تواند قضاوتی منصفانه پیش روی ما قرار دهد. هرمنوتیک، عرصه را برای تفسیر باز می‌گذارد. از منظر طرفداران هرمنوتیک، به تعداد تفسیرها حقایق وجود دارد. اعتدال‌گرایی نگرشی، عمل‌گرایی، و انسان‌گرایی از عناصر اصلی مدرنیته هستند. این عناصر نزدیکی با شعر سنتزمآبانه سعدی دارند. گرچه نمی‌توان به مطلق‌گرایی(دگماتیسم) در این تطبیق دهی دچار شد. پرهیز از افراط و تفریط در زمانه ی خشونت مغولی، دفاع از “خود انسانی” در مقابل “دیگری غیر انسانی” توسط سعدی است. با این تفاسیر هرمنوتیکی، حق سعدی و اندیشه سعدی آن چنان که شایسته فرهنگ ایرانی هست ادا نشده. برای متجدد شدن باید به تلفیقی از “من ایرانی” و مدرنیته‌ی جهانی رسید. بسیاری از فیلسوفان ایرانی این فرایند را “مدرنیته‌ی ایرانی” نام‌گذاری کرده‌اند. با شناخت عناصر مثبت، اندیشه‌های بزرگانی مانند رودکی، خیام، فردوسی، سعدی، حافظ و دیگران می‌توان به هویت ایرانی منطبق با مدرنیته‌ی جهان شمول قوام و غنا بخشید تا با تمامیت‌گرایی ضد روشنگری و مخرب مقابله کرد. سعدی شناسی نیز از این منظر می‌تواند به نوشدگی و ترقی ایرانیان کمک هویتی شایانی نماید. با تقویت عناصر هویتی مثبت سرزمینی می‌توان از هنجارگریزی و اتمیزه شدن جامعه جلوگیری کرد. اتمیزه شدن و احساس ناامنی برای فرد می‌تواند او را به سمت جنبش‌های اقتدارگرای توتالیتر هدایت نماید و روند حرکت جامعه را معکوس کند.امری که با شکلی دیگر مورد توجه سعدی برای مقابله با خشونت مغولان در ایران بود. ترسیم وضعیتی بهتر با پند و اندرز و نصیحت، گرایش سعدی به کنش‌گری اخلاقی را به خوبی نشان می‌دهد. بنابراین، تحلیل سعدی باید با نگاهی و سطحی کلان صورت گیرد و اهمیت تقویت هویت سرزمینی ترقی‌خواهانه مورد توجه تحلیل‌گران باشد. از نقد بی‌رحمانه و تحلیل‌های خرد باید پرهیز نمود. گرچه تحلیل در سطح خرد هم جایگاه خود را دارد. باید اشاره کرد که در مناسبات عرفی سیاست در ایران، همواره گردش نخبگان سیاسی، قبیله‌ای و خشن بوده‌است. در این وضعیت، فرهنگ‌گرایی سعدی برای ترویج میانه‌روی رفتاری، برجستگی هویتی خود را نشان می‌دهد. سعدی به انسان زمینی هم برای تسلط بر طبیعت برای بهترزیستن انسان توجه دارد. برای ترقی باید به واقعیات فرهنگ روزمره توجه کرد و با نگاهی اصلاحی به برنامه‌ریزی غیرانتزاعی پرداخت. عرفان و تصوف افراطی به انفعال نسبت به محیط می‌انجامد که با هسته‌ی مدرنیته در خصوص توجه به این جهان و عمل‌گرایی انضمامی تضاد دارد و مانع تلاش عملی برای ترقی و توسعه می‌گردد.کنش‌گری سیاسی از منظر دمکراتیک باید غیر خشونت‌آمیز باشد. تاریخ اندیشه‌های ادبی در ایران ما را در شناخت مدرنیته ایرانی پویا و توانا خواهد ساخت به شرطی که در پی بازشناسی مفاهیم تجددگرایانه‌ی آن باشیم و با سطح تحلیلی کلان از تبلیغ عناصر معدود تمامیت‌گرایانه پرهیز نماییم، البته اگر خواهان مدرنیته کثرت‌گرایانه مفهومی هستیم. *کارشناس ارشد علوم سیاسی

نظر دهید