محمدرضا جایدری: یکی از مراسم کهن اهالی خرمآباد که تا به امروز کمتر دچار تغییر و تحول شده، عزاداری ایام محرم است. گر چه قدمت آن را به
دوران حکومت اتابکان لرستان نسبت میدهند اما این مسئله نیز همانند اکثر وقایع مهم تاریخ لرستان چون راز سر به مهری باقی مانده است.
تنها اثر مکتوب دوران قاجار که به این مراسم در خرمآباد اشاره نموده، سفرنامهی حسنعلیخان افشار (فرستادهی ناصرالدینشاه به لرستان و خوزستان) است که جریان سفرش به خرمآباد در آذرماه ۱۲۲۷ شمسی(۱۵۹ سال قبل) مصادف با محرم ۱۲۶۴ قمری را چنین نگاشته است:
« روز یکشنبه دوم محرم: در سراپردهی نواب والا(۱) بنای تعزیهی جناب سیدالشهدا را گذاشتند. سه نفر روضهخوان از شهر بروجرد آمده بود. بزرگ و استاد ایشان حاجی ملا نادعلی نامی، که روضهخوان خوبی بود و عملهی تعزیه شبیهخوان هم چند نفر از خرمآباد بودند…
دوشنبه دهم محرم، روز عاشورا: اهل شهر خرمآباد که از شهر تا اردو یک فرسخ میشد، دسته به دسته، جوقه به جوقه و محله به محله با طبل و کتل(۲)، سینهزنان به اردو ریخته، معرکه و شور عظیمی برپا شد. آن روز دو ساعت از روز گذشته بنای تعزیه شد.»(۳)
چنان که آمد، حسنعلیخان افشار به سنت گِل مالیدن به بدن توسط اهالی خرمآباد اشارهای نکرده و در سایر کتب و مکتوبات موجود نیز به نکاتی نظیر این مسئله که حکام خرمآباد دستور دادهاند نیروهای حکومتی حق شرکت و دخالت در عزاداری اهالی را ندارند اشاره شده است.
آن چه که نسل به نسل از آن دوران تا به امروز رسیده، همان است که هر ساله روز عاشورا در خرمآباد قابل مشاهده است. کرکری سنتی دو دستهی معروف و قدیمی شهر به نامهای «پشت بازار» و «درب دلاکان» ریشه در گذشتهای دور دارد که امروز نیز این رقابت محسوس است البته نه به شدت سالهای دور. به احتمال زیاد این تقسیمبندی از اوایل دورهی قاجار صورت پذیرفته باشد. علیاصغر شمیم در کتاب «ایران در دورهی سلطنت قاجار » چنین میآورد: « در اکثر شهرهای مرکزی و غربی ایران، سکنهی هر شهر به دو دستهی متمایز حیدری و نعمتی تقسیم شده بودند. محلات حیدرینشین و محلات نعمتینشین شهر مشخص و معلوم بود. اختلاف وکشمکش بین نعمتیها و حیدریها در ایام محرم، روزهای سوگواری و راهانداختن دستهها [به اوج میرسید.] غالباً بر اثر یک پیشامد کوچک به زد و خورد و کشتار مبدل میشد و جمعی بیگناه در آن میان به آتش تعصب جاهلانهی همشهریان خود میسوختند. »(۴)
آنگونه که معمرین روایت میکنند، رقابت دو دستهی قدیمی در خرمآباد به گونهای بود که با وجود رفاقت و پیوند خویشی بین اکثر اهالی دو منطقه، برای چند روز ایام محرم، همه چیز به باد فراموشی سپرده میشد و ناگهان دوستان قدیمی به دشمنان خونی تبدیل میشدند!
دو خیابان بازار و دربدلاکان(منتهی به باجیگران) محل عبور عزاداران بود. گذشتن از محلهی دستهی مقابل، اجتنابناپذیر مینمود که یکی از دلایل اصلی درگیریها همین مسئله بود. در یکی از درگیریها که بر سر تصاحب عَلَم دستهی مقابل صورت پذیرفت، کربلایی حاجعلی پسر حاجنصیر از درب دلاکان و طالب و طاهر فرزندان شکرالله از اهالی پشت بازار کشته شدند. اهمیت جانفشانی افراد کشته شده به اندازهای بود که گاهی بزرگان دو منطقه، آنها را در مقبرهی خانوادگی خویش به خاک میسپردند. به همین دلیل طاهر، طالب و نوهال در مقبرهی گرگگیرها به خاک سپرده شدند.
در دههی ۱۳۱۰، مأمورین دولتی موظف به جلوگیری از اجرای مراسم و برخورد با عزاداران به بهانهی ایجاد اغتشاش شدند. چون شهربانی خرمآباد از پرسنل کافی برای این منظور بهره نمیبرد، ارتش این مسؤولیت را بر عهده گرفت. با وجود سختگیریهای موجود در جلوگیری از ایجاد حوضچههای مخصوص گِلمالی عزاداران، برپایی آتش برای خشک کردن گل چسبیده به بدن و راهاندازی دستههای سینهزنی، مردم هر ساله در کوچه پس کوچهها و حتی بیرون شهر، مراسم را برپا مینمودند.
دورهی حکومت رضاخان، در منطقهی درب دلاکان، مرحوم حاج اسدالله زمانپور و در منطقهی پشت بازار نیز مرحوم حاج محمدعلی رسولی سرپرست و مسؤول هیأت عزاداری منطقهی خود بوده و ملزم بودند هر ساله قبل از آغاز مراسم با حضور در محل ستاد لشکر به فرماندهان وقت، جهت پرهیز از درگیری، تعهدنامه و برگهی تضمین ارایه نمایند.
مرحوم عیضالله شیروانی، حاج حبیب نیکنام(۵)، حاج علی گلشن(مداح زنجیرزنها)، حاج صادق نصیری و نورعلی لطفی(کمک مداح)، ذاکرین اهل بیت هیئت درب دلاکان و حاج علیاکبر(عله) سلطانی(۶)، کربلایی نوروزی، عزیز کرباسی، صادق غیابی و حاج حبیب نیکنام نیز مداحان پشت بازار بودند.
عَلَم و توغ(۷) درب دلاکان را افرادی نظیر کربلایی عزیز فیضیان، عیدی امنیه(از ساکنین سسیک)، نورالله جوادی، اصغر قمری، خداداد فرهی، بعدها محمدجواد(عیدی) زمانی و … حمل کرده و برای دستهی پشت بازار نیز سیدحسنعلی قاسمی، زینالعابدین(زینل) ورکوهی، حاجصادق رستمی، صادق سلاحورزی، ماسوری و … این وظیفه را برعهده داشتند که معمولاً این افراد از بین پهلوانان و زورمندان هر منطقه انتخاب میشدند. در آن دوران حمل عَلَم، توغ و چهلچراغ(که بعدها به عَلَم و توغ افزوده شد)، افتخار مهمی محسوب میشد. همچنین این افراد، مسؤولیت دفاع از هیئت خود را نیز بر عهده داشتند. لازم به ذکر است که در آن زمان، زنجیرزنی در خرمآباد مرسوم نبود و بعدها بروجردیها در حدود سال ۱۳۲۷ آن را وارد عزاداری مردم خرمآباد نمودند.(۸)
پانوشتها:
-۱ منظور « اردشیر میرزا » حاکم لرستان در سالهای ۱۲۲۷ تا ۱۲۲۹ خورشیدی است.
-۲عَلمی است که در قسمت فوقانی آن پارچهای به شکل پیراهن بیآستین نصب کنند. همانند متکایی است که بر چوبی نصب شده و همراه علامت و بیرق در مراسم عزاداری حرکت دهند. به نقل از فرهنگ معین: علم بزرگی است که هنگام عزاداری در دسته حرکت دهند.
-۳ حسنعلیخان افشار، سفرنامهی لرستان و خوزستان، به تصحیح: حمیدرضا دالوند، (تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۸۲)، صص ۸۴-۸۲٫
-۴علیاصغر شمیم، ایران در دوره سلطنت قاجار، (تهران: انتشاراتزریاب، چاپسوم، ۱۳۸۴) ص ۳۸۶٫
-۵ حاجحبیب نیکنام، ابتدا مداح هیئت درب دلاکان بود، سپس به عنوان مداح پشت بازار برگزیده شد.
-۶ وی بعدها هیئت عزاداران شمال را تأسیس نمود.
-۷ جنسی است از هیزم سخت(لغت فرس اسدی، مصحح اقبال، ص ۲۲۹) همان درخت تاغ و تاخ(فرهنگ رشیدی) به معنی علم و نشان(غیاثاللغات).
-۸ ایرج کاظمی، مشاهیر لر، (خرمآباد: انتشارات افلاک، ۱۳۷۶)، ص۹۰٫
سه شنبه ۷ دی ۱۳۸۹ در ۱۲:۲۸ ب.ظ
دوست عزیز اولین هیئت زنجیر زنی درسال ۱۳۲۰ شمسی توسط حاج علی اصغر قبادی از بروجردیهای مقیم خرم آباد تاسیس گردید .