شهناز خسروی: هفت سال از زلزلهی ویرانگر بم گذشت… پنجم دی ماه سالروز زلزلهی بم بود. روزی که خشم زمین در بم سمفونی مرگ نواخت و بیش از ۴۰هزار کودک و زن و مرد را در زیر آوارهای این شهر تاریخی مدفون ساخت. ارگ بم شاهد چند هزار سالهی تاریخ، فروریخت تا شاهد زخمها و اشکهای چهار هزار کودک یتیم نباشد، تا بیخانمانی ۱۰۰ هزار زن و مرد داغدار را نبیند.ایران سرزمینی است خفته بر روی گسلهای بیدار. گفته میشود در ۴۰۰ سال پیش از میلاد، زمینلرزهای مهیب منطقهی ری را با خاک یکسان کردهاست و تا سال ۱۱۷۹ هجری قمری، هر چهار تا ۹ سال یکبار زلزلهای ویرانگر گوشهای از این سرزمین پهناور را به خاک و خون کشاندهاست.
در سال ۱۳۴۱ زمینلرزهای به قدرت ۲/۷ ریشتر، ۲۰ هزار تن از مردم بویینزهرا را به کام مرگ فروبرد. ۱۰ سال بعد جنوب کشور به شدت لرزید و در فاصله بین سالهای ۱۳۵۶ تا ۱۳۸۵ زلزلههای بزرگی در مناطقی از شمال شرق کشور، طبس، گلباف کرمان، رودبار و منجیل، زنجان، قزوین، بم، دورود و بروجرد رخ داد.
تنها زلزلهی طبس ۱۸۸۲۰ قربانی گرفت و در منجیل و رودبار بیش از ۱۵هزار نفر از هم میهنانمان در اثر وقوع زلزله جانباختند و در سال ۱۳۸۵ در دورود و بروجرد دهها نفر قربانی این پدیدهی طبیعی شدند.
شامگاه ۲۹ آذرماه سال جاری، زمینلرزهای به قدرت ۵/۶ ریشتر حسینآباد کرمان را لرزاند و ۴۰ کشته و زخمی بر جای گذاشت. این زلزله که در آستانهی هفتمین سالگرد فاجعهی بم به وقوع پیوست، تنها به دلیل کم جمعیت بودن کانون زلزله به یک فاجعهی ملی تبدبل نشد.
همه این اتفاقات هولناک در مقابل چشم مسؤولان رخ میدهد ولی در کمال حیرت میبینیم که روز ملی ایمنی در برابر زلزله (پنج دی ماه) که به پیشنهاد پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی پس از وقوع زلزله بم در تقویم ثبت شده بود، از تقویم حذف میشود.
خبرگزاری مهر به نقل از دکتر عباس تسنیمی، رئیس پژوهشگاه زلزلهشناسی مینویسد:« در مرداد ماه سال جاری شورای فرهنگ عمومی از شوراهای اقماری عالی انقلاب فرهنگی حذف این روز را از تقویم کشور تصویب کرد که برای این امر از پژوهشگاه مشورتی خواسته نشدهاست.»
وی معتقد است وضعیت گسلهای ایران به گونهای شدهاست که به جای رخداد هر ۱۰ سال یک زلزلهی بزرگ، هر هفت سال یک زلزلهی بزرگ در کشور رخ میدهد که این امر نیاز به توجه بیشتر به زلزله و ضرورت ایمنی در برابرآن را دارد.
به گفتهی بهرام عکاشه، متخصص اکتشافات ژئوفیزیک و زلزلهشناس، اگر زلزلهای به شدت زلزلهی حسینآباد در تهران رخ میداد، قطعاً فاجعهای تمامعیار با بیش از یک صدهزار نفر قربانی را رقم میزد. عکاشه همچنین گفته است:« نکتهی بسیار مهم این که زلزله پدیدهای است که زیر پای ما است و ما باید زلزله را بشناسیم. رفتارمان را با آن هماهنگ کنیم و سازهها را برای مقاومسازی آماده کنیم و انتظار نداشته باشیم که از آن بالا فرشتهای بیاید و ما را در مقابل زلزله حفظ کند.»
اگر چه ۹۰ درصد ایران زلزلهخیز است ولی از این میان شاید خطر زلزله در تهران جدیتر و ابعاد فاجعه در صورت وقوع وسیعتر است.
از آن زمان که آبرالیان زمینشناس برجستهی ایرانی هشدار داد که زمینلرزهای با محوریت گسل مشا، تهران را به کام مرگ خواهد کشاند،۵۹ سال میگذرد.
مطالعات مشترک مرکز زلزلهشناسی ایران، فرانسویها و دانشگاه استرانسبورگ نیز حاکی از جدی بودن خطر وقوع زلزله در تهران به دلیل واقع بودن این شهر بر روی ۶ گسل است. گسل مشا که از حوالی آبعلی شروع شده و تا چند کیلومتری پس از محله کلارک در کرج ادامه مییابد. تنها گسل تهدید کنندهی تهران نیست بلکه امکان فعال شدن همزمان گسلهای ری شمالی و جنوبی، دارآباد، نیاوران، کهریزک، و گرمسار نیز با دلایل زمینشناسی وجود دارد.
احتمال وقوع زلزله در تهران که با محاسبات ریاضی انجام شده و با توجه به زلزلههایی که طی قرنهای گذشته رخ دادهاست بیش از ۹۰ درصد است.
تهران در اوایل حکومت قاجاریه با زلزله ۱/۶ ریشتری مواجه شد و درسالهای۱۳۰۹،۱۳۲۶،۱۳۳۴ و۱۳۶۲نیز زمین لرزههای ضعیفتری این شهر پرجمعیت را لرزاند. همچنین نشریهی تایم در گزارشی تحت عنوان “زلزله شدید در انتظار پنج شهر”، از تهران به عنوان شهری نام برده که با خطر جدی وقوع زلزله مواجه است. خطری که در واقع یک فاجعه ملی است.
اخیراً یک نهاد شهری با تهیه گزارشی غیرعلنی و ارسال آن برای نهادهای مسؤول در مورد حوادث حاشیهای زلزله در تهران هشدار داده و مسؤولان را به همکاری جدی در این زمینه فرا خواندهاست.
به گزارش این نهاد شهری در صورت وقوع زلزلهای سنگین در تهران حداقل یک میلیون کشته و ۵/۲ میلیون زخمی برجای خواهد ماند. گزارشی دیگر از چهار میلیون کشته طی ۴۸ ساعت در صورت وقوع یک زلزله با حداقل قدرت ۶ درجه ریشتر خبر میدهد.
نوک پیکان انتقادی این نهاد شهری در ابتدا متوجه ضعف مطالعات زلزلهشناسی در تهران و سپس متوجه کمکاری سازمان نوسازی شهر تهران است.
در ادامه از ناکافی بودن تعداد سازمانهای امدادی چون نیروی آتشنشانی و هلال احمر، کمبود نیروی انسانی و فقدان راههای فرار از مشکلات عمده در صورت وقوع زلزله در تهران نام برده شدهاست.
بر اساس این گزارش، و با، آتش سوزیهای گسترده، توقف آبهای سطحی، انباشت اجساد، انفجار و نشت مواد شیمیایی خطرناک از دیگر مشکلاتی است که در صورت وقوع زلزله با آن مواجه خواهیم بود.
آیا هشدار این نهاد شهری خواب آرام مسؤولان را بر روی بمبهای ساعتی که هر لحظه انتظار میرود تهران را به کام مرگ فرو ببرد، آشفته خواهد ساخت؟!
مادامی که خطر وقوع زلزله و رخداد فاجعهای ملی در جای جای میهنمان جدی است” روز ملی ایمنی در برابر زلزله” چرا از تقویم حذف میشود؟
چهارشنبه ۸ دی ۱۳۸۹ در ۱۰:۲۳ ق.ظ
{هرگز از مرگ نهراسیده ام اگرچه دستانش از ابتذال شکننده تر بود}
باید بگم که فکر کردن به زلزله اونم در تهران واقعا آدمو میهراسونه! چرا که چگونه مردن خیلی مهمه.
این هراس و ترس فقط از مردن نمی تونه باشه،ترس از فاجعه ایی که در زنده ماندنش میتونه رخ بده،
دیدن مرگ زندگی،مرگ عزیزان، مرگ هموطن،مرگ شادی،دیدن یک قلب زیر آوار که می تپه هنوز،
دیدن یک دست کوچک جدا مانده از تن،دیدن غم و درد به معنای واقعی و….
شاید مردن آسان تر از تاب آوردن اینهاست،
گوشه ایی از این درد بزرگ را که در بم اتفاق افتاد تونستیم تاب آوریم اما آیا باز هم خواهیم توانست فاجعه ای بزرگ و بزرگ تر از آن را نیز تاب آوریم؟!
مسوولین هم بعید میدانم خواب باشند آنطور که میدانم شب ها را تا صبح نماز و دعا میخوانند تا ازفعال شدن گسلی که زیر پای ماست جلوگیری کنند! به ما هم از طریق دانشگاه توصیه شده،
کاش همه چیز به همین سادگی که میگویند باشه دیگه نیازی به اقدامات دیگه ایی نیست.
و نکته دیگه اینکه کاش این وسط به انسان توجه بشه آثار تاریخی پیشکش!
سپاس خانم خسروی.
چهارشنبه ۸ دی ۱۳۸۹ در ۶:۳۲ ب.ظ
آیا شود که تنها زمین و آسمان ما را به حال خودمان بگذارند!
بس که شستیم به خوناب جگر جامه ی جان///// نه ازو تار به جا ماند و نه پود ای ساقی
پنجشنبه ۹ دی ۱۳۸۹ در ۵:۰۰ ب.ظ
درود فراوان بر نگارنده ی این نوشتار که نوشته اش سرشار از عواطف عمیق انسانی و پر بهره از خرد چاره اندیش و تجارب کارشناسانه ی مرتبط با فجایع طبیعی است.می دانیم که سوانح و حوادث جمعی و مصائب و رنج ها ی ناشی از آن را به سه گروه تقسیم می کنند :
۱٫ سوانح و رخداد ها ی طبیعی (زلزله – سیل – خشکسالی و … )
۲٫ حوادث و رویداد ها ی نظامی (جنگ – حمله ی هسته ای و میکروبی و شیمییایی – کودتا و… )
۳٫ سوانح و حوادث ساخته ی دست انسان (آلودگی هوا – تخریب محیط زیست و… )
از آنجا یی که بروز و وقوع هر سه گونه ی فوق حتمی و اجتناب ناپذیر است ، مدت هاست که در سازمان ها و مراکزعلمی و پژوهشی گوناگون در سطح ملی و بین المللی اندیشمندان و کارشناسان عرصه های
مختلف دست اندر کار تحقیق و تد بیروچاره اندیشی درباره ی مراحل پیش از وقوع – در زمان وقوع – و پس از وقوع فجایع و مصائب جمعی و همگانی هستنند.
امروزه نقش و تاثیر حوادث فاجعه بار جمعی بر زندگی و تمد ن انسانی از آن چنان اهمیتی بر خوردار شده
که بسیاری از رشته های علوم اجتماعی و انسانی را به طور جدی به خود معطوف ساخته است.
پژوهش ها و نظریه پردازی های متنوع و مفهومی و کار بردی فراوانی را در زمینه های روانشناسی
فاجعه – جامعه شناسی فاجعه – فلسفه و ادبیات فاجعه – مدیریت بحران های ناشی از فاجعه – سیاست شناسی
فاجعه – اقتصاد فاجعه و … را می توان بر شمرد که همگی از شکل گیری رشته ی بینا رشته ای
نوین و سر نوشت ساز ” مطالعات فاجعه” خبر می دهند.
اگر چه این رشته بالنسبه نو ظهور و جوان است اما دستاورد ها و یا فته ها ی ژرف و شگرف آن فهم و
شناخت انسان ها را دستخوش دگرگونی اساسی قرار داده است.
برای پرهیز از به درازا کشیده شدن سخن ، برخی از این یافته ها را به اختصار بر می شمریم :
زلزله در زبان ، زلزله در ذهن ، زلزله در معنا ، زلزله در عواطف و ساختار شخصیت ، زلزله در فرهنگ،
زلزله در ساختار و بافتار زندگی روز مره و شبکه ی روابط و ارتباطات هر روزه ، زلزله در روح و
روان و یاد و خاطره ی جمعی و … .
بار دیگر از زاویه ی دید و نوع نگاهتان به این مسئله ی مبرم و اجتناب نا پذ یر و هشدارهای تلنگر گونه ی شما بر وجدان های کرخت شده از خوش خیالی های کبک وار مردم و مسئولان صمیمانه و فروتنانه سپاسگزارم. به قول مرحوم سپهری : سایبان آرامش ما ، ماییم !
جمعه ۱۰ دی ۱۳۸۹ در ۴:۰۹ ب.ظ
in ghadr narahati nadare khanom
dar avaz ruze basirat omade
khob in ham ye no basirate dige.
mage na?
شنبه ۱۱ دی ۱۳۸۹ در ۹:۵۲ ق.ظ
خانم خسروی ! مثل همیشه عالی بود .
شنبه ۱۱ دی ۱۳۸۹ در ۳:۰۸ ب.ظ
من از زلزله های بیرونی نمی ترسم
زلزله های درونی ( روزمرگی ) مرا از پای در می آورد
میدانم….
شنبه ۱۱ دی ۱۳۸۹ در ۶:۱۳ ب.ظ
از لای آوار دفتر مشقی سرک می کشیدو کودکی گرسنه و گونه خون آلوده پستان آویخته مادرش را میک میزد.
کمی آنطرفتر زنی خسته ، پای شکسته بر شانه دیواری تا نیمه فرو ریخته از خانه ای که دیگر نیست، بی کسی را فریاد می کرد.صدای هیچ پراونه ای به گوش نمی رسید. پرستو ها بی خانمان شده بودندو کرکس ها در انتظار.
شنبه ۱۱ دی ۱۳۸۹ در ۸:۰۶ ب.ظ
شهناز عزیز
تازگی ها مطالبت را می خوانم. امروز مطالب قبلی را هم خواندم.
از خواندن “وقتی دستها می خوانند،خیلی لذت بردم. همانطور که از خواندن رمان “کوری” و متاسفانه فکر می کنم اغلب آدم های دورو برم به بیماری مهلک کوری دچار هستند.
“کودکان بی شناسنامه و…”دلم را به درد آورد. من به آرمان شهری می اندیشم که در آن کسی به شناسنامه کسی نگاه نمی کند و انسان ها فارغ از رنگ،نژاد و ملیت در هر جایی که زندگی میکنند،از حقوق شهروندی برخوردارند واز زیستنی در خور انسان.
شنبه ۱۱ دی ۱۳۸۹ در ۱۰:۳۵ ب.ظ
بنا به دلایل علمی و به گواهی تاریخ وقوع زلزله در تهران حتمی است. امید که این نوشته ها از ابعاد فاجعه آمیز چنین رویدادهایی بکاهد.
با آرزوی پایداری شما که دلتان برای میهن می تپد.سپاس
یکشنبه ۱۲ دی ۱۳۸۹ در ۳:۱۴ ب.ظ
faghat vagheyat andishi vagheyat binist ke dar in donya javab midahad
khial ,tavahom roya ,eshgh hame vo hame tora be varteye virani mikeshad
bayad ba chashmane kamelan baz vagheyat ra di ,vaghyat ra cheshid va motefakerane biandishi ke hichkas asheghe hichkas nemishavad
hastie to,zate to tanhast ,khodat javabgoye tamame soalhaye zehnat hasti ,to hastie to, talashe to ,vagheyat haye to,angar kasi nemikhahad tora az zire avar nejat dahad ,hamanja bemir, hich chiz dar roya nemigonjad ,
hameye khialha arezoha ,royaye arman shahr ha ,hame vo hame tavahomist janfarsa ,toee ke baraye zende mandan bayad dasto pa bezani, kasi paro balat ra nemigirad to,to to
ozr mikham englisi neveshtam khanom khosravi dostat midarim.chera ke ba dard ashenaee
یکشنبه ۱۲ دی ۱۳۸۹ در ۷:۳۳ ب.ظ
فکر کردن به احتمال وقوع زلزله در زادگاه خوبم کوهدشت و یا تهران بزرگ در من چنان ایجاد ترس،وحشت و اندوه میکنه که من هم سعی میکنم این موضوع را مانند مسولان بیشتراوقات بدست فراموشی بسپارم !
بسیار زیبا بود.ممنون و خسته نباشید!
پنجشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۰ در ۸:۴۵ ق.ظ
بد بود
پنجشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۱ در ۸:۱۰ ق.ظ
عالی بود