-
پرویز گراوند:در سالی که گذشت؛ یک انتخابات عادلانه و با شرایط برابر برگزار شد. هیئتهای اجرایی و نظارتی انتخابات ضمن بیطرفی کامل، از جناحهای مختلف بودند و بر کار هم نظارت داشتند. در میان کاندیدای تأیید صلاحیت شده، سلیقههای مختلف وجود داشت و هرکس میتوانست به نمایندهی «افکار و مطالبات» خود رأی بدهد. این انتخابات، آزادترین انتخابات سه دههی اخیر بوده است. در این انتخابات، جناح اصولگرا، جناح اصلاحطلب را به نرمی شکست داد. نرمی نقطهی مقابل سختی است و به معنای «راحت و بدون دردسر» است. البته به عبارت بهتر اصولگرایان اصلاحطلبان را شکست ندادند، بلکه آنها خودشان شکست خوردند. البته خودشان هم شکست نخوردند یا حداقل اینکه در دو سوم حوزهها شکست نخوردند! چرا؟ زیرا در آن حوزهها اصلاً کاندیدایی نداشتند. پس چه کسی، چه کسی را شکست داد؟ معلوم نیست! که چی۲ !؟ وووو… در سالی که گذشت؛ هیئت دولت با ریاست شخص رئیسجمهور توانست با برنامهریزیهای دقیق و کارشناسی شده، قیمت مواد غذایی خصوصاً قیمت پروتئین و مرغ را در پایان سال به خوبی کنترل کرده و قولی را که دو سه ماه قبل مبنی بر آوردن پول نفت به زندگی مردم داده بود به خوبی اجرا کند! در سالی که گذشت و سالی که قرار است بگذرد؛ لرستان شاهد معجزهی «پاییز در بهاران» است. به خاطر کم بارانی دمار از روزگار کشاورزان لرستان درآمده و در خواهد آمد و آبهای لرستان در این سال همچنان در حال طی طریق به سمت سدهای خوزستان خواهند بود. این «پاییز در بهاران»، هدیهی نمایندگان هشت دورهی گذشتهی لرستان در مجلس شورای اسلامی است.آیا نمایندگان چهار سال آینده استان باز هم هیچ خیر و برکتی برای این مردم فلک زده نخواهند داشت؟ در سالی که گذشت؛ رئیسجمهور محترم اعلام کرد که قبلاً نگفته است نفت را به سر سفره مردم میآورد! اما چند ماه پیش مجدداً از صفحهی تلویزیون NEC خانهی ما، فرمودند که بالاخره پول نفت باید بیاید توی زندگی مردم و مقداری از دلارهای نفتی باید صرفه مهار تورم پایان سال شود. خوشبختانه تا حالا رئیسجمهوری نگفته که من چنین حرفی نزدهام! اگر هم گفته از تلویزیون NEC خانهی ما پخش نشده! در سالی که گذشت؛ بن سبد کالای کارمندان اولاً ربطی به عید نداشت، زیرا در آخرین روزهای سال به دست کارمندان رسید و اکثراً نتوانستند قبل از عید آن را به کالا تبدیل کنند. ثانیاً، سبدش کوچکتر شده بود: یککیلو نخود، یککیلو عدس، سهکیلو شکر … لذا محتویات سبد برای سال جاری به شرح زیر پیشبینی میشود:« چهارعدد کلهی مرغ، سهعدد پاچهی بز، یک سیر تخمهی سیاه، دوعدد آبنبات، یک قاشق چایخوری ماش ببر بکن آش و …» در سالی که گذشت؛ مانند دو سه سال گذشته که گذشت؛ باز هم مجلس یکصدا و یکجناح در کنار دولت همصدا و همجناح جریان داشت. نتیجه این تکصدایی این بود که باز هم مجلس نتوانست از جایگاه نظارتی خود دفاع کند، نتوانست دولت را موظف به اجرای قوانین مجلسکند. باز هم تورم افزایش یافت. باز هم پول نفت سر سفرهی مردم تشریف نیاورد. باز هم قدرت خرید جامعه کاهش یافت. باز هم باران بهاری پول نفت در خدمت رفع بیکاری و محرومیتزدایی از استانهای مردم قرار نگرفت. در سالی که گذشت؛ چند ماه مانده به انتخابات، برخی از نمایندگان لرستان شروع کردند به «انتقاد از دولت» و «انتقاد از مسؤولین استان». ولی مردم لرستان با همه «سادهدلی» و «صفای لری و لکی»، دست این آقایان را خواندند و در ۲۴ اسفند به آنها گفتند:«داداش! خودتی!» ولی به دلیلِ همین صفای لری و لکی، باز هم همان افراد را با نامهای دیگری انتخاب کنند!. در سالی که گذشت؛ رئیس جمهور محترم به دعوت شورای همکاری خلیجفارس، در اجلاس این شورا با آرامش خاصی زیر تابلوِ عوضیِ «الخلیجالعربی!!» ننشست! و در یکی از مصاحبههایش نفرمود:«به قول ما خلیجفارس و به قول شما خلیجعربی!!!». جورجبوش رئیسجمهور آمریکا زمانی که برای جلب حمایت اعراب علیه ایران، به منطقه آمدهبود، در داخل خاک اعراب از عنوان جاودانهی «خلیجفارس» استفاده کرد. در سالی که گذشت؛ باز هم آقای کروبی درخواب ماند! اگرچه این خواب از نظر نتیجه با آن خواب فرق نداشت، ولی از نظر عملیات اجرایی تفاوت بسیار داشت. زیرا در این خواب، ایشان از طریق برنامهی «بیستوسی» تلویزیون، تا توانست علیه اصلاحطلبان پاتک فرمودند و از ارائهی لیست مشترک با سایر گروههای اصلاحطلب برای انتخابات مجلس خودداری کرد و در پی این بود که وزن اصلی حزب اعتماد ملی و طرفداران خود را بسنجد،
غافل از اینکه این دفعه اولاً قضیهی «پنجاه هزار تومان» در کار نبوده ثانیاً قضیههای دیگری در کار خواهد بود. در نهایت پس از وزنکشی در شرایط کم جاذبگی کرهیماه به وسیلهی یک ترازوی کاملاً مدرن و احساس حالت کموزنی، ضمن بیدار شدن، قائممقام حزب اعتمادملی به خاتمی نامه نوشت که «شما از ظرفیت بالای خود برای رهبری جبهههای اصلاحات استفاده کنید». خاتمی قبلاً خواهش کرده بود لیست مشترک بدهند ولی به او گوش نکرده بودند! هر چند اگر گوش هم میکردند؛ اوضاع جز این نبود. •در سالی که گذشت؛ بنابر اعلام فرماندار کوهدشت، آقای شیخعلی قبادی بعد از سه چهار بار ناکامی، بالاخره در این انتخابات دنیا به کامش شد که این کامیابی متأسفانه میتواند باعث بدآموزی کاندیداهای سابقهدار شود و آنها را امیدوار کند که تا مجلس نودونهم، دست از سر حوزهی انتخابیه مربوطه برندارند. •در سالی که گذشت؛ باز هم استانهای لرستان، ایلام و کرمانشاه از نظر بیکاری، خودکشی زنان و ضعف زیربناها، مقامهای افتخارآمیز اول تا سوم را بهدست آوردند. •در سالی که گذشت؛ یکی از دوستان گفت: «یکی از کاندیداهای محترم شهرستان خرمآباد چند بار اصرار فرمودند که به ستاد تبلیغات ایشان مثلاً مشاوره بدهم، بنده هم اصرار فرمودم:« با توجه به اینکه عینکِ من با عینکِ قشنگِ شما (یعنی او!) فرق میکند؛مرحمت فرموده ما را مس کنید! »ایشان با عصبانیت فرمودند که؛ «شما (یعنی من!) عینکتان الکی است، روشنفکر تئوریک هستید! اصلاً قبولتان ندارم، زیرا با حمایت از ستاد من (یعنی ستاد او!)، روشنفکریِ عملی انجام نمیدهید!» من هم به ناچار جهت اینکه ایشان دست قشنگش را از سر«کم پشت» من بردارد به ایشان عرض فرمودم:« اگر روشنفکری پیدا فرمودی؛ سلام ما را هم به او برسان.» از آن گذشته، اگر به خیل سینهزنان ستاد شما بپیوندم؛ دیگر همان روشنفکر تئوریک هم نیستم تا چه رسد به عملی! … و بدینسان بود که من نجات پیدا کردم». •در سالی که گذشت؛ پیشبینیای که در قالب مقالهی «طالعبینی سال نو» در آخرین شماره سیمره در پایان سال ۱۳۸۵ چاپ شده بود، به وقوع پیوست. از جمله تورم کمرشکن شد، لرستان در فقر و بیکاری پیشتاز باقی بماند، کاندیداها وقت خود را به امور استراتژیک فاتحهخوانی گذراندند، دولت ناکارآمد بود و …، از طرف دیگر پیشبینی بعدی در مورد سرانجامِ انتخابات مجلس نهم که در قالب مقالهی «یخبندان و انتخابات» در شماره ۸۳ سیمره در سیام دی ماه ۱۳۸۶ چاپ شد، خاص و خالص از آب درآمد. لذا با توجه به اینکه تکرار کار خوبی نیست فقط خدمت شما عرض میشود که امسال میگین:«دریغ از پارسال». •در سالی که قرار است بگذرد؛ دکتر اعلمی در مجلس نخواهد بود. قطعاً مجلسی که اعلمی داشته باشد با مجلسی که اعلمی ندارد، تفاوت خواهد داشت. نکتهی آموزنده ایناست که یک انسان چقدر میتواند قوی باشد!؟ بدون شک قدرت انسان ریشه در شرافت او دارد. بنابراین میتوان نکته آموزندهی عمیقتری دریافت. •در سالی که گذشت؛ جناب«گله گیس بریا» که برای تماشای مرغدونی شرفیاب شده بود، گرفتار آمد و قاطی کرد (قاطی شد). لذا مدتی است از سیمره رخت بربسته و در حال تأمین هزینهی سرقفلی برای یک آپارتمان ۵۰ متری است. •در میانهی سالی که گذشت؛ در مقالهی «عرضه کیلویی چند!؟» از نمایندگان خرمآباد خواسته شد که از خر شیطان پیاده شده و به «زانتیا سواری» اکتفا کرده و از شرکت در کاندیداتوری خودداری کنند و به صورت مکتوب اعلام شد که آنها رأی نخواهند آورد ولی متأسفانه گوش نکردند و ضرر کردند. •در سالی که گذشت؛ برنامه «بیستوسی» تلویزیون به طور بیطرفانه و صرفاً با نیت خیر، تخریب اصلاحطلبان را در دستور کار قرار داد. •در سالی که گذشت؛ قیمت جهانی نفت به بشکهای ۱۰۹دلار رسید ولی دولت خدمتگزار نتوانست تورم را کنترل کند و تحولی در اقتصاد کشور ایجادکند. لذا ما ناچاریم به انتظار قیمت ۱۹۰۰دلاری برای نفت بنشینیم شاید آن موقع فَرَجی حاصل شود. در سالی که گذشت؛…
فروردین ۲۲
