علیرضا ازادبخت: -۱چندسالی است که جشنوارههای منطقهای مطبوعات به پشتیبانی معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد و ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان میزبان برگزار میشود. تا اینجای کار، روالی معمولی دارد که سالانه یکی از تیترهای درشت بیلانکاری مسؤولین مرتبط را به خود اختصاص میدهد. اما اگر این جشنوارهها فاقد اهداف مشخصی باشند و راهکارهایی معینی برای رسیدن به آن اهداف و سیاستهای کلی فرهنگی در طول جشنواره در نظر گرفته نشده باشد، مثل همهی نشستها و همایشها و کنگرهها و سمینارها و گردهماییها و میتینگها و جلسات، تنها جلوسی چند روزه است و در عمل چیزی دستگیر دست لاغر و تن ضعیف مطبوعات محلی نخواهد شد. روشن است که مطبوعات محلی دچار بیماریهایی مزمناند و اگر این نشستها به ترغیب طبیبان برای درمان آنها نپردازد، خود به نوعی ملاقات پر سروصدای اعصاب خوردکن تبدیل میشود و امامزادهها شفا که نمیدهند کور هم میکنند.! -۲تجربهی حضور در جشنوارههای منطقهای مختلف در سایر استانها نشان دادهاست که مجریان برنامهها و متولیان امور جشنوارهها حتا در حد خواندن صحیح اسم و عنوان مطبوعات محلی، تخصص ندارند! و آنقدر با مسائل مطبوعاتی ناآشنا هستند که فرق وظایف عناوینی چون مدیر مسؤول، سردبیر و … را تشخیص نمیدهند. به نظر میرسد اگر مسؤولین ارشاد به جز داوری بخشها، امر برگزاری مراسم و مدیریت جلسات را به اهالی مطبوعات همان استان واگذار نمایند، کیفیت کار جشنوارهها مطلوبتر خواهد شد. -۳ مردان عرصهی سیاست و مدیریت که در تمام طول سال و در همهی محلها و مکانها، تریبونهای سخنرانی را در اختیار دارند، بهتر است این چند روز را دست نگه دارند! و به صدای رکن چهارم دمکراسی و وجدان جمعی جامعه گوش فرا دهند. این که در همهی جشنوارهها، افتتاحیه و اختتامیه و میانیه! را مسؤولین سیاسی پر نمایند چه قدرت و قداستی به جشنواره میدهد؟ سیاستمداران زیرک و مدیران باهوش از تجمع کمهزینهی اصحاب رسانه که در متن و بطن تودهها هستند، چارهها میجویند و راهها مییابند، به شرط آنکه گوشهای بنشینند و میداندار و محور و مرکز این یک جلسهی کوچک کاغذی! نباشند. -۴به نظر نمیرسد برگزارکنندگان جشنوارهها، از تجربیات به دست آمده در جشنوارههای قبلی استانهای دیگر استفاده نمایند یا هر استان از روند کار استان میزبان قبلی اطلاعی داشته باشد. تفاوتهای فاحش در روشهای داوری، کیفیت و کمیت جوایز و هدایای برگزیدگان، مدیریت جشنواره، نشستها و موضوعات مطرح شده، مدت زمانی جشنواره و… در استانهای مختلف نشان میدهد که هیچگونه هماهنگی در این خصوص وجود ندارد. به دیگر سخن جشنوارهی مطبوعات محلی در هر استان به سلیقهی مسؤولین ارشاد همان استان برگزار میشود و تجربهی هر استان در همان استان دفن میگردد. بهتر آن است که معاونت محترم مطبوعات وزارت ارشاد این تجربیات را تدوین و به صورت مکتوب در اختیار استانهای برگزارکنندهی جشنواره قرار دهد. -۵ اگرچه مردان و زنان اهل قلم بیچشمداشت مادی و مالی در عرصهی پر هولو ولای روزنامهنگاری نه پا که جان نهادهاند اما احساس میشود در اکثر این جشنوارههای منطقهای با دریافت هدایای محقری از نوع چند متری پارچهی چیت! بستهای شیرینی محلی! بغلی از گلهای پلاستیکی!… تحقیر شدهاند. اگر مطبوعات میادین و سالنهای هنرآوری با قلم باشند نباید از سالنها و میادین ورزشی دستکمی داشته باشند. البته این باعث تأسف است که برآیند رفتارهای عملی ما این است که همهی پهلوانان و قهرمانان هنر و رسانه به ارج و قرب هیچکدام از نامآوران صحنهی ورزش نمیرسند. اما انتظار میرود اگر در حرف، فرهنگ مقدم بر امور دیگر است، در عمل نیز اندکی به امور دیگر نزدیک شود! برگزاری جشنوارههای منطقهای مطبوعات در سکوت محض و بیخبری مطلق رسانههایی که از جیب بیتالمال هزینه مینمایند و بایکوت جشنواره از سوی شبکههای اطلاعرسانی و خبرگزاریهای رسمی یا پوشش ضعیف و کم رمق آن باعث میشود تا حقیقت وجود جشنواره در ذهن خواننده و بیننده و شنونده در مرز توهم و واقعیت باقی بماند و جشنوارهها در حد «بود و نبود» ظاهر شوند. -۶آنچه به عنوان یک نشریهی محلی میتوانیم به همکاران خود در دیگر شهرها و استانها توصیه نماییم، پرهیز از افتادن مطبوعات محل در جادهی تمجید از مدیران و مسؤولان منطقهای است. به یقین مدیران ارزشمند، لایق، پرتلاش، زحمتکش و فهیم آنچنان در افکار عمومی و وجدانهای بیدار مورد تحسین قرار میگیرند که نیازمند تکریم کتبی کسی نیستند اما خیانتی از این متعفنتر نیست که مطبوعات محلی به رغم همهی محرومیتهای پیدا و پنهان منطقهاشان و لزوم کار و فعالیت بیشتر، همهی صفحهی گندهی مطبوعهشان را به گند تعریف دروغ و تمجید بیاساس از اینگونه مدیران بی مدیریت، ناتوان، ضعیف، بیبرنامه و جاهطلب پرکنند. رعایت چارچوبهای قانونی و حرکت در محدودهی قانون مطبوعات، با وجود اشکالات موجود در آن، لازم است. اما خودسانسوری و تقلیل مطالب تا حد جلب رضایت مسؤولین دون پایهی محلی شایستهی مطبوعات نیست. -۷ با همهی اینها، حضور در حال و هوای جشنواره با آن فضای مملو از عطر دوستان ندیده و جوشش شور و شوق و اشتیاق از چشمهی چشم و قلم و قدم جوانان دلباختهی صفحات گستردهی کاغذهای کاهی، لذتبخش و دیدنی است. امیدواریم مدیران و مسؤولین برگزاری جشنوارهی منطقهای این دوره، بتوانند جشنوارهای در شأن و شکوه تاریخی و فرهنگی استان خوزستان برگزار نمایند. پیشاپیش از اقدام آنان به این کار سپاسگزاریم و برایشان آرزوی موفقیت داریم.
فروردین ۲۵
