مهر ۱۳

شهرام شرفی: «من با عقیده‌ی شما موافق نیستم لیکن تا پای جان از حق شما برای ابراز آن دفاع خواهم کرد.» ولتر چکیده: در این مقاله، توصیفی از ویژگی‌های فرهنگ تسامح و تساهل در نزد مردم و نخبگان سیاسی ارایه می‌دهیم. استدلال مقاله این است که تسامح و تساهل یعنی تحمل و آسان‌گیری نسبت به عقاید مخالف باعث عقلانی‌شدن فرهنگ عمومی و سیاسی یک جامعه در جهت تحقق فرهنگ سیاسی سالم و مدنی خواهد شد. زیرا که امروزه یکی از بنیان‌های فرهنگ سیاسی سالم و مردم‌سالاری تحقق یافتن اصل تسامح و تساهل در نزد مردم و نخبگان سیاسی می‌باشد. مقدمه اصولاً از نظر لغت‌شناسی تسامح و تساهل یعنی آسان‌گرفتن و مدارا کردن. می‌توان معنی «نرم رفتاری» را هم برای این دو کلمه در نظر گرفت. مترادف تسامح و تساهل، رواداری (tolerance) می‌باشد یعنی عقاید مختلف سیاسی و فلسفی و مذهبی در یک جامعه مورد پذیرش مردم و حاکمان قرار گیرد. به عبارتی عقاید مختلف دارای آزادی بیان باشند و بتوانند نظرات خود را در چارچوب یک نظم اجتماعی مردم‌سالار بیان نمایند. اصل تسامح و تساهل ارتباطی اساسی با حفاظت از آزادی‌های فردی دارد. زمانی افراد یک جامعه آزاد هستند که از بیان رسمی عقاید شخصی خود در جامعه احساس خطر ننمایند. تکثرگرایی فکری – عقیدتی از بنیان‌های فرهنگ سیاسی مردم‌سالاری در یک جامعه محسوب می‌شود. اگر افراد جامعه ترس داشته‌باشند که عقاید خود را بیان نمایند دیگر نمی‌توان آن جامعه را از نظر فلسفی و فرهنگی مردم‌سالار به حساب آورد. نقطه‌ی مقابل فرهنگ رواداری (tolerance)، فرهنگ انقیاد طلبی یا مطلق اندیشی می‌باشد. در مطلق‌اندیشی فقط اندیشه‌ی خود به‌عنوان حقیقت مطلق محسوب می‌شود و اندیشه‌ی دیگران تباهی و پلیدی و انحراف از حقیقت تصور می‌گردد و بنابراین باید سرکوب شود. زمانی یک جامعه می‌تواند به سمت توسعه‌یافتگی مردم‌سالاری گام بردارد که افراد جامعه بتوانند عقاید خودشان را بیان نمایند علی‌رغم این‌که آن عقاید مخالف هم‌دیگر هم باشد. بین اصل رواداری و اصل پلورالیسم ارتباط تنگاتنگی وجود دارد یعنی این‌که یک جامعه‌ی توسعه‌یافته از نظر فرهنگی، جامعه‌ای است که چند صدایی در آن به‌جای تک صدایی نهادینه شده‌باشد و همه‌ی صداها برای هم‌دیگر احترام قایل شوند و هیچ صدایی سعی نکند خود را بر دیگران تحمیل نماید. در واقع در یک جامعه‌ی پلورالیستی فرهنگ گفت‌وگو و دیالوگ (گفت‌وگوی دو طرفه و چند طرفه) جای مونولوگ (تک‌گویی و تک صدایی) را می‌گیرد. این امر خود باعث ارتقا‌ی فکری آحاد شهروندان می‌گردد. به عبارتی افراد یک جامعه نحوه‌ی بحث کردن با مخالف را یاد می‌گیرند و با عقاید مخالفان خود هم آشنا می‌شوند. گفت‌وگوی آزاد بین الاذهانی فرهنگ هم‌پذیری و تحمل‌پذیری را در جامعه نسبت به عقاید گوناگون ارتقا می‌دهد و خود پالایش فکری شهروندان را به‌دنبال می‌آورد ضمن این‌که فرآیند آگاهی ذهنی عموم هم رشد و ارتقا می‌یابد. معرفت شناسی اصل رواداری فلسفه‌ی اصل تسامح و تساهل ( رواداری) بر این نکته قرار دارد که «حقیقت مطلق وجود ندارد» و بنابراین کلیه ایدئولوژی‌هایی که مدعی دست‌یافتن به حقیقت مطلق هستند، نسبی می‌باشند. بنابراین نسبی‌گرایی از اصول رواداری می‌باشد. فلذا انواع عقاید و ایدئولوژی‌ها باید دارای آزادی بیان در جامعه باشند چرا که طبق اصل رواداری هیچ عقیده‌ای بر عقیده‌ی دیگر برتری مطلق ندارد. بنابراین تمامی عقاید موجود در جامعه دارای احترام هستند و هیچ عقیده‌ای نباید عقیده‌ی دیگر را سرکوب نماید به بهانه‌ی این‌که آن عقیده «حقیقی» نیست. اصل رواداری هم‌چنین بر «انسان‌گرایی» یا اومانیسم استوار است یعنی هر انسانی ذاتاً دارای ارزش و احترام می‌باشد و هر انسانی تفکر و عقیده‌ی خاص خود را دارد و نمی‌توان انسان‌ها را به صرف این‌که عقیده‌شان با عقیده‌ی ما متفاوت و مخالف است از آزادی بیان محروم کرد یا آن‌ها را تنبیه نمود. ما همه در «انسان بودن»، مشترکیم اما عقیده‌های متفاوت داریم. این اصل شعار کلیدی طرفداران رواداری در جوامع بشری می‌باشد. اصل تسامح و تساهل بر این قاعده استوار است که نظرات گوناگون خصوصاً نظرات مخالف هم باید به رسمیت شناخته شوند و حق بیان برای خود داشته‌باشند. در واقع در اصل رواداری عقیده‌ی مخالف حق دارد تفکر و نظر خود را بیان نماید، بدون این‌که ما مجبور باشیم عقیده‌ی وی را بپذیریم. این از اصول اساسی حکومت‌های مردم‌سالار تلقی می‌گردد. در واقع دمکراسی با این شاخص بررسی می‌گردد که تا چه حد «منتقدان و مخالفان دولت‌ها» از آزادی بیان در جامعه برخوردار هستند؟ اصل تسامح و تساهل بر این نکته پای می‌فشارد که مخالف آزادی بیان برای ابراز نظرات خود را داشته باشد و این آزادی بیان در جامعه نهادینه و تضمین شده‌باشد. در واقع در اصل رواداری ما مخالف عقیده‌ی مخالف خود هستیم اما آن را سرکوب نمی‌کنیم، بلکه اجازه می‌دهیم که عقیده‌ی مخالفان هم گفته شود. این امر خصوصاً تفاوت بین حکومت‌های مردم‌سالار با حکومت‌های توتالیتر و اقتدارگرا را به‌وضوح مشخص می‌کند. این‌که آیا حکومت‌ها اجازه‌ی آزادی بیان به مخالفان خود را می‌دهند یا خیر؟ آیا مخالفان می‌توانند آزادی گردهمآیی و آزادی گروه‌بندی (تشکیل حزب و انجمن) داشته‌باشند یا خیر؟ با این شاخص‌ها امروزه می‌توانیم میزان پایبندی حکومت‌های مختلف در جهان امروز را به اصول دمکراسی بسنجیم. نباید فراموش کردکه آزادی بیان ما در تمامی آزادی‌ها شمرده می‌شود. در دمکراسی درست است که اکثریت حکومت می‌کند اما اصل رواداری (tolerance) در مورد اقلیت رعایت می‌شود. چرا که دمکراسی بدون اصل تسامح و تساهل دیگر دمکراسی نیست بلکه استبداد اکثریت است بر اقلیت و این استبداد با دیگر انواع استبداد هیچ فرقی ندارد و بلکه شدیدتر و فراگیرتر می‌باشد. اصل تسامح و تساهل مستلزم عدم سرکوب عقیده‌ی مخالف می‌باشد به عبارتی باید این حق را برای مخالف قایل شد که نظرات و عقاید خود را آزادانه و بدون ترس بیان نماید. فرهنگ سیاسی مردم‌سالاری بر احترام به عقیده‌ی هم‌دیگر در جامعه و پذیرش اصل تساهل نسبت به عقاید مخالف بنا شده‌است. مطلق اندیشی و خود برتر بینی و خود و عقیده‌ی خود را فقط درست دانستن و حقیقت محض دانستن ترس و آمریت و اقتدارگرایی و توتالیتاریسم و در نهایت استبداد عقیدتی را به‌دنبال می‌آورد. ساده‌ترین نوع تساهل و تسامح، تساهل رفتاری می‌باشد. یعنی ما حق دیگران را برای این‌که لباس متفاوت و روابط اجتماعی متفاوت و مخالف عقیده‌ی ما داشته‌باشند، به رسمیت می‌شناسیم اگر چه ممکن است نسبت به آن قلباً اعتراض داشته‌باشیم. یک شخصیت مردم‌سالار چه در سطح جامعه و چه در سطح نخبگان سیاسی حاکم، همیشه نسبت به مخالفان عقیدتی خود رواداری اعمال می‌نماید یعنی حق آن‌ها را برای ابراز عقایدشان تضمین می‌نماید گرچه آن عقاید مخالف عقاید حاکم یا فرمانروا یا جامعه باشند. رواج اصل تسامح و تساهل باعث کم رنگ شدن خشونت یا خشونت‌زدایی در جامعه می‌گردد. یعنی اگر افراد یک جامعه عقاید مخالف خود را هم به رسمیت بشناسند دیگر خود را حقیقت مطلق نمی‌دانند و در نتیجه خود را حقیقتی می‌دانند در میان دیگر حقایق عقیدتی موجود. بنابراین عقاید مخالف خود را دیگر سرکوب نمی‌کنند و این امر خشونت‌گرایی در جامعه را تعدیل می‌نماید و قانونمندی در روابط اجتماعی و دیالوگ و گفت‌وگو را رواج می‌دهد که خود از شاخصه‌های یک فرهنگ سیاسی سالم می‌باشد. یک فرهنگ سیاسی ناسالم مبتنی بر عدم تساهل نسبت به مخالفین است یعنی پدیده‌ای که کریستیان دلاکامپانی آن را «نفرت از غیر خودی» می‌نامد. (Delacampagne Christian2000) یعنی فقط اندیشه‌ای که موافق می‌باشد حق دارد ابراز شود و اندیشه‌ی مخالف جایی برای بیان ندارد و در صورت بیان سرکوب می‌گردد. اگر عدم تساهل در ذهن حاکمان حکم‌فرما باشد آن‌ها اجازه‌ی شکل‌گیری احزاب سیاسی مخالف قانونی را هم نمی‌دهند. چرا که فقط خود را صاحب حق می‌دانند و دیگری را ضد حقیقت و دشمن فرض می‌نمایند. در این‌جا دگراندیشی همراهی و همگامی با دشمن فرض می‌شود و بنابراین باید سرکوب گردد. (سیاست عدم تساهل). در واقع سیاست عدم تساهل رد اندیشه مخالف همراه سرکوب آن می‌باشد. تساهل تا کجا؟ تا جایی باید با مخالفان مدارا کرد که آن‌ها خود مخالف اصل تسامح و تساهل یا رواداری نباشند. اگر مخالفان حامی و تبلیغ کننده‌ی اندیشه‌هایی باشند که تساهل را پذیرا نیست و عدم تساهل را تشویق می‌نماید باید آن مخالفان مهار شوند و اجازه‌ی فعالیت آزادانه به آن‌ها داده نشود. این از گفته‌های فیلسوف مشهور معاصر کارل پوپر می‌باشد که معتقد است در دمکراسی تا جایی باید با مخالفان تساهل نمود که آن‌ها خود مخالف تساهل نباشند. مثلاً اگر یک انجمنی در جامعه خشونت را تبلیغ نماید یا هدف خود را برپایی یک نظام سیاسی ایدئولوژیک بداند که فقط خود را درست فرض می‌نماید و اندیشه‌های مخالف را نمی‌پذیرد و وعده‌ی سرکوب خشن این اندیشه‌ها را می‌دهد؛ به اعتقاد کارل پوپر نمی‌توان در یک نظام مردم‌سالار اجازه‌ی فعالیت به این انجمن را داد. بنابراین مشاهده می‌گردد که اصل تسامح و تساهل یا رواداری(tolerance) چه‌قدر برای سنجش یک نظام سیاسی مردم‌سالار اهمیتی اساسی دارد. جمع‌بندی در این مقاله گفتیم که بنیان دمکراسی بر آزادی بیان قرار داد. آزادی بیان مستلزم وجود اصل تسامح و تساهل نسبت به اندیشه‌های مخالف می‌باشد. بدون وجود تساهل نسبت به مخالفین نمی‌توان مدعی وجود فرهنگ سیاستی مردم‌سالار بود. اصل تساهل به معنی اجازه دادن به مخالفین برای استفاده از خشونت نیست. بلکه آن‌ها باید بتوانند عقاید خود را آزادانه و بدون ترس در جامعه برای مردم مطرح نمایند. در فرهنگ متسامح هر کس می‌تواند آزادانه عقاید و اندیشه‌های خود را بیان نماید. بر طبق اصل تسامح و تساهل هیچ کسی را نباید به صرف داشتن عقیده‌ای مخالف و بیان آن در جامعه، بازداشت کرد. عدم تساهل فقط در مورد افراد یا گروه‌هایی به‌کار می‌رود که خشونت و عدم تساهل را در جامعه تبلیغ می‌نمایند. زیربنای اصل رواداری (tolerance) ضمین آزادی بیان در جامعه به‌وسیله حاکمان و مردم می‌باشد. رعایت و تضمین آزادی بیان توسط حکومت‌ها، از مواد اصلی اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد می‌باشد. (اعلامیه جهانی حقوق بشر، مجمع عمومی سازمان ملل متحد، ۱۹۴۸ میلادی). نقض آزادی بیان در یک جامعه، نقض حقوق بشر محسوب می‌گردد. چرا که بشر حق دارد عقاید خود را آزادانه و بدون ترس در اجتماع بیان نماید. اصل تسامح و تساهل(روا داری) به‌عنوان معیاری مهم می‌تواند برای ارزیابی میزان پایبندی نظام‌های سیاسی به دمکراسی مورد استفاده قرار گیرد. من با اندیشه‌ی تو مخالفم، اما به تو اجازه می‌دهم که اندیشه‌ات را آزادانه بیان کنی، چون تو هم مثل من انسان هستی. *کارشناس مسائل سیاسی منابع: -۱دوورژه، موریس،(۱۳۷۶)، جامعه‌شناسی سیاسی؛ ترجمه‌ی ابوالفضل قاضی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران. -۲نقیب‌زاده، احمد، (۱۳۸۳)، درآمدی بر جامعه‌شناسی سیاسی، تهران، انتشارات سمت. -۳دلاکامپانی، کریستیان، ( ۱۳۸۲ )، فلسفه‌ی سیاست در جهان معاصر، ترجمه‌ی بزرگ نادر زاده، تهران، نشر هرمس. -۴بشیریه، حسین، (۱۳۷۴)، دولت عقل، تهران، مؤسسه‌ی نشر علوم نوین. -۵عالم، عبدالرحمن، (۱۳۸۲)، تاریخ فلسفه‌ی سیاسی غرب، جلد دوم ، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه. -۶اسلامی ندوشن، محمدعلی،(۱۳۷۰)، سخن‌ها را بشنویم، تهران، شرکت سهامی انتشار. -۷عضدانلو، حمید، (۱۳۸۰)، گفتمان و جامعه، تهران، نشر نی.

نظر دهید