اشاره: نوشتار زیر در پاسخ به مقالهی«سی سال صبوری بر فقر تحمیلی» است که در شمارهی ۹۸ هفتهنامه سیمره منتشر شد.
کریم دوستی: برادر گرامی جناب آقای اردشیر گراوند مایل بودم از مطلبی که به امضای شما با عنوان “سی سال صبوری بر فقر تحمیلی” در شمارهی ۹۸ هفتهنامه سیمره منتشر شدهاست حسن نیت و دلسوزی استنباط کنم و بپذیرم که شهروندی دردمند و غیور که از محرومیت کوهدشت به رنج آمده و تلخکام شده آن مطلب را قلمی کردهاست. اما پارهای مدعیات حضرتعالی این تصور را به کلی برهم میزند، چنانکه حقیقتاً به این باور رسیدهام که انگیزههای دیگر آن قلم را بر صفحه کاغذ دوانده است. مقالهی حضرتعالی در واقع نامهای است خطاب به آقای شاهرخیقبادی نمایندهی کوهدشت در مجلس هشتم. در ابتدای نامه با لحنی طنزآمیز اهل مطالعه بودن خود را اعلان کرده و تلویحاً گفتهاید که از سی سال پیش کتاب میخوانید. در بخش دیگری از مطلبتان خطاب به آقای قبادی آوردهاید که ایشان دومین نمایندهای هستند که مخاطب نامهنگاری شما قرار گرفتهاند. بهتر بود نام نمایندهی دیگری که لیاقت مخاطب قرار گرفتن از سوی شما را داشتهاست ذکر و به محتوای آن نامه نیز اشاره میکردید تا کلامتان از رسایی بیشتری برخوردار شود و مصداق “تیری در تاریکی” قرار نگیرد. نامهی شما به آقای قبادی در سه بند تنظیم شده که لازم است در مورد بند اول آن نه جهت اطلاع شما که چشم خود را بر حقایق بستهاید که برای تنویر ذهن همشهریان عزیز به نکاتی اشاره شود تا منجر به سوتفاهم و بدبینی مردم به خادمان حقیقی خود نگردد. شما در بند اول نامه متأسفانه از دریچهی نگاه مغرضانهی خود خلاصهای از عملکرد نمایندگان کوهدشت در ادوار گذشته را برای آقای قبادی تشریح کردهاید. با قضاوتی که در مورد عملکرد آقایان عباسیفرد و اسفندیارپور (نمایندگان کوهدشت در مجالس اول و دوم) ارایه کردهاید، کاری نداریم و سخنگویی در این مورد را به خود این برادران و هوادارانشان واگذار میکنیم. اما دربارهی قضاوت شما در مورد عملکرد آقای امامیراد در مجلس حقیقتاً نمیتوانیم سکوت کنیم. شما در مورد عملکرد امامیراد و دوازده سال نمایندگی او (چهار سال در مجلس چهارم و هشت سال در مجالس ششم و هفتم) موضوع را به سکوت برگزار کرده و به سرعت از کنار مسئله گذشتهاید. فرموده اید:« بگذار از آن دوران چیزی نگویم و ننویسم که هفت من نوشتار دارم و هفتاد سال حسرت». جناب آقای گراوند! به راستی چرا نمیخواهید از آن دوران چیزی بگویید؟ آیا این سخن بدان معناست که نسبت به عملکرد دوازده سالهی امامیراد در جایگاه نمایندگی کوهدشت حس مثبتی دارید و این حس مثبت از ورود شما به بحث نقد او جلوگیری میکند یا بر عکس به او و عملکردش انتقاد دارید اما به زبان نمیآورید؟ بعید به نظر میرسد که حضرتعالی از عملکرد امامی طرفداری کنید چرا که این کار برای کسی مثل شما تقریباً در حکم انتحار است. کدام وجدان بیدار و چشم بینایی میتواند از عملکرد امامیراد در مقام نمایندگی دفاع کند؟ این کار غیر ممکن به نظر میرسد و نپرداختن شما به بررسی عملکرد امامیراد برای ما شائبهانگیز است. نگفتهاید از چه چیزی هفتاد سال حسرت به دل بردهاید. وجدانتان چگونه اجازه میدهد با بیتفاوتی سر و ته قضیه را هم بیاورید و با یک جملهی مبهم از کنار بررسی آن دوازده سال عبور کنید؟ خواستهاید مقاله به درازا نکشد؟ مگر نابهسامانیها و نگونساریهای آن دوازدهسال امر کوچکی است که به تیغ تلخیص حذف شود و مورد اشاره قرار نگیرد؟ مگر نتیجهی آن دوازده سال در فلاکت کوهدشت تأثیر اندکی دارد که به آن نپرداختهاید؟ تصور بنده بر این است که دلیل نپرداختن به عملکرد دوازده سالهی امامیراد از سوی حضرتعالی نقش و تأثیری است که شما و دوستانتان در پیروزیهای او در دورهی ششم ایفا کردهاید. اندیشمندان و پژوهشگران مسایل اجتماعی در برشمردن علل ضعف و فقر اقتصادی و معیشتی مردم و عوامل عقبافتادگی و توسعهنیافتگی جوامع به آسیبشناسی رفتارهای سیاسی آنها پرداختهاند. بر پایهی رفتارها و بروندادهای سیاسی است که یک جامعه یا به آبادی میرسد یا ویران میشود. اگر به آسیبشناسی رفتار مردم و جریانهای سیاسی کوهدشت در انتخابات مختلف (خصوصاً انتخابات مجلس) بپردازیم باید شجاعانه به بروز برخی اشتباهات اعتراف کنیم. رأی دادن به آقای امامیراد در سه مرتبه از این اشتباهات بود که تأثیر خود را بر اقتصاد کوهدشت به جا گذاشت. حال اگر به عوامل موفقیت وی در سه انتخابات مجلس بپردازیم نمیتوانیم از نقش برخی چهرههای سیاسی اصلاحطلب کوهدشت در کمک به امامیبرای حضور دوازده ساله در مجلس چشمپوشی کنیم. نسل امروز کوهدشت باید از تاریخ سیاسی این شهرستان (بهویژه در در دو دههی اخیر) اطلاع داشتهباشد. آنها که به یاد دارند هیچ، اما آنها که از یاد بردهاند یا آنها که اتفاقات انتخابات مجلس چهارم در کوهدشت را ندیدهاند باید از آن ماجراها مطلع شوند و بدانند که برخی دوستان اصلاحطلب موجب دوپاره شدن جریان چپ خط امام در کوهدشت شد و به رأیآوری کاندیدای جناح راست (امامیراد) کمک کرد. نسل امروز کوهدشت باید بداند اگر هوشیاری و شرافت زندهیاد جانمحمد آزادبخت نبود همفکران محفلنشین زهر خود را در دورهی پنجم نیز بر جریان چپ میریختند کما اینکه دورهی ششم ریختند و مجدداً امامیراد را به مجلس میفرستادند. نسل امروز کوهدشت باید بداند حاشیهنشین با فضاسازی و سیاهنماییهای همفکران خود اسماعیل دوستی را در انتخابات مجلس ششم به خرمآباد کوچاند و در آن مقطع فردی را برای کاندیداتوری به کوهدشت آورد که چهار سال بعد در دورهی هفتم خود از او عبور کردند، نه خود رأی آورد و نه به او مجال رأی آوردن داد و برای سومین بار امامی را به مجلس رساند. ما آمادگی کامل داریم که در یک مناظرهی شفاف و آزاد نقش طیف خط شکن جناح چپ در تحولات هفده سال اخیر کوهدشت و تداوم قدرت جناح راست و امامیراد را تحلیل کنیم تا مشخص شود چه کسانی در به قدرت رسیدن آدمهای بیدرد و بیتفاوت و در نتیجه عقبافتادگی کوهدشت تأثیر داشتهاند. تأکید میکنم تداوم قدرت جناح راست در کوهدشت و حضور نمایندهی آنها در مجلس به مدت دوازده سال در عقبافتادگی کوهدشت مؤثر بودهاست که البته شرح و بسط آن مجال دیگری میطلبد اما به اختصار در ادامهی این یادداشت مورد اشاره قرار گرفتهاست. برادر عزیز! بعد از جملهی مبهمی که در مورد دوران امامیراد گفتهاید به دوران نمایندگی آقای اسماعیل دوستی رسیدهاید و افاضه فرمودهاید:« دوستی، دوستی خویش را با مردم به پایان نبرد و هنوز دوستیاش را با مردم ثابت نکردهاست. تمام داستان خویش را به کارگزاری برگزار کرد تا شاید همواره کارگزار بماند». نادیده گرفتن خدمات دوستی به کوهدشت و مسئله را به مهمل بافی و کلیگویی برگزار کردن حقیقتاً کار دشواری است که فقط افرادی چون شما از عهدهی آن بر میآیند. برای ما علت انکار خدمات دوستی از طرف شما چندان مبهم نیست، با این کار مقاصد مختلفی را میتوانید پی بگیرید. شاید خواستهاید نقدی بر عملکرد تمام مسؤولان داشته باشید تشخیص دادهاید هجمهای هم نثار دوستی کنید، شاید مقرر شده برای این کار از طرف محفلی خاص با تشویق و پاداش مواجه شوید، شاید میخواهید با هتاکی به دوستی شهرتی به هم بزنید، شاید میخواهید به جایگاه او در بین مردم آسیب بزنید و شایدهای دیگر… پس بهتر است بدانید علیرغم ضعیف بودن حافظهی همهی ما،کوهدشت هنوز خاطرهی دوران درخشان سازندگی و پیشرفت سالهای ۷۵ تا ۷۹ (دوران نمایندگی دوستی در مجلس پنجم) را از یاد نبرده است. آنان که حافظهای دارند و شرافت و وجدانشان را به تعطیلات نفرستادهاند نیک به یاد دارند که در آن سالها به مدد تکاپوی وصفناپذیر دوستی برای کسب اعتبارات عمرانی از دولت و وادار ساختن مقامات کشوری، وزرا، معاونین و مدیرانستادی وزارتخانهها به حضور در کوهدشت و بخشهای تابعه، این شهرستان به کارگاه توسعه تبدیل شدهبود. و اگر نبود توطئه حاسدان، بهار توسعهی کوهدشت به خزان نمیگرایید و اکنون شهرستانمان با بیکاری۴۰ درصدی مواجه نبود. دوران نمایندگی دوستی مصداقی برای این شعر حافظ است:«راستی خاتم فیروزه بواسحاقی/خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود». نیرنگ افکنی برخی سیاستبازان باعث شد بهار پیشرفت کوهدشت مستعجل باشد و به پاییز غمبار و زمستان فسردهای منتهی شود که هشت سال کوهدشت را به عقب براند. دوران نمایندگی دوستی برای خود او توشهی آخرت، برای مردم و آنان که در جریان پیشرفتهای آن چهار سال هستند خاطرهای دلپذیر و برای سیاسیون با وجدان و جناح خط امام کوهدشت و لرستان افتخاری است بزرگ. نقطهی اوج افتخارات چپ در کوهدشت دوران نمایندگی دوستی است و چنانچه عرض کردم نادیده انگاشتن آن خدمات از عهدهی هرکسی بر نمیآید و کار کسانی است که سرشان را زیر برف کردهاند و نمیخواهند دیگران را ببینند. حضرتعالی به خوبی در جریان پیشرفت کوهدشت و رشد کارهای زیربنایی و تقویت زیرساختهای توسعه در این شهرستان در دوران نمایندگی دوستی هستید اما خودتان را به کجراهه زدهاید و فکر میکنید دیگران نمیفهمند. برای شما که ادعای روشنفکری دارید و به زعم خود علماندوزی کردهاید و مدعی پژوهشگری هستید «تجاهل» و «خود را به بیراهه زدن» مناسب نیست. جوانمردانه بگویید از به هم بافتن این جملات و نشاندن دوستی در ردیف دیگر نمایندگان و مسؤولان کوهدشت چه غرضی دارید؟ مقصودتان از انکار خدمات دوستی چیست؟ اگر فریاد از محرومیت و فقر در سخن و ادعای شما موضوعیت دارد مبارزه با این پدیدهها در زندگی و سلوک دوستی حائز موضوعیت و اهمیت است. اگر به ادعای خود باور دارید چرا به مبشر سازندگی و رفع محرومیت کوهدشت حمله میکنید؟ واقعیت این است که فقر و نداری مردم کوهدشت برای هرکس« آب» نداشته باشد برای برخی افراد پرمدعا «نان» دارد. فقر و بیکاری مردم ناندانی بعضیهاست. حضرتعالی از فقر مردم برای خود پز روشنفکری ساختهاید وگرنه کدام انسان با شرفی باور میکند که میتوان از موضع عدالتخواهی و مبارزه با فقر به کسی حمله کرد که زندگی سی سالهی مدیریت خود را وقف فقرزدایی و گشودن گره از مشکلات مردم کردهاست؟ کدام وجدان آگاهی باور میکند که دوستی، دوستی خود را با مردم ثابت نکردهاست. البته ناگفته نماند که دوستی، دوستی خود را با برخی از افراد هیچ گاه ثابت نکردهاست که شما به خوبی آنها را میشناسید. برادر گرامی! دوستی نمایندهی سختکوش مردم کوهدشت در مجلس پنجم،که آقای خاتمی وی را برادر خویش خواند شهردار کاردان منطقهی ۳ تهران و استاندار توانمند کهگیلویه و بویراحمد مدیری است که در هر سنگری و در هر زمانی شایستگی و مردم داری خود را به اثبات رساندهاست وگرنه چه ضرورتی دارد که ۷ عضو از ۱۱ عضو شورای شهر شیراز که نه کوهدشتی هستند، نه از همفکران سیاسی دوستی و نه تعلق عاطفی به او دارند از او برای شهرداری کلانشهر شیراز دعوت به عمل آورند؟ این دعوت و اصرار به حضور دوستی در رأس مدیریت شهری شیراز که به دلایل شخصی از سوی خود او با پاسخ منفی مواجه شد به چه معناست؟ خود شما به عنوان یک شهروند پایتخت رأی چشمگیر دوستی در سومین دورهی انتخابات شوراها (آذر ۸۵) را چگونه تحلیل میکنید؟ آیا اگر آن انتخابات به نحوی شفافتر برگزار میشد و ناظرین صندوقها و سایتهای شمارش آرا از محل اخراج نمیشدند اکنون شاهد حضور دوستی در شورای شهر تهران نبودیم؟ سخن ما خطاب به کوهدشت است. آیا تاکنون کوهدشت حضور جانانهی فرزند خود در انتخابات شوراهای تهران را به نحو شایستهای ارزیابی کردهاست؟ آیا مدعیان روشنفکری و تحلیل مسایل اجتماعی از علت اقبال مردم تهران به دوستی تحلیلی ارایه کردهاند؟ شاید غرضداران و مرضداران بگویند چون نام آقای دوستی در لیست اصلاح طلبان قرار گرفت چنین آرایی را اخذ کرد در جواب میگوییم دوستی با کمترین امکانات از بسیاری از رجال شناخته شده آن لیست که سالها حضور در مدیریت شهری تهران را تجربه کردهاند بالاتر ایستاد و به گفتهی بسیاری از دوستان آقای گراوند حضور دوستی در لیست اصلاحات به آن لیست اعتبار مضاعف بخشید و بار کارشناسی آن را افزایش داد. آقای گراوند! از نادیده انگاشتن این موفقیتها چه قصدی دارید؟ فردی که دوستی خود را با مردم به اثبات نرسانده میتواند به چنین عناوین و افتخاراتی برسد؟ فرمودهاید :« دوستی تمام داستان خویش را به کارگزاری برگزار کرد تا شاید همواره کارگزار بماند». گرچه جملهتان از منطق نوشتاری تهی است اما با غمض عین به آن پاسخ میگوییم. داستان و داستانسرایی کار شما است که اکنون به تراژدی حزنآلود کوهدشت انجامیدهاست. از دوستی حماسهای بر جا مانده که وجدان آگاه مردم به آن شهادت میدهد. منظورتان را از کارگزار متوجه نمیشوم اگر منظورتان بار لغوی و اصطلاحی این واژه است که ناخواسته صحیح فرمودهاید. دوستی کارگزار خدمت است و تردیدی در آن نیست. اما اگر مقصودتان این است که دوستی با حزب کارگزاران سازندگی ارتباط دارد باید گفت بهتر است قدری اطلاعات خود را افزایش دهید، دوستی فقط عضو یک حزب بوده و هست و آن حزب، اعتماد ملی نام دارد و هیچ همکاری تشکیلاتی با کارگزاران در کارنامهی او دیده نمیشود. اگر چه این همکاری دیده میشد هم اشکالی نداشت. آقای گراوند! حال منظور ما را از اینکه میگوییم تسلط آقای امامیراد بر کرسی نمایندگی کوهدشت منجر به تشدید عقبافتادگی این شهر شد متوجه میشوید؟ بهتر است مردانه اعتراف کنید که منحصر شدن حضور دوستی در کسوت نمایندگی کوهدشت به یک دوره و فراهم آوردن مقدمه برای حاکمیت بیکفایتی در کوهدشت محصول توطئهچینی حلقهها و محفلهایی است که چشم خود را بر پیشرفت سایر بلاد و عقبافتادگی کوهدشت بستند و روند رو به رشد توسعه در شهرستانمان را قربانی سیاست بازیها و قدرتطلبیهای خود کردند. و نمیدانیم آیا برای نسل امروز و نسلهای آیندهی کوهدشت پاسخی دارند یاخیر. در بخش دیگری از نامهتان عباسیفرد را «پی کج»، اسفندیاری را «پیکار کج»، دوستی را «پندار کج» و امامیراد را «پروا کج» خواندهاید؟ از چه متر و ترازی استفاده کردید که به کج بودن این چهار «پ» پی بردید؟ آیا خواستهاید آشنایی با آرایههای ادبی را به رخ بکشانید و اینکه میتوانید با «پ» چهار کلمه بسازید و آنها را به چهار نمایندهی سابق کوهدشت نسبت دهید. از «بازی با کلمات» مسخرهای که راه انداختهاید چه هدفی دارید؟ چگونه پندار دوستی را کج یافتید؟ مگر شما از پندار آدمیان خبر دارید و میدانید چه در ضمیرشان میگذرد؟ شما که پندارها را میخوانید بگویید پندار دوستی کج است یا پندار آنهایی که داغ ننگ حسادت و پلشتیشان بر جبین کوهدشت ماندهاست؟
پندار دوستی کج است یا شبنامهنویسان پرمدعایی که … کوهدشت را به خرابه مبدل کردند. به امامیراد عنوان «پروا کج» دادهاید، اگر منظورتان از پروا «تقوا» بودهاست چرا به صراحت نگفتهاید. ترسیدهاید یا نخواستهاید بازی با کلمات و واج آرایی «پ» به هم بخورد؟ در پایان لازم است نکاتی خاص به اطلاع مردم کوهدشت رساندهشود تا بدانند آنها که از آب سیمره و کشکان برای شستن آثار خیانت خود در حق کوهدشت استفاده میکنند چه در چنته دارند و عملشان با شعارشان چهقدر متفاوت است. حضرتعالی که از نیروهای نزدیک به وزارت کشور و یک حزب سیاسی خاص بودهاید و سران وزارت نیرو در دوران اصلاحات هم عمدتاً منسوبین آن حزب محسوب میشدند که سیاستگذاری شرکتهای اقماری این وزارتخانه را هم برعهده داشتند. شما که از وزارت کشور میلیونها تومان میگرفتید که در مورد استانها تحقیق کنید چرا به معاونت عمرانی وزارت کشور و دوستانتان در وزارت نیرو و شرکتهای اقماری آن اوضاع آب سیمره و کشکان را متذکر نشدید و برای ساخت سد و نیروگاه آنها را با موجودیتی به نام «کوهدشت» آشنا نکردید؟کوهدشت و استعدادهای بالقوهی آن در تحقیقات و گزارشهای شما چه جایگاهی داشت؟ آیا مبارزه با فقر و محرومیت و تلاش در مسیر رفاه و پیشرفت مردم صرفاً منوط به در اختیار داشتن کرسی مجلس است؟ شما خود به عنوان یک کوهدشتی مقیم تهران که با مسؤولان در ارتباط بودهاید تاکنون برای رفع این محرومیت و زدودن سوتفاهمها و حساسیتها چه اقدامی کردهاید؟ آقای گراوند! همهی ما از نقد مصلحانه و مشفقانه استقبال میکنیم اما توهین را برنمیتابیم. بدانید که اسماعیل دوستی اگرچه در رفتار سیاسی و مدیریتی خود هیاهو ندارد اما ظلمپذیر نیست و هوادران او هرگونه هتاکی مجدد را ـ از طرف هر کس نخواهند پذیرفت. پس ما نیز همنوا با مولانا از خدا میخواهیم: «ای دهندهی عقلها فریادرس»
