کیانوش رستمی: از زمان برگزاری این جشنِ کهنِ همیشه نو تا کنون و تا این سال، روز به روز و سال به سال بر ارج و ارز و شکوهش افزوده میشود؛ از آن زمان دور که جمشید نیشکر را در چنین روزی کشف کرده ارجمند است و دوست داشتنی. میگویند: جم، نی پر آبی را دید که شیرهی آن بیرون تراوش کردهبود، آن را چشید و چون در آن شیرینی لذیذی یافت، دستور داد تا شیرهی ان را بکشند و از آن شکر بسازند، در روز پنجم شکر درست شد و مردم از روی تبرک آن را به یکدیگر هدیه دادند و نوروز با شیرینی و شکر درهم آمیخته شد و نوروز همچنان شیرین است و لذیذ. نوروز تلخیها را به شکر بدل میکند و کینهها را به مهر و دشمنیها را به آشتی. به راستی راز ماندگاری این روز نو در چیست؟ عربها آمدند، حکومت کردند و رفتند اما نوروز همچنان زنده ماند، مغولها نیز آمدند و همهجا را ویران کردند، اما نوروز همچنان نوروز ماند؛ و نوروز از پس قرنها یادآور شادیها و غمها و رنجها و دردهای ایرانیان اهورایی است. «نوروز در ایران جنبهی اساطیری دارد» اسطوره شناسان برآنند که نوروز آن ساعتی است که با آن سپهر، روانها را برای ایجاد آفرینش به جنبش و حرکت در میآورد. میگویند تکرار ملالآور و خستهکننده است. اما نوروز با وجود اینکه همهساله تکرار میشود نه تنها از لطف و زیبایی آن کاسته نمیشود که دوستداشتنیتر و عزیزتر میشود. دکتر علی شریعتی میگوید:« نوروز داستان زیبایی است که در آن، طبیعت، احساس و جامعه هرسه دستاندرکارند.» نوروز که قرنهای دراز است بر همهی جشنهای جهان فخر میفروشد، از آن رو «هست» که یک قرارداد مصنوعی اجتماعی یا یک جشن تحمیلی سیاسی نیست؛ جشن جهانی است و روز شادمانی زمین، آسمان و آفتاب و جوش شکفتنها و شور زادنها و سرشار از هیجانِ هر «آغاز». «نوروز تنها، فرصتی برای آسایش، تفریح و خوشگذرانی نیست، نیاز ضروری جامعه، خوراک حیاتی یک ملت نیز هست. نوروز همهوقت عزیز بودهاست؛ در چشم مغان، در چشم موبدان، در چشم مسلمانان و در چشم شیعیان مسلمان.» پس شایسته است که ما ایرانیان بر دیگر ملتها فخر بفروشیم و نازش کنیم که چنین جشنی داریم. جشنی که غبار قرنها آن را فراموش نکردهاست. نوروز و جشنهای مربوط به آن چون چهارشنبه سوری وسیزدهبدر همواره زنده هستند و مانا، هر چند که چهارشنبه سوری را چهارشنبهی آخر سال بنامند و سیزدهبدر را روز طبیعت، اما نوروز کار خود را میکند و این آیین اهورایی همواره سپند است و جاودان. « این پیرِ [نوروز] روزگارآلود، که در همهی قرنها و با همهی نسلها و همهی اجداد ما- از اکنون تا روزگار افسانهای جمشید باستانی- زیسته است و با همهمان بودهاست، رسالت بزرگ خویش را، همه وقت، با قدرت عشق و وفاداری و صمیمیت انجام دادهاست و آن، زدودن رنج پژمردگی و اندوه از سیمای این ملت نومید و مجروح است و … پیوند دادن نسلهای متوالی این قوم که بر سر چهار راه حوادث تاریخ نشسته و همواره تیغ جلادان و غارتگران و سازندگان کلهمنارها بندبندش را از هم میگسسته است.»
بدین روی تا ایرانی هست نوروز نیز هست. در زیر پاسخ تعدادی از صاحبان قلم به پرسش “راز ماندگاری نوروز چیست” آورده شدهاست: -از دید من راز ماندگاری نوروز پیش از هر انگیزه و پایهای یکی آن است که جشن و آیین نوروز از چندین جشن و آیین باستانی ایرانی که با هم آمیختهاند پدید آمده است؛ دیگر آنکه راز ماندگاری نوروز برمیگردد به فلسفهی ژرف و شناختی که در این جشن نهفته است و آن به پایان رسیدن چرخهای از آفرینش و آغاز گرفتن چرخهای دیگر است. ایرانیان به شیوهای نمادین در جشن و آیین نوروز بازگشت آفرینش به آغاز آن را گرامیمیدارند. (دکتر میرجلالالدین کزازی، استاد دانشگاه) -وحدت همهجانبه در حفظ هویت ملی و فرهنگی، پاسداری از زبان و ادبیاتی که بنمایهاش صداقت و تکیهگاهش فرّهی ایزدی است. (ایرج کاظمی، روزنامهنگار) -آدمی فطرتاً دلبستهی زیبایی است، حتی اگر بنا به ضرورتهای کاذب سیاسی، اجتماعی و یا اقتصادی بخواهد از خود ظاهراً رویکردی جز این را به نمایش بگذارد و شاید از این روست که نمیشود در مقابل نیاز فطری پایداری کرد و به گمان من نوروز را به هیچ صورتی نمیتوان با هیچ مکانیزمی از فطرت آدمی برکند. (نصرتاله مسعودی شاعر و کارگردان تئاتر) -فرهنگ ملتهایی که قدمتی دیرینه دارند، انباشته از پدیدههایی چون باورها، اعتقادات و آیینهای گوناگون است. این پدیدهها در پروسهی زندگی مستمر نسلها شکل گرفتهاند. بسیاری از آنها بر اساس نیازهای عمومی نطفه بسته، متولد گردیده، رشد و نمو نموده و به بالندگی رسیدهاند. سپس آن پدیدهها رو به افول نهاده، زوال یافته و مردهاند. زمان تولد تا مرگ هر پدیدهی اجتماعی بستگی به سازگاری عناصر آن پدیده به پدیدآورندگان آن دارد. شاید راز بالندگی هزاران سالهی آیین نوروز در سازگاری آن با افراد و تودههای ملتی کهنسال است که نیازمند به جای آوردن آن هستند. (محمدحسین آزادبخت، ماکتساز و نویسنده) نوروز زمانی برای شادمانی ما در جشن تولد دوبارهی طبیعت است و سفرهی سر سبز زمین در جشن نوبهار نوروز را اندگار کردهاست. ( رشیدینیا، رئیس سازمان ملی جوانان لرستان) -نوروز تبلور آرزوهای یک ملتاست: رخت بربستن تاریکی و بالیدن به سوی نور و هر آنچه نو، پاک و جاودانه است. (شهناز خسروی، روزنامهنگار) – همراهی با طبیعت. (دکتر قاسم صحرایی عضو هیئت علمی دانشگاه لرستان) – شاید به این دلیل که نوروز برگرفته از ذات جهان است که هر زمان نو میشود و بقا و مانایی مییابد، (مسعود یوسفی روزنامهنگار) – جشن ملی ما همراه با رستخیز طبیعت. (مهدی باقرپور مدرس دانشگاه) – راز مانداگاری نوروز در ارتباط ریشهی آن با مردم و مردمیبودن آن است. (عبدالرضا فریدزاده، شاعر، منتقد و کارگردان تئاتر) – از نو ساختن تولدهای بیشمار بودن از نو خواستن از نو توانستن و از نو فرانو شدن در نهایت شدن با زی. (ریرا عباسی، شاعر) -بهترین هدیهی خدا به اهل حیات! (بهمن هوشیاری، مدرس دانشگاه) – جشن نوروز، هماهنگشدن با نوزایی و شکوفایی طبیعت است. (کیوان پهلوان، نویسنده و مورخ) -نوروز ریشه در طبیعت و همذات و همزاد با بنیانهای باستانی فرهنگ ایرانی است. (پرویز گراوند روزنامهنگار) -همخوانی با نهاد و سرشت واقعی قوم ایرانی و ریشه داشتن در منش شادیها و غمستیز تبارآریایی. (ظاهر سارایی، شاعر و روزنامهنگار) -نوروز تاریخ تولد اعتقادات و باورهای جمعی ایرانیان است و هیچ عاقلی تاریخ تولد خود را از یاد نمیبرد. (دکتر علی حیدری، عضو هیئت علمی دانشگاه لرستان) -راز ماندگاری نوروز ریشه در نو جویی و میل انسان برای نیل به کمال حیات تازه است. (رضا حسنوند، شاعر) -نوروز سروشی است که اقامهی اصل و فرع آن تمامتاً در تطابق و سازش با فطرت و طبیعت انسان است. ضمن آنکه گویند جاودانی هر کلام و مفهوم نشان قطعی از آیهی حق است از اینرو نوروز امری است«من عندالله» و تعظیم شعارش واجب. (تهماس علیپور، عضو هیئت علمی دانشگاه رازی کرمانشاه) – نواختن سمفونی با شکوه پاکی بر تار و پود هستی تا دور ریخته شود هرچه غبار کهنگی است. (علی حیدری) – نوروز، زایش اسطورهی ایرانی است؛ آفرینش شادی و شادخویی، داد و دهش. نوروز یک راز است. (میرسلیم خدایگان، شاعر) -هماهنگی آن هم با طبیعت ایرانزمین و هم با فرهنگ و زندگی ایرانی. (ابراهیم خدایی، وبلاگنویس) -جشن اندیشههای سبز ایرانیان باستان در بهار طبیعت، نوروز را جاودانه کرده است. (عابد میرزاییان، شاعر) -راز ماندگاری نوروز در پیوند انسان ایرانی با شادخواری و ستایش انسان در نوزایی طبیعت است. (عزیزی، کارشناس ارشد زبانهای باستانی) -در نوروز هم گام با طبیعت رختهای کهنه را دور میاندازیم و رخت نو میپوشیم، زخمهای کهنه را با داروی امید التیام میبخشیم و اندیشههای نو هم چون جوانه و تصمیمات نو هم چون غنچه به ما نوید امید میدهد. (اسفندیار خدایی، وبلاگنویس) راز ماندگاری نوروز در این است که ریشه در باورهای -عمیق یک ملت دارد و زمان و مکان با نوروز همنوایی میکند. (حجت علیپور، شاعر و مدرس دانشگاه) -نوروز دمیدن روح عشق در وجود هر ایرانی است. هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق/ ثبت است بر جریدهی عالم دوام ما. (علی آقا جودکی، کارشناس ارشد ادبیات فارسی) -رمز ماندگاری نوروز، سلیقهی درست ایرانی در انتخاب نقطهای است که طبیعتها، یعنی طبیعت و سرشت انسان و طبیعت بزرگ خدا، در آن نقطه به هم میرسند. (علی گودرزیان، شاعر و روزنامهنگار) -نوروز در فرهنگ ایرانی یک رستاخیز کوچک و نمونهای از قیامت است. (نصرتالله طاقتی، مدیرمسؤول هفتهنامهی همدانپیام) -نوروز رستنگاه سبز انسانِ به ستوه آمده از ستم سیاه زمستان است. انسانی که میخواهد به هر قیمتی، راهی به سوی دنیای دیگری بیابد که رنگ رهایی داشته باشد و به دامان آن هرچند کوتاه، چنگ بزند. (حشمتاله آزادبخت، شاعر و نویسنده) -نوروز راز فصلها را میداند و ماندگاریاش از تنفس باران است در گلوی سالها. (مرتضا خدایگان، شاعر) -اصل اول قانون نوروز دوستی با دشمنی است، شاید راز ماندگاری نوروز همین باشد. (کرم تیموری، روزنامهنگار)
