صادق محمدی: بیش از صد سال است که دموکراسی با خلوص کم یا زیاد در کشورمان جریان دارد. به جرئت میتوان گفت که طی این مدت بیشترین احساس دموکراتیک را در زمان انتخابهای ریاست جمهوری داشتهایم در این دوران مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی آزادی عمل بیشتری مییابند، باب نقد در بالاترین سطوح حکومتی باز میشود و کسانی که شاید یکبار هم در یک مصاحبهی تلویزیونی زنده شرکت نکردهاند به پای میز مناظره کشیدهمیشوند. اینها ملزومات ادامهی حیات دموکراسی هستند و باید در تمام دورانهای یک حکومت دموکراتیک وجود داشته باشند، اما متاسفانه در کشور ما فقط قلابهایی هستند در دستان سیاست مداران برای ماهیگیری از آب گلآلود انتخابات. این روند اگر چه نقص بزرگی بر پیکره دموکراسی کشور ماست اما نمیتوان تمام مسئولیت آن را برعهده سیاست مداران گذارد، بلکه بیشترین قصور از ناحیه عامه مردم است، زیرا بیشتر مطالبات دموکراتیک و پرسشها فقط به دوران انتخابات محدود میشود وبا پایان یافتن شور انتخابات شعور کنجکاوانه نیز فروکش میکند. کسی که فاتح انتخابات میشود در مقابل کمترین بازخواستها قرار میگیرد و کم کم چنان به این وضع عادت میکند که دیگر خود را در برابر نمایندگان ملت نیز ملزم به پاسخگویی نمیداند. مطالبات جامع و هدفمند به ابتذال کشیده میشوند و نهایت آنها تقاضای وامی است در پاکت. بعد از انتخابات تمام کسانی که به صورت اصولی و گروهی کار میکنند با دو آفت روبهرو هستند یا کاندید مورد نظرشان پیروز میشود که فکر میکنند وظیفهشان به پایان رسیده یا شکست میخورند و دچار این توهم میگردند که دیگر کاری از دستشان برنمیآید. همین افکار مسموم باعث میشود اجتماع آنها که میتواند کانونی برای مطالبات هدفمند درآینده باشد خود به خود ازهم بپاشد حال آنکه اگر همین گروهها بعد از انتخابات به فعالیت خود و پرسشگری در مورد وعدهها ادامه دهند بیشترین تأثیر را در نشاط دموکراسی وبه تبع آن حرکت کشور به سوی عدالت، اقتدار و آزادی را خواهند داشت. هرچند رئیس جمهور منتخب نقش به سزایی در احیای دموکراسی _ به عنوان تنها راه پیشرفت یک کشور جهان سوم _ دارد اما بیشترین وظیفه بر عهده ملت است که با ادامه روند پرسشگری دوران انتخابات دوباره دولت مردان را روبه روی هم قرار داده و آنها را مجبور به پاسخگویی نمایند. امید است نهال خواستنی که در بهار انتخابات کاشته میشود در ۲۲ خرداد دچار خزان بیتوجهی نگردد.
خرداد ۲۱
