شهریور ۱۷

sharafi.jpgشهرام شرفی: ما اهالی لرستان هستیم. ما گاهی اوقات به قومیت‌گرایی مفرط مبتلا می‌شویم. من حتماً خرم‌آبادی هستم یا انگار من حتماً بروجردی هستم. در واقع ما پروسه‌ی مدرنیته را کامل نکرده‌ایم. چون بعضی مواقع قومیت‌هایمان بر انسانیت و ترقی انسان محور چیره می‌گردد. آیا قومیت‌گرایی می‌تواند ما را به توسعه برساند؟ توسعه امروز با مفهوم توسعه انسانی و پایدار شناخته می‌شود. یعنی ایجاد فرصت‌های برابر برای همه‌ی انسان‌های سرزمین جهانی. یعنی حفظ و تقویت محیط زیست برای استفاده‌ی نسل‌های آینده. یعنی رفع تبعیض‌های عقیدتی، نژادی، جنسیتی، سیاسی، و قومیتی. یعنی دست‌یابی به رفاه و ثروت همگانی و کاهش فقر. توسعه مدنظر ملل متحد با شاخص‌هایی مانند درآمد سرانه، امید به زندگی، نرخ بی‌کاری، مشارکت نهادمند و پلورالیستی سیاسی و برابری فرصت‌ها و دیگر شاخص‌های زیر مجموعه سنجیده می‌شود. در مدرن شدن، همه با هم برادر و برابر هستند. همه ما انسان و دارای مقام انسانی با ارزیابی رفتاری انسانیت‌وارانه هستیم. قومیت احترام به خرده فرهنگ‌هاست نه تسلط بر دیگران. قومیت‌گرایی متکثرانه به معنای پذیرش تفاوت توأم با پذیرش کلیت انسانی انسان‌هاست. متأسفانه در استان خودمان و گاهی در محافل نخبه‌گرایانه نیز شاهد قومیت‌گرایی ما قبل مدرنیته و مبتنی بر تسلط خود بر دیگری هستیم. این گفت‌وگوها ما را به جایی نخواهد رسانید. ملیت‌گرایی تعاملی با انسان جهان شمول و پذیرش تکثرگرایی برابرانه فلسفی، عقیدتی و سیاسی ما را به وادی مدرنیته و حتی پسامدرن هدایت خواهد کرد. اُتفرید هوفه فیلسوف عدالت شناس شهیر معاصر معتقد است هم پیوندی‌های فرهنگی می‌تواند ما را اخلاقی و متحد کند نه یکسان‌سازی سلطه گرایانه دیگری بر من. جهانی شدن فرهنگی در سالیان اخیر باعث گسترش ارزش‌های عام انسانی در گیتی هستی شده‌است و ما را به پذیرش وحدت توأم با تکثر ترغیب می‌نماید. ایده‌ای که کانت آن را فدراسیون جهانی می‌نامید. ما باید بر طبق اصول انسانی و اخلاقی تجربی معاصر دوران پسامدرن به تفاوت‌های عقیدتی، نژادی، قومیتی، شخصیتی و سیاسی هم احترام بگذاریم و این تفاوت‌ها را در حفظ و تقویت اصول انسانی جهان شمول به‌کار ببریم. یعنی توسعه و ترقی جامعه محور بر اساس ارزش‌های انسان جهان شمول. قومیت‌گرایی منفی به یک‌سویه‌گری می‌انجامد. یک‌سویه‌نگری واژه‌ای است که متفکر اگزیستانسیالیست قرن نوزدهم کی یرکه گور (۱۸۱۳- ۱۸۵۵) به‌کار برد یعنی فقط یک جنبه را دیدن و از دیگر ابعاد ماهیتی مغفول ماندن. قومیت‌گرایی منفی به نفی دیگری و تسلط من بر دیگری منجر می‌شود. در صورتی که قومیت‌گرایی مثبت به تکثرگرایی برابرانه منتهی می‌شود. همه‌ی ما از حقوق و آزادی‌هایی برابر برخورداریم. پس قومیت‌گرایی سلطه گرانه و ستیزه جو نشانه‌ی ذهن سلسله مراتبی و ماقبل دوران انسان محوری امروزین هست. در عصر پُست مدرن وحدت در تکثر و تفاوت انسانی و احترام‌آمیز دیده می‌شود. در موقعیت پست مدرنی،«من» خود را بر دیگری تحمیل نمی‌کند و تفاوت‌ها را به رسمیت می‌شناسد و برای هر تفاوتی ارزش و احترام انسانی و اخلاقی و عقلانی قایل می‌شود. برای مدرن شدن و مترقی شدن باید به عام‌گرایی متکثرانه و انسانی برسیم. در تفاوت بین جوامع سنتی و جوامع مدرن تالکوت پارسونز جامعه شناس و کارکرد- ساختارگرای شهیر معاصر از متغیرهای دو جفتی نام برده که یکی از آن‌ها عام‌گرایی- خاص‌گرایی می‌باشد. جامعه‌ی سنتی خاص‌گرایی قومیتی – قبیله‌ای نژاد یا زبان محور را دارد و جامعه‌ی مدرن عام‌گرایی مبتنی بر روابط مدنی و عقلانی سود‌محور. پس وقت خود را با تفاوت‌گرایی ستیزه‌گرانه نباید تلف کنیم و می‌توانیم به تکثرگرایی«انسانیت – رابطه» برسیم. فراموش نکنیم که امروزه جنبش‌های اجتماعی بر اساس عقیده تشکیل می‌شوند. نه زبان یا نژاد یا قومیت منشی افراط گونه. هدف و آرمان‌های فراطبقاتی ویژگی شاخص جنبش‌های اجتماعی مدرنیته‌ی متأخر می‌باشد. هدف ما توسعه و ترقی سرزمینی است. ما همه باید برای ترقی و پیشرفت دولت- جامعه محور تلاش کنیم. یعنی با اراده‌ای مستمر به شکل‌گیری دولت-ملت برای توسعه امیدوار باشیم. انگیزش رفتاری ما باید توسعه‌ی لرستان باشد. از هر طبقه‌ای یا هر تباری می‌توانیم این انگیزش رفتاری را داشته‌باشیم. در این راستا تقویت عناصر ترقی بخش فرهنگ توسعه مانند عقل باوری، علم‌گرایی، اختیارگرایی و برابری بر همگانی که ترقی خواه هستند ضروری است. تبار شناسی برتری جویانه و سلطه‌گرانه نمی‌تواند راه حلی توسعه محور یا ترقی خواهانه باشد. جهان شمولیت‌گرایی انسانیت منش ما را از سلطه‌گری و خشونت قومیتی – عقیدتی رها خواهد ساخت. به تفاوت‌های متکثر احترام بگذاریم اما خود را بر دیگری با دلایلی خود- مرجع، تحمیل نکنیم. فریدریش نیچه فیلسوف قرن نوزدهم آزادی را در شرمسار نکردن دیگری می‌داند. پس ما باید انسان‌هایی آزاد و مسؤول باشیم. جدایی‌نگری قومیتی ما را به جامعه‌ی سنتی در قرن بیست و یکم خواهد برد و ترقی و توسعه‌ی انسان محور را به تعویق خواهد انداخت. به امید توسعه و ترقی سرزمینمان. *کارشناس ارشد علوم سیاسی از دانشگاه تهران

نظر دهید