شهریور ۱۷

shajarian۱.jpgعلی‌اکبر شکارچی: حنجره‌ی انسان اولین سازی‌ست که خداوند در ذات بشر برای خلق زیبایی نهاده است، گرچه سرچشمه‌ی اولین نغمات و ترانه‌ها کار و زندگی انسان‌هاست، ولی به نظر می‌رسد سازهای اولیه با الهام از این هدیه‌ی الهی ساخته و پرداخته شده‌اند و هیچ سازی به اندازه‌ی حنجره‌ی انسان قادر به خلق زیبایی، بیان اندیشه و احساس نیست به همین دلیل همیشه در دنیا خوانندگان نزد مردم، عزیز و محترم بوده‌اند. استاد شجریان، یکی از خوانندگان عزیز و گران‌قدر میهن‌مان است که با آواز پرُ شوق و مهرانگیزش در طول حیات هنری خود، در این سرزمین هویت قومی و ملی ما را با سربلندی در سراسر ایران پیش چشم جهانیان به بلندای دماوند تثبیت نموده‌اند. شجریان از حدود سال‌های ۱۳۵۰ به این سو با انتخاب اشعار مردم‌‌گرا لحظه‌ای از اندیشه و آرمان‌های مردمی ایرانیان غافل نمانده است شما یک بیت، یک آواز او را جز مهر به انسان نمی‌یابید، او هرگز دهانش را جز به ترانه‌ی خوشبختی مردمش باز نکرد. شجریان در دوران انقلاب و پس از انقلاب بدون وابستگی به گروه و دسته یا حزبی، به طور خودانگیخته به گمان من هم‌تراز یک حزب سیاسی قدرتمند هویت موسیقی سنتی و هویت ملی ایرانیان را بنیان نهاد. او نه تنها لحظه‌ای از اصول و معیارهای درست موسیقی اصیل ایرانی عدول نکرد بلکه مکتبی را به ثبت رسانده‌است که شیوه‌های بسط و گسترش ملودی، مرکب‌خوانی، اجرای قطعات مشکل با ریتم منظم یا ریتم آزاد، یا استفاده از وسعت صدایی قدرتمند از بم تا صدای زیر، انتخاب اشعار مناسب همراه با بیان اندیشه خواننده و شاعر، و در نهایت شجریان نشان داده است که کاربرد موسیقی جز هم‌صدایی و پاسخ به نیازهای مردم وجامعه چیز دیگری نیست. در زلزله‌ی بم همراه با ساز و قطعات سحرانگیز و آسمانی علی‌زاده و کلهر عزیز با مردم ایران به سوگ نشست، با اقدام به ساخت مجتمع باغ هنر، نور امید را از دل هزاران آوار خانه‌های خراب، هزاران آوار ارگ خراب بر جان مردم بم تابانید. آن‌هایی که زنده ماندند، اشک شوق می‌ریختند که هم زنده مانده‌اند و هم هنرمندان برایشان سرود سوگ و امید می‌خوانند. شجریان درآمد حاصل از کنسرت تالار بزرگ کشور مبلغی بالغ بر ۴۵ میلیون تومان را برای انسجام و تداوم فعالیت صنفی به خانه‌ی موسیقی هدیه کرد تا موسیقی‌دانان با دغدغه‌ی کم‌تری در سایه تشکل صنفی خود به فعالیت موسیقی بپردازند. ربنای شجریان در ماه مبارک رمضان، مناجاتی است با خدا که در هیچ کشور اسلامی، نظیرش را نمی‌توانید بیابید،‌ مناجاتی که تا آمیخته با روح و جان قرآن نباشی، تا صوتی آسمانی نداشته باشی، محال است آن را این چنین فریاد بزنی. موسیقی و کلام ربنای شجریان میلیون‌ها انسان را بی واسطه به خدا نزدیک می‌کند، و در هر فراز و فرود این صوت آسمانی میلیون‌ها انسان معتقد چه روزه‌دار و چه بی‌روزه به تعالی و آرامش روحی و در نهایت به یک وحدت انسانی سرشار از هم‌دلی، عشق و مهر به یک‌دیگر می‌رسند. ملت ایران این افتخار تاریخی را از آن خود می‌دانند که شجریان رئیس شورای عالی خانه‌ی موسیقی، برنده‌ی جایزه‌ی پیکاسو از سازمان جهانی یونسکو در سال ۱۳۷۸ دریافت مدال موتزارت توسط مدیرکل یونسکو در پاریس، است که بزرگان فرهنگ و هنر جهانی او را در ردیف فرهنگ‌سازان مردمی جهان قرار داده‌اند. من ریشه‌ی خلق سازهای صراحی و سنتور باس شجریان را در این می‌دانم که او بیش از هر هنرمند دیگری با سازها و ارکسترهای مختلف آواز خوانده‌است به همین دلیل اندیشه‌ای به جان او افتاده‌است تا صدایی بکر و نو را، هم برای هم‌صدایی با آواز خود و هم برای هم‌صدایی با سازهای موسیقی ایرانی بسازد. بی‌گمان این کاوش و تحقیق نمی‌تواند از سر خودنمایی، هوا و هوس یا با انگیزه کسب شهرت صورت بگیرد. هیچ کاری تا ابتدا در اندیشه متولد و ملهم نشود، محال است نمود بیرونی پیدا کند، رابطه‌ی اندیشه‌های بیدار و خلاق لحظه‌ای با کائنات قطع نمی‌گردد. گویا این‌چنین است که این افراد انتخاب شده‌اند تا از یک منبع الهام فرمان آفرینش بگیرند. به همین دلیل مبتکران، کاشفان و افراد خلاق نزد مردم، همیشه عزیز و مقدس بوده‌اند. بعد از انقلاب علی‌رغم محدودیت‌هایی که برای موسیقی پیش آمد، و سال‌ها دانشگاه، هنرستان و کلاس‌های موسیقی تعطیل و حمل ساز جرم محسوب می‌شد، به شکل حیرت‌آوری در زمینه‌ی نوازندگی، پژوهش، آموزش و سازسازی رشد و توسعه همه‌جانبه را شاهد بودیم. من، فرهنگ‌خواه و فرهنگ‌طلب بودن مردم را عامل اصلی این نهضت می‌دانم، که به طور خودجوش برای انقلاب فرهنگی و برای سربلندی موسیقی میهن‌مان از هیچ کوششی دریغ نکردند. موسیقی‌دانان ما با درکِ لحظه به لحظه‌ی اوقات تاریخ و دوران سازندگی فرهنگی دست به تجربه و خطا زدند. هزاران آهنگ و هزاران اجرا در داخل و خارج از کشور داشته‌ایم. گروه‌های موسیقی سنتی، موسیقی محلی، موسیقی ملی با گروه‌های تلفیقی، تمبک کوک شونده، نی کلید دار، تار ابداعی، کمانچه و قیچک آلتو، باس و ده‌ها سازهای ابداعی افراد خوش ذوق، حاصل این تجربه و خطاست، که بایستی مثل زمین خوردن و راه رفتن شادی آفرین بچه‌های عزیز خود به آنان نگاه کنیم. هیچ‌کس به اجرای درخشان علی‌زاده، ساز سلانه و شورانگیز که اندیشه و رنگ صوتی جدید را به نمایش گذاشت، خرده نگرفت. مطمئن باشید تا در جان علی‌زاده و سازنده‌ی این سازها اندیشه‌ای جاری نمی‌شد، محال بود چنین اتفاقی نه برای شجریان و نه برای علی‌زاده و نه برای مبتکر دیگری بیفتد. ما چرا ذوق نکنیم. جوانی موسیقی تلفیقی را تجربه می‌کند، چرا ذوق نکنیم صنعت سازسازی کشورمان رو به کمال است، چرا ذوق نکنیم شیوه‌های نوازندگی جوانان در کلیه سازهای ایرانی و کلاسیک به آن توانمندی رسیده‌است. که موسیقی کلاسیک ایرانی و اروپایی را با قدرت شوق‌برانگیز می‌نوازند، چرا ذوق نکنیم پیش روی ما صدها گروه موسیقی سنتی، کلاسیک و محلی در سراسر ایران شکل گرفته، چرا ذوق نکنیم. ارکستر سنفونیک، ارکستر ملی به رهبری استاد فخرالدینی با تلاش تحسین‌برانگیز جمع کثیری از جوانان را تشکیل کرده و آثار ارزشمندی را برای علاقه‌مندان و آرشیو آیندگان اجرا نموده‌اند. منتقدان گمان نکنند حافظه‌ی تاریخی مردم پاک شده‌است. بیاییم به جای انتقادهای بیمارگونه و امیدکش، مهر پیش‌کسوتان را نثار این جریان فرهنگی بالنده نماییم، چرا ذوق نکنیم. هنرمندان فلک را سقف می‌شکافند تا طرحی نو دراندازند. سپاس و مهر خود را نثار هنرمندانی کنیم که اندیشه‌های مدگرایانه و تغییر طلب مثل خوره در جانشان افتاده و تلاش می‌کنند تا بلکه قدمی بسیار اندک در این راه پُر فراز و نشیب بردارند. به هر طرح نو، آهنگ جدید، نوازندگی جدید حسادت نورزیم و نگران منحرف شدن راه هنری کشور نباشیم. ما در گلستانی از موسیقی زندگی می‌کنیم که روییدن و شکفتن حق تک تک ماست؛ هیچ‌کس جا را بر دیگری تنگ نخواهد کرد و بنا نیست از شکفتن هیچ گلی که موافق میل و طبع و نظر ما نیست جلوگیری کنیم. باور کنید این اندیشه‌های بیمار‌گونه تعادل روحی و درونی ما را به‌ هم خواهد زد، بدگویی و بدزبانی آرام و قرارمان را تا زنده‌ایم آشفته می‌کند. خلیل جبران خلیل برای همین بیماری‌های درونی انسان سروده است: پروردگارا به من آرامش ده تا بپذیرم آن‌چه را نمی‌توانم تغییر دهم، دلیری ده تا تغییر دهم آن‌چه را می‌توانم، مرا بینش ده تا تفاوت این دو را بدانم، مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنیا و مردمان آن مطابق میل من رفتار کنند. این گونه اندیشیدن و این گونه زیستن قانون طبیعت است، بیایید طبیعی و مطابق قانون کائنات با عزیزان و هم‌کاران خود زندگی کنیم. قبل و بعد از انقلاب ده‌ها ساز ابداعی ساخته شده ولی هیچ‌کس تا این حد بی‌رحمانه هم سازنده و هم ساز او را زیر سؤال نبرده‌است. من حیرت می‌کنم در اندیشه‌ی انسان‌ها چه باید بگذرد که به‌جای تجزیه و تحلیل ساز صراحی و سنتور شجریان از نظر صنعت، صدا ‌دهی، کارکردی و امکانات اجرایی آن، خود سازنده را مورد اهانت قرار دهند، آن‌هم کسی که عزیز مردم و افتخار ایرانیان است. من با خواندن مقالاتی که در رابطه با شجریان در روزنامه‌ها منتشر شده‌بود، بسیار هم متأسف و هم غمگین شدم، یکی از شاگردانم از فردوسی دو بیت زیر را خوانده: ز نادان بنالد دل سنگ و کوه ازیرا ندارد بر کس شکوه هر آن‌کس که گفتار او نغز نیست چنان دان که در سر او مغز نیست گرچه دلم نمی‌خواست آن را در این نوشته بیاورم ولی خواستم بگوییم مردم ما هوشمند و با حافظه‌ی تاریخی مراقب رفتار، کردار و کلیه اتفاقات اجتماعی و هنری هستند. مردم شریف، کسانی‌که اهل فن باشند، می‌دانند کارهای خلاقانه کار یک مؤسسه‌ی تحقیقاتی است که کار و فکر مشترک آن را به تولید می‌رساند ولی شاهدیم افراد علاقه‌مند تک به تک به طور انفرادی افکار خود را عملی می‌سازند. به بیان دیگر اینان فرزندان خلف دوران خود هستند که قلبشان با نبض و تپش دوران خود می‌تپد. ما در اول راهیم بایستی برخود ببالیم که علی‌رغم تمام محدودیت‌ها و علی‌رغم این‌که میلیون‌ها نفر هنوز سازهای اصیل ایرانی«تار، سه تار، کمانچه، نی و تمبک» را ندیده‌اند، ولی اندیشه‌های‌مان پژمرده نشده و شکفتن را شاهدیم. اگر شکیبا و صبور باشیم، در این پروسه خودِ زندگی مثل دریا کلیه ناخالصی‌ها را به ساحل پرت خواهد کرد. من مطمئن هستم شجریان سال‌ها‌ست به دریا پیوسته و صراحی و سنتور ابداعی او هم به دریا خواهد پیوست. قدرشناسی یکی از ویژگی‌های بشری‌ست، اگر مردمی از آن بی‌بهره بودند همه‌ی نعمات زندگی را از کف خواهند داد. ما بایستی قدرشناس تک تک افرادی باشیم که در زمینه‌ی موسیقی پاپ، محلی، سنتی و کلاسیک در عرصه‌ی آموزش، تولید، اجرا و پژوهش آثار ارزشمندی از خود به‌جای گذاشته‌اند. هرگاه قدرشناسی و سپاس بروز کند، سراپای وجودتان از عشق لبریز می‌گردد، عکس آن کینه، نفرت، حسادت، خودخواهی، غیبت و بدزبانی، جسم و جان شما را بیمار می‌کند و شما حتی نسبت به عزیزان خود بی‌رحم، بی‌مهر و ناسپاس می‌شوید. پیشنهاد می‌کنم خانه‌ی موسیقی از کلیه استادان نوازنده‌ی سازهای کششی و سازندگان برجسته‌ی سازهای کششی دعوت به عمل آورد تا طی نشست‌هایی این ساز را از نظر صدا ‌دهی، امکانات اجرایی مورد تحلیل قرار دهند و قوت و ضعف آن‌ را برای جامعه‌ی موسیقی اعلام نمایند بی‌گمان برخورد علمی خانه‌ی موسیقی امکان برخوردهای نسنجیده که در شأن موسیقی‌دانان فرهیخته‌‌ی کشورمان نیست را از بین خواهد برد. اندیشه‌هایتان: سرشار از نغمه و ترانه‌ی مهر و نوازش و دلیری باد! زبانتان: جز به ترانه‌‌ی امید، خیراندیشی،‌ حماسه و حمایت در دهان نچرخد! قلم‌تان: برای برافروختن امید در دل ناامیدان برخاستن شکست خوردگان روان باد! قلب‌تان: برای گوشه‌گیران خاموش موسیقی، گم‌نامان پر تلاش و خاموش موسیقی پر تپش باد!

یک پاسخ به “ربنای شجریان میلیون‌ها انسان را بی‌واسطه به خدا نزدیک می‌کند”

  1. افشار گفت:

    بابت اطلاعات عالیتون ممنونم

نظر دهید