شهریور ۳۰

goodarziyan.JPGعلی گودرزیان (ع-پایدار):مهرگان دانش و آگاهی از راه می‌رسد، بوی کتاب‌های نو و صدای شور و شوق کلاس اولی‌ها در زمین و زمان کشور عزیزمان ایران پیچیده‌است. از یک ماه پیش پدران و مادران پیگیر نام‌نویسی و تهیه‌ی نوشت‌افزار و پوشش ویژه‌ی سال جدید تحصیلی بچه‌های خود بوده‌اند. به گفته‌ی مدیرکل آموزش و پرورش پیش‌دبستانی و ابتدایی، حدود یک میلیون و دویست هزار نفر به جمعیت ۵ میلیونی دانش‌آموزان دوره‌ی ابتدایی در مهرماه افزوده می‌شود. وزارت آموزش و پرورش با حدود ۱۷ میلیون دانش‌آموز، تقریباً به طور مستقیم و غیر مستقیم با تمام خانواده‌های ایرانی در ارتباط است، از این جهت می‌توان پذیرفت که این وزارت‌خانه گسترده‌ترین، با نفوذترین، حساس‌ترین و سرنوشت‌ساز‌ترین وزارت‌خانه در نظام جمهوری اسلامی ایران است. هرچند با کمال تأسف نمی‌توانم بپذیرم که هنوز این وزارت‌خانه در کشور ما با همه‌ی این حساسیت‌ها و شاخص‌ها جز محوری‌ترین وزارت‌خانه‌ها به شمار نمی‌آید! گویاترین دلیل می‌تواند محاسبه‌ی سهم وزارت آموزش و پرورش از درآمد افسانه‌ای نفت، در مقایسه با دیگر وزارت‌خانه‌ها و نهادها باشد. سال‌ها پیش در یک جستاری با عنوان «محوریت آموزش و پرورش و رسانه‌ی ملی» که در هفته‌نامه‌های بومی منتشر شد این نکته را گوشزد کردم که:« با وجود همه‌ی شعارهای دهن پرکن در این ملک و ملت آموزش و پرورش محور توسعه نیست و در حاشیه افتاده‌است.» در چهار سال گذشته‌ی «دولت مهرورز» این وزارت‌خانه‌ی پرطمطراق، عروس هزار داماد شد. پس از ناکامی«اشعری» در کسب اکثریت آرا مجلسیان، فرشیدی بر سکوی وزارت این وزارت‌خانه تکیه زد، فرشیدی از استخدام ۵۰۰۰ هزار روحانی و دو برابر شدن بودجه آموزش و پرورش سخن گفت، اگر چه او خود از از دنیای غیرانتفاعی‌ها آمده‌بود اما با اعمال سیاست‌های توجه به مدارس دولتی دمار از روزگار مؤسسات غیردولتی برآورد، طولی نکشید که در دستگاه زیر فرمان ایشان، توهین به پیامبر اکرم(ص) در سؤالات ضمن خدمت فرهنگیان، به یک رسوایی بدل شد تا برخی تیم ایشان را مرتبط با تفکر«حجتیه» بدانند و همین سبب شد تا کم کم زمینه‌ی جدا سازی ایشان از ملک وزارت فراهم گردد. حدود یک سالی دکتر علی احمدی از نزدیکان رئیس‌جمهور سرپرستی این وزارت‌خانه را به یدک کشید تا سرانجام نمایندگان مجلس در یک سال باقی مانده عطای این وزارت‌خانه را به لقای علی احمدی بخشیدند. علی احمدی که به عنوان یکی از سربازان خط اول تبلیغات ریاست جمهوری دوره‌ی دهم نامش در خاطره‌ی فرهنگیان به ثبت رسیده و بیش‌تر فرهنگیان لرستانی در آخرین روزهای انتخابات حضور او را – با کارناوال انتخاباتی‌اش از نورآباد تا خرم‌آباد – به خاطر دارند، با گذشت حدود یک ماه از آغاز کار دولت دهم، هنوز به عنوان سکاندار این دستگاه بزرگ باقی مانده‌است. رئیس دولت دهم با دلایل خود، خانم کشاورز را برای تصدی این وزارت‌خانه به مجلس معرفی نمود. نامتعارف بودن این انتخاب چنان برای همه روشن بود که نمایندگان مخالف در مجلس به خود اجازه دادند تا پوست‌کنده‌ترین انتقادهای خود را در صحن علنی مجلس از این کاندیدای وزارت ابراز دارند.جالب بود که تنها مدافع خانم کشاورز نماینده‌ی محترم شهر خرم‌آباد سردار رحیمی‌نسب بود. سخنان سردار رحیمی‌نسب در دفاع از خانم کشاورز چنان کلی و غیر کارشناسی و به تعبیر یکی از نمایندگان نامربوط بود که طاقت برخی از نمایندگان مجلس را طاق نمود و با عتاب و سرزنش اعتراض خودشان را از سخنان سردار رحیمی پنهان نکرده و در صحن مجلس فریاد کردند. به هرجهت حانم کشاورز موفق به کسب اکثریت آرا مجلس نشد، اما هنوز مثل همیشه در آغاز کار دولت دهم نیز، این وزارت‌خانه‌ی آموزش و پرورش است که کلاهش پس معرکه مانده و صحنه‌ی کشمکش نمایندگان و دولتیان قرار می‌گیرد، تا ببینیم پس از خستگی نمایندگان از این همه قال و مقال، در نهایت همای وزارت بر شانه‌ی کدام آدم معمولی خواهد نشست! و شاید این«دال آخر» همان مرد پشت صحنه و ذخیره شده، دکتر علی احمدی باشد. در همین رابطه نشریه‌ی «نگاه» را ورق می‌زدم آن‌جا که دیدگاه حدود ۵ نفر از نمایندگان عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، انعکاس داده شده‌بود. این نمایندگان در پاسخ با پرسش:«ویژگی‌های وزیر آموزش و پرورش چه باید باشد؟» به کلمات و اصطلاحاتی از قبیل تدبیر، شجاعت، سیستمی بودن، برنامه‌ریز بودن و داشتن تجربه‌ی اجرایی، اشاره کرده و هم‌چنین بیان نموده بودندکه:« وزیر آموزش و پرورش باید بتواند نمایندگان را قانع و فرهنگیان را یکپارچه کند.» (نگاه، هفته‌ی سوم شهریور۸۸، شماره۴۰۳) گفتن این سخنان پر سر و صدا و دهن‌پرکن، اما کلی و غیرکارآمد از عهده‌ی بقال سرکوچه‌ی ما هم برمی‌آید. اگر از هرکسی بپرسند ویژگی‌های مدیر دبستان، شهردار، فرماندار، مدیرتعاونی مسافربری و … چه می‌تواند باشد؟ می‌توان به همین پاسخ‌ها اشاره کرد. یعنی در واقع این ویژگی‌ها نه تنها می‌تواند ویژگی وزیر آموزش و پرورش باشد بلکه همه‌ی مدیران در هر سطحی می‌توانند این ویژگی‌ها را داشته‌باشند! برای همین اشاره می‌کنم که اظهارنظر نمایندگان مجلس در حقیقت گویای شخصیت حقوقی آنان نیست. حالا شاید هم این عزیزان، نیمه‌ی تخصصی دانش خود را در جلسات غیر علنی مجلس روکنند! الله اعلم! ولی در هر صورت نمایندگانی می‌توانند درباره‌ی ویژگی‌های وزیر آموزش و پرورش اظهارنظر کنند که از مکتب‌های آموزشی دنیا خبر داشته‌باشند، چالش‌ها، تهدیدها و فرصت‌های آموزش و پرورش را خوب بشناسند، مسیر حرکت مردم دنیا و مسیر پیشرفت ملت ایران را بلد باشند، یک نماینده‌ی مجلس عضو کمیسیون مجلس باید بداند و باور داشته باشد که آموزش و پرورش شاهراه پیشرفت هر ملت به سوی دنیای عجیب و غریب آینده است و با توجه به این سرفصل‌ها اظهار نظر فرماید از برنامه سخن بگوید و از وزیر برنامه محور حمایت کند. جالب است در اظهار نظر یکی از نمایندگان آمده بودکه:«وزیر آموزش و پرورش باید نمایندگان را قانع و معلمان را یکپارچه کند!» این یعنی چی؟ از این سخن فله‌ای چه می‌توان استنباط کرد؟ قانع شدن نمایندگان به چه قیمتی؟ به قیمت زدن چوب حراج بر مدیریت سازمان‌ها در استان‌ها؟ به قیمت چانه‌زنی نمایندگان با وزیر برای عوض کردن مدیر آموزشگاه «ریمله‌ی لرستان»؟ من از استان خودم مثال می‌زنم تا به پر قبای احدی از نمایندگان دیگر استان‌ها برنخورد! خوب حالا یکپارچگی فرهنگیان چه معنایی می‌تواند داشته‌باشد؟ باور کنید اظهار نظرهایی این چنینی، قلب هر پژوهنده و معلم کارآزموده‌ای را به درد می‌آورد! باز در همین «نگاه» دقیق‌تر که شدم طرح برنامه‌های «تنوع بخشی به مدارس، یعنی واگذاری اداره‌ی مدارس به شهرداری‌ها و تعاون و هم‌چنین اداره‌ی مدارس به شکل «هیئت امنایی» و تأکید بر ضرورت مشارکت و نظام پیشنهادات معلمان» توسط دکتر علی احمدی را خواندم، با وجود ساختار مدیریت متمرکز و مشارکت‌ستیز کنونی که حتی ابلاغ متصدیان امور دفتری هم با صلاح‌دید مدیران کلان و نیمه کلان صادر می‌شود! این بیانات آقای وزیر، بیش‌تر به شعار و شوخی می‌ماندکه در این بحبوحه‌ی بی وزیری، فقط می‌تواند مصرف تبلیغاتی داشته‌باشد. مهم‌ترین نکته‌ای که در بخش پایانی این جستار می‌خواهم به آن بپردازم این است که در حال حاضر نظام آموزشی ما با مشکلات زیادی گلاویز است. وضعیت نامناسب دست‌مزد فرهنگیان در مقایسه با هزینه‌های روزمره و تورم ۲۵درصد موجود، نامعلوم بودن مسیر واقعی و دست‌یافتنی نظام آموزشی ایران، بحران مشروعیت مبتنی بر مقبولیت بین نیروهای صف و ستاد، نبود فضای مناسب برای مشارکت معلمان در تصمیم‌سازی‌های آموزشی، تأکید بر محتوامحوری نظام آموزشی و پرهیز از حرکت به سمت و سوی نظام پژوهش محور و فعالیت‌محوری، کاهش انگیزه‌ی آموزش مدرسه محوری از طرف دانش‌آموزان، وجود روش‌های تدریس مبتنی بر سخنرانی و نبود ابزار و زیرساخت برون رفت از این روش‌های تدریس ملال‌آور، نبود جایگاه مناسب ادبیات کودک و نوجوان و مقولاتی از قبیل پژوهش کودک، موسیقی کودک، شعر کودک و… در نهایت سنگینی سایه‌ی نامبارک نگاه بزرگ‌سالانه بر آموزش و پرورش پیش‌دبستانی و ابتدایی ایران، برخی از چالش‌هایی است که هم نمایندگان مجلس و هم وزیر محترم آینده بهتر است در داوری و برنامه‌ریزی‌های خود در نظر داشته‌باشند. امیدوارم نمایندگان واقع‌بین و اندیشمند مجلس با رأی‌زنی و گفت‌وگوهای کارشناسانه، خارج از ملاحظات جناحی و منافع فردی و گروهی با در نظر گرفتن ضروریات جامعه‌ی آموزش و پرورش ایران، سکانداری این کشتی بزرگ را به فردی برنامه‌محور، واقع بین، اندیشمند و دل‌سوخته‌ی فرهنگ ملی و مذهبی این دیار بسپارند.

نظر دهید