مرداد ۲۹

رضا آزادبخت: یکی دو سال پس از فرمان حکومت پهلوی اول مبنی بر اسکان ایلات و عشایر، ستون و خیمه سیاه‌چادرها به نشانه‌ی تسلیم بر خاک افتادند. اولین خشت‌های گلی روی هم چینه شد و اتاق‌های کاهگلی با تمامی زمختی‌شان نشانه‌های «شهرنشینی و مدنیت» را در لابه‌لای خشت‌های خام و نپخته خویش پنهان ساختند.

“سیدی شیرازی” دست تقدیر او را حواله این دیار ساخت. سادگی و صفا، انس و الفت، صداقت و یک‌رنگی این مردمان تازه شهرنشین شده که زور و اجبار آنان را زمین‌گیر کرده‌بود و یا احساس تکلیف از این‌که باید به این مردمان ساده و صمیمی شرعیات و احکام دینی را تعلیم نماید او را هزاران کیلومتر دورتر از یار و دیار خویش زمین‌گیر ساخت. ادامه را بخوانید »

مرداد ۲۹

فاطمه نیازی: حکایت غریبی است، مظلومیت مطبوعات استان لرستان به نادیده گرفتن‌ها محدود نمی‌شود. سال‌هاست که سرمقاله‌ی اکثر مطبوعات استان را مدیرانی تیتر زده‌اند که این بار خود تیتر شدند. مدیران ارشد استان هیچ‌‌کدام در آیین پایانی جشنواره‌ی مطبوعات محلی و خبرگزاری‌ها حضور نداشتند! چیز غریبی نیست!

سال‌هاست حوزه‌ی فرهنگ از بی برنامه‌گی‌ها، نبود هماهنگی و خاک خوردن رنج می‌برد. این زخم‌، زخم تازه‌ای نیست. غم‌نامه‌ی کهنه‌ای است که هربار ورق می‌خورد و بیت‌الغزل بی‌برگی و بی‌برنامه‌گی را در ذهن مطبوعات رصد می‌کند. وقتی بی‌اعتنایی و بی‌اهمیتی به بطن مطبوعات تزریق شود، هوایی که تنفس می‌شود مسموم است و شعوری که رنجور می‌شود و تب‌دار. ادامه را بخوانید »

مرداد ۲۹

سید مجید مبارکیان خرمآبادی: دکتر مصدق روز ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ که کودتاى از قبل طراحى شده‌ی انگلیسى‌ها و آمریکایى‌ها اتفاق افتاد،‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ همراه با چند نفر از وزیران و مسؤولین دولتى در منزل خود بود. او در بیش‌تر ایام نخست وزیرى خود به علت کسالت توأم با احتیاط از ترور خود توسط نظامیان و سرسپردگان شاه، جلسات هیئت دولت را در منزلش برگزار مى‌کرد. هم زمان با اوج‌گیرى کودتا مخالفین که مى‌دانستند دکتر مصدق در منزل است به خانه او هجوم آوردند. ساکنین خانه وقتى که دیدند دیگر کارى از دست محافظین نظامى منزل هم ‌بر نمى‌آید و جانشان هم در خطر است با نصب پرچم سفید(به نشانه تسلیم)، از طریق پشت بام و خانه به خانه، خود و دکتر مصدق را به یکی از خانه‌هاى اطراف که صاحبش در منزل نبود و فقط یک خدمتکار در آن جا حضور داشت رساندند. ادامه را بخوانید »

مرداد ۲۸

 

روزنامه‌نگارشهناز خسروی: -من امیر ۲۴ ساعته که پاکم. -من مرجان ۶ ماه و دوازده روزه که پاکم. -من منصور ۴ سال و ۸ ماه و پنج روزه که پاکم. -من رها…. من پاکم! جمله‌ای که هر بار شنیدن آن سالن کوچک اجتماعات فرهنگ‌سرای اندیشه تهران را به وجد می‌آورد، شور زندگی می‌آفریند و عشق به پاک زیستن. این گزارش به هیچ‌وجه ادعای بررسی علمی یا جامعه‌شناسانه علل گرایش به مواد مخدر را ندارد. تنها تریبونی است که در اختیار نوجوانان و جوانانی گذاشته شده‌است که در یک شب گرم تابستان در قالب انجمنی به نام انجمن معتادان گمنام (NA) در پارک اندیشه گرد هم آمده‌اند تا از تجربیاتشان بگویند. از چگونگی گرفتاری در دام اعتیاد، تا رهایی، پاک شدن و پاک ماندن و پیام بهبودی‌شان را به آنان که عزمشان را بر رهایی جزم کرده‌اند، برسانند.

تاریخچه‌ی انجمن معتادان گمنام در ایران وقتی برای کسب اطلاعات در مورد تاریخچه‌، اهداف و عملکرد انجمن NA، به دفتر مرکزی این انجمن واقع در منطقه‌ی سعادت‌آباد تهران مراجعه می‌کنم، مسؤولین آن ضمن قدردانی از اقدام برای معرفی انجمن در سطح جامعه، تنها چند نسخه از نشریات خود از جمله نشریه‌ی پیام بهبودی و آدرس سایتشان را در اختیارم قرار می‌دهند

مرداد ۲۸

ک. بدرآبادی

«عمری پی آرایش خورشید شدیم          آمد ظلمات عصر و نومید شدیم

دشوارترین شکنجه این بود که ما          یک یک به درون خویش تبعید شدیم»«شفیعی کدکنی»

۱-در پی انجام چند کار شخصی به اداره (…) رفته بودم. همیشه برنامه‌ام را طوری تنظیم می‌کنم که بعد یا قبل از انجام کارهایم، سری هم به استاد (…) بزنم، حتا اگر شده برای گپی کوتاه و تازه‌تر کردن دیداری تنها در چند دقیقه…

تقریباً هر چند روز یک بار سعی می‌کنم این کار را انجام بدهم؛ به‌خصوص این روزها که از بس از این و آن جفا دیده، شادابی گذشته دیگر در او دیده نمی‌شود. و گمان می‌کنم اگر دیداری هر چند کوتاه با وی داشته باشم شاید به واسطه‌ی آن، قطره‌ای از دریای ملالش کم شود و از حال و آن‌چه در آن به تلخی می‌گذرد برای آنی جدایش کنم. چند وقتی است او را به کاری گمارده‌اند که فلسفه و سنخیتش را با شخصیت، دانش و تجربه‌ی استاد کسی درک نکرده است! می‌توان این را هم به حساب تمام بی‌سنخیتی‌های دیگر این روزها گذاشت و این‌که در هیچ‌‌جا، هیچ کس سر جای خودش نیست و انگار تکان شدیدی (چیزی بیش‌تر از آن‌چه بم را لرزاند!) نظم همه‌چیز را به هم ریخته است. ادامه را بخوانید »

مرداد ۲۸

 همایش جامعه‌ی اطلاعاتی و بانک‌داری الکترونیکی با حضور رئیس اداره‌ی آموزش بانک تجارت کشور، معاون سیاسی- امنیتی استانداری، جمعی از مسؤولین ادارات کل و مدیریت بانک‌ها، مؤسسات مالی و کلیه‌‌ی پرسنل بانک تجارت استان لرستان در سالن شهید آوینی اداره‌ی فرهنگ و ارشاد اسلامی خرم‌آباد برگزار شد. 

۱۵ برنده‌ی خوشبخت بانک تجارت لرستان مراسم توزیع جوایز ویژه سی‌امین دوره‌ی قرعه‌کشی حساب‌های قرض‌الحسنه پس‌انداز مدیریت شعب بانک تجارت لرستان در سالن آمفی‌تئاتر مدیریت بانک تجارت لرستان برگزار شد. در این مراسم که با حضور حضرت آیت‌الله صادقی رئیس حوزه‌ی کمالیه خرم‌آباد، ملکی سرپرست معاونت برنامه‌ریزی استانداری لرستان و جمعی از مسؤولان برگزار شد، ادامه را بخوانید »

مرداد ۲۷

سروش الیگودرزی: دوستی می‌گفت: اولین روز تابستان بود. در اداره سرگرم کارم بودم. تلفن به صدا درآمد. مرا می‌خواستند. صدایی ناآشنا می‌گفت که رئیس بانک «م» شعبه‌ی مرکزی الیگودرز است؛ و: شما مقاله‌ای نوشته‌اید درباره‌ی بانک ما… و من حافظه‌ام را به کار گرفتم: آها! آن که مال چند ماه پیش است. گفت: شما نوشته‌اید که بانک، کلاه‌برداری می‌کند و از پول مردم استفاده می‌کند… این بار هر چه کردم که «کلاه‌برداری» را به خاطر بیاورم نشد که نشد! مجبور شدم بروم سراغ مطلب. اوووووه! آن نوشته ۱۰ ماه پیش (ابتدای شهریور ماه سال گذشته) چاپ شده بود!(۱) ادامه را بخوانید »

مرداد ۲۷

حشمت‌اله آزادبخت: وقتی حس می‌کنی در کجا زندگی می‌کنی گریه‌ات می‌گیرد. در شهری که قلم حرف اول را می‌زند و هنر بر پیشانی تاریخش می‌درخشد. اما کسی نیست زلف قلمت را شانه‌ای بکشد و لااقل قوت قلبی به بالای هنرت شاباش کند. در شهری که قلم حرف آخر را می‌زند، معروفیتش را تفنگ داد می‌زند. بگذار ساده بگویم، اغراق نیست که کوهدشت را باید خاستگاه شعر و هنر دانست و پیشینه‌ی تاریخی و هنری‌اش را کسی نمی‌تواند لگد انکار بکوبد. مردان و زنانی در این شهر زندگی می‌کنند که صدای فرهنگ و اصالت پاک مردم دیارشان بر زبان هنرشان معرفی می‌شود و دست حمایت مسؤولی تا حال بر سرشان سایه نشده است. اهل قلم و هنر این شهر چند سال متوالی است که در جشنواره‌های مختلف مطبوعات و گنگره‌های شعر و موسیقی و… رتبه‌های چشم‌گیری را صاحب می‌شوند ادامه را بخوانید »

مرداد ۲۷

مهندس سپه‌وند: وضعیت لرستان از نظر اقتصادی و اجتماعی بحرانی است و حالت «فوق العاده» پیدا کرده‌است. این ادعای من نیست، بلکه سخنان مقامات رسمی و دولتی در سطح استان، حاکی از این موقعیت است. اوضاع به حدی به هم ریخته است که حتا مقامات محافظه‌کار نیز وادار به واکنش شده‌اند. کسانی که بنا به موقعیت شغلی و سیاسی‌شان و از سر مصلحت! همواره سعی دارند واقعیت‌های تلخ‌، خیلی آشکار و عیان نشوند یا بیان نشوند نیز دیگر تحمل ندارند و نمی‌توانند بیش از این شاهد و ناظر وخامت اوضاع باشند. بلی، اگر حداقل ارتباطی بین مسؤولان و متن مردم وجود داشته باشد، ادامه را بخوانید »

مرداد ۲۷

anar.jpgانار، انجیر، برنج، زردآلو، نخود، عسل، سیب و … محصولاتی است که با بهترین کیفیت در استان زر‌خیز لرستان تولید می‌شود اما کمتر می‌توان این محصولات را به نام این استان در بازارهای داخلی و خارجی پیدا کرد. به گزارش مهر، امروزه بسیاری از محصولات تولید شده در استان لرستان به دلیل ضعف در برندسازی، ایجاد صنایع بسته‌بندی، تبدیلی، تکمیلی و فرآوری و هم‌چنین بی‌توجهی در زمینه‌ی بازاریابی به راحتی به نام دیگر استان‌های کشور صادر می‌شود تا افتخار تولید این محصولات که حاصل دست‌رنج کشاورز لرستانی است ادامه را بخوانید »